میان نقشههای حمله، سلاحها و وسایل سوختهٔ خانهها، پیامهای یک دختر به پدرش معنای دیگری به فاجعه میدهد؛ لحظههایی که تمام نگرانی یک خانواده در یک سؤال خلاصه میشود: هنوز زندهاید؟ در این قسمت، به دعوت کمال پنهاسی، از نمایشگاهی دربارهٔ حملهٔ حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر بازدید میکنم؛ نمایشگاهی ویژهٔ خبرنگاران، دیپلماتها و چهرههای سیاسی. همراه من وارد بخشهای مختلف این نمایشگاه شوید؛ از نقشهها و اسنادی که برگزارکنندگان دربارهٔ برنامهریزی حمله ارائه میکنند، تا تجهیزاتی که برای گروگانگیری معرفی میشوند، وسایل باقیمانده از خانههای کیبوتصها و اشیای منتسب به یحیی سنوار. در بخشهای دیگر، روایت و مدارک ارائهشده از سوی اسرائیل دربارهٔ تبلیغات و آموزش کودکان، ارتباط برخی خبرنگاران و کارکنان آنروا با حماس و مشارکت در حمله را میبینیم و توضیحات میزبان نمایشگاه را میشنویم. اما برای من، تکاندهندهترین بخش این بازدید، نشانههای زندگی روزمرهای بود که ناگهان متوقف شده بود: عروسک، کفش، وسایل سوخته و پیامهای خانوادگی در میان صدای تیراندازی. بخشی از نمایشگاه هم به نمایش فیلمهایی اختصاص داشت که اجازهٔ تصویربرداری از آنها داده نمیشد. این گزارش، بازدید من از نمایشگاه و روایت ارائهشده در آن است؛ مواجههای نزدیک با آثار حمله و سرنوشت انسانهایی که پشت خبرها و آمار قرار دارند. کدام بخش این گزارش بیشتر شما را به فکر فرو برد؟ نظرتان را بنویسید و برای دنبالکردن گزارشهای بعدی، کانال را دنبال کنید.





