خبر یک:
اعدام در تاریکی سحر، نه عدالت است و نه قانون؛ نمایش عریانِ قدرتی است که از سر ترس و حشت از سقوط و پاسخگویی و عدالت میگریزد. آنچه در شب پنجم و بامداد ششم مرداد در میدان علیخانی اصفهان رخ داد، در سایه اذان، در میان فریادها و کِلکشیدنها، و زیر سایه چوبهدار، نه صرفاً پایان زندگی دو جوان، امیرحسین صفری و ابوالفضل سپاهی، بلکه زخمی تازه بر وجدان عمومی یک جامعه بود.
گزارشها از حضور گسترده شهروندان در اطراف میدان، پیش از آغاز سرکوب، حکایت دارد، مردمی که برای اعتراض به سلب حیات، به خیابان آمدند و با پاسخِ امنیتی مواجه شدند. انتشار تصاویر لیزرهای سبز بر پیکر معترضان، یادآور نشانهگیریهایی است که پیشتر نیز بهعنوان پیشدرآمد تیراندازی به کار رفته است. این نشانهها، همراه با شلیک گاز اشکآور و استقرار نیروهای مسلح، فضایی را ترسیم میکند که در آن، حق اعتراض مسالمتآمیز بهجای شنیده شدن، با توحش و جنایت های به روش اسلامی سرکوب میشود.

اعدام، بهویژه در بسترِ ابهامهای قضایی و فقدان شفافیت، نه تنها بازدارنده نیست، بلکه چرخه خشونت را بازتولید میکند. هیچ جامعهای با حذفِ فیزیکیِ شهروندانش به امنیت پایدار نمیرسد. عدالت، با دادرسی عادلانه، دسترسی به وکیل مستقل، و شفافیت کامل معنا پیدا میکند نه با شتاب در اجرای حکم مرگ.
گزارشهای تأییدنشده درباره جانباختن یک زن معترض، «آناهیتا آذر»، اگر صحت داشته باشد، عمق فاجعه را دوچندان میکند، چرا که نشان میدهد هزینه اعتراض به سلب حیات، خود میتواند به سلب حیات بینجامد. حتی اگر این گزارشها نیازمند راستیآزمایی مستقل باشند، صرف طرح آنها نشانه سطح بالای نگرانی و بیاعتمادی عمومی است.

این رخداد، بار دیگر این پرسش بنیادین را پیش میکشد: آیا حاکمیتی که در برابر اعتراض، به ابزارهای قهری متوسل میشود و در تاریکی سحر جان میگیرد، میتواند مدعی اجرای عدالت باشد؟ پاسخ روشن است. زمان آن رسیده که به چرخه اعدام پایان داده شود، به کرامت انسانی بازگشت شود، و کرامت انسانی در ایرانی که اکنون توسط کسانی اداره میشود که در حقیقت اشغالگران ایران هستند، ممکن نیست. سران جمهوری اسلامی دشمن ترین دشمن در تمام طول تاریخ ایران برای مردم ایران هستند. جمهوری اسلامی و طرفداران مزدبگیرش، اقلیتی مسلح در قدرت هستند که برایشان کرامت انسانی و حقوق شهروندان ایران هیچ اعتباری ندارد. آنان برای بقا در قدرت تنها راه ممکن را کشتار و جنایات علیه مردم شریف ایران میدانند.
حفظ جا انسانها، خط قرمزی است که نباید زیر هیچ توجیهی نقض شود. تاریخ، درباره این شبها قضاوت خواهد کرد و قضاوتش، نه بر پایه روایتهای رسمی، که بر اساس حقیقتی خواهد بود که در حافظه مردم ثبت شده است. و ما نه میبخشیم، و نه فراموش میکنیم.




