اتحاد ملی، سیاسی، فرهنگی

ادامه اعتراضات سراسری در ایران، بحران مشروعیت / دست‌کم ۲۹ کشته، ۱۲۰۰ بازداشتی در ۷۸ شهر

خبر یک:

دست‌کم ۲۹ کشته، ۱۲۰۰ بازداشتی و اعتراضات در ۷۸ شهر، جمهوری اسلامی در برابر جامعه معترض

ادامه اعتراضات سراسری در ایران، بار دیگر عمق شکاف میان جامعه و حاکمیت را آشکار کرده است. بر اساس گزارش‌های منابع حقوق بشری و ویدئوهای منتشرشده از داخل کشور، موج تازه اعتراضات مردمی نه‌تنها فروکش نکرده، بلکه به دست‌کم ۷۸ شهر گسترش یافته است؛ اعتراضی که این‌بار به‌طور آشکار، کلیت نظام جمهوری اسلامی و شخص علی خامنه‌ای را هدف قرار داده است.

اعتراضاتی فراتر از مطالبات مقطعی

شعارهای علیه خامنه‌ای و حکومت در شهرهای مختلف

گزارش‌ها و ویدئوهای منتشرشده از شهرهای مختلف ایران نشان می‌دهد که معترضان با عبور آشکار از خطوط قرمز حکومتی، شعارهایی صریح و بی‌سابقه علیه علی خامنه‌ای و کلیت نظام جمهوری اسلامی سر داده‌اند. این شعارها که در بسیاری از شهرها تکرار شده، بیانگر رادیکال‌تر شدن مطالبات و فروپاشی ترس عمومی است.

برخی از شعارهای سر داده‌شده در شهرهای مختلف عبارت‌اند از:

  • «مرگ بر دیکتاتور»
  • «مرگ بر خامنه‌ای»
  • «خامنه‌ای قاتله، ولایتش باطله»
  • «این آخرین پیامه، هدف کل نظامه»
  • «جمهوری اسلامی نمی‌خوایم، نمی‌خوایم»
  • «دشمن ما همین‌جاست، دروغ میگن آمریکاست»
  • «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی»
  • «زن، زندگی، آزادی»

این شعارها در شهرهایی چون تهران، سنندج، سقز، مشهد، شیراز، اصفهان، کرمانشاه، رشت، اهواز و تبریز گزارش شده و نشان می‌دهد که اعتراضات از نظر گفتمانی وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن، نه اصلاح ساختار موجود، بلکه نفی کامل آن محور اصلی مطالبات معترضان است.

اعتراضاتی فراتر از مطالبات مقطعی

شعارهای سر داده‌شده در خیابان‌ها نشان می‌دهد که اعتراضات کنونی صرفاً واکنشی به یک بحران یا تصمیم خاص حکومتی نیست، بلکه بیانگر خشم انباشته‌شده از دهه‌ها سرکوب سیاسی، فساد ساختاری، فقر گسترده و سلب آزادی‌های مدنی است. شعارهای مستقیم علیه خامنه‌ای و اصل نظام، حاکی از عبور بخش بزرگی از جامعه از مطالبات اصلاح‌طلبانه و رسیدن به خواست تغییرات بنیادین است.

گستردگی جغرافیایی اعتراضات، از کلان‌شهرها تا شهرهای کوچک، نشان می‌دهد که نارضایتی دیگر محدود به طبقه یا منطقه خاصی نیست. این هم‌زمانی و فراگیری، یکی از جدی‌ترین چالش‌های امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر به‌شمار می‌رود.

سرکوب خونین؛ هزینه بقای حکومت

منابع حقوق بشری از کشته شدن دست‌کم ۲۹ معترض خبر می‌دهند؛ آماری که با توجه به محدودیت شدید اطلاع‌رسانی و قطع یا اختلال اینترنت، احتمال افزایش آن وجود دارد. همچنین بیش از ۱۲۰۰ نفر در جریان اعتراضات بازداشت شده‌اند؛ بازداشت‌هایی که اغلب بدون ارائه حکم قضایی و با خشونت شدید صورت گرفته است.

سابقه برخورد نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، نگرانی‌ها درباره شکنجه، اعتراف‌گیری اجباری و محرومیت بازداشت‌شدگان از دسترسی به وکیل را تشدید کرده است. به‌نظر می‌رسد حاکمیت، بار دیگر سرکوب خشن را به‌عنوان تنها ابزار بقا انتخاب کرده؛ راهبردی که در کوتاه‌مدت ممکن است خیابان‌ها را آرام کند، اما در بلندمدت به فرسایش بیشتر مشروعیت نظام می‌انجامد.

حمله به بیمارستان ایلام؛ عبور از خطوط قرمز

در یکی از نگران‌کننده‌ترین تحولات، گزارش‌ها از حمله نیروهای حکومتی به بیمارستانی در ایلام حکایت دارد؛ موضوعی که با واکنش تند دولت آمریکا مواجه شده است. واشنگتن این اقدام را «جنایت علیه بشریت» خوانده و تأکید کرده که هدف قرار دادن مراکز درمانی، نقض آشکار حقوق بین‌الملل و اصول اولیه انسانی است.

این رخداد، نشان‌دهنده سطحی تازه از خشونت حکومتی است؛ جایی که حتی مراکز درمانی نیز از تعرض نیروهای سرکوبگر مصون نیستند. چنین اقداماتی، نه‌تنها خشم داخلی را تشدید می‌کند، بلکه فشارهای بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی را نیز افزایش خواهد داد.

روایت رسمی؛ انکار و فرافکنی

در حالی که شواهد میدانی از گستردگی اعتراضات و شدت سرکوب حکایت دارد، مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی همچنان از ارائه آمار شفاف خودداری می‌کنند. رسانه‌های حکومتی نیز طبق روال همیشگی، اعتراضات را به «دشمنان خارجی» و «عوامل نفوذی» نسبت می‌دهند؛ روایتی تکراری که هرچه بیشتر از واقعیت جامعه فاصله دارد.

این شکاف عمیق میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم، اعتماد عمومی به نهادهای حاکم را بیش از پیش تضعیف کرده و بحران مشروعیت نظام را تشدید می‌کند.

آینده‌ای پرتنش

با وجود سرکوب شدید، نشانه‌هایی از تداوم اعتراضات، اعتصابات پراکنده و نافرمانی مدنی در نقاط مختلف کشور دیده می‌شود. بسیاری از ناظران معتقدند که جامعه ایران وارد مرحله‌ای برگشت‌ناپذیر شده است؛ مرحله‌ای که در آن، ترس جای خود را به خشم و مطالبه‌گری داده است.

در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی با یک دوگانه سرنوشت‌ساز روبه‌روست: پاسخ‌گویی واقعی به مطالبات مردم یا ادامه مسیر سرکوب، مسیری که می‌تواند هزینه‌های سیاسی، اجتماعی و بین‌المللی سنگین‌تری برای حاکمیت به‌همراه داشته باشد.

Related Articles

Latest Articles