خبر یک:
یاسمین انصاری، خائن به مردم ایران، و لابی جمهوری اسلامی در کنگره آمریکا
دشمنِ مردم ایران، هم در تهران است و هم در واشینگتن!
رژیم جمهوری اسلامی سالهاست با صرف هزینههای نجومی، شبکهای از لابیهای جیرهخوار را در غرب پروار کرده تا در روزهای درماندگی، عصای دستش باشند. این مهرهها که تا دیروز پشت ماسک فریبندهی «حقوق بشر» پنهان بودند، حالا با نزدیک شدن سایه فروپاشی، نقاب از چهره برداشتهاند. نمونهی بارز آن، یاسمین انصاری است که با وقاحتِ تمام، هدف قرار گرفتنِ رگهای حیاتی رژیم را «جنایت علیه ۹۰ میلیون ایرانی» میخواند. این لابیستها با تحریک احساسات و انتشار آدرس غلط در کنگره آمریکا، عملاً نقش پیادهنظامِ رژیم را بازی میکنند. حقیقت روشن است: این مزدوران بابتِ دلارهای خونینی که دریافت کردهاند، متعهدند که در بزنگاههای تاریخی، بقایِ ارباب خود را به قیمتِ اسارتِ ملت ایران تضمین کنند.
این مهرههای صادراتی که تا دیروز پشت نقاب فریبنده «حقوق بشر» پنهان بودند، حالا با نزدیک شدن سایه فروپاشی، چهره واقعیشان را فاش کردهاند. نمونهاش یاسمین انصاری؛ کسی که با وقاحت تمام، ضربه به رگهای حیاتی رژیم را «جنایت علیه ۹۰ میلیون ایرانی» میخواند!
زیرساخت واقعی یک کشور، سرمایه انسانی و جان جوانان آن است که با اعدام و سرکوب در حال نابودی است، نه لزوماً تأسیسات نفتی یا نظامی در رژیم اشغالگران در ایران.
چهرههای سیاسی در غرب با استفاده از کلیدواژههایی مثل «جلوگیری از جنگ» یا «حفظ زیرساختها»، عملاً فضایی تنفسی برای بقای سیستم فعلی ایجاد میکنند و مانع از اعمال فشارهای فلجکننده میشوند. در واقع هدف آنان حفظ رژیم اسلامی در ایران است و نه تغیر حکومت و آزادی برای مردم ایران.
دفاع از «منافع ملی» بدون در نظر گرفتن ماهیت سرکوبگر حاکمیت، در نهایت به نفع رژیم تمام میشود و این همان نقطهای است که باعث خشم مردم از افرادی چون یاسمین انصاری یا دیگر سیاستمداران مشابه میشود.
نگاهی که عمدا و آگاهانه دیپلماسی و جلوگیری از درگیری نظامی را اولویت میداند به قیمت خون جوانان و تداوم سرکوب تمام میشود.
یاسمین انصاری حمله به تأسیسات انرژی یا هستهای را «جنایت جنگی علیه ۹۰ میلیون ایرانی» توصیف میکنند، در واقع در حال محافظت از شریانهای مالی و نظامی هستند که رژیم برای سرکوب همان ۹۰ میلیون نفر استفاده میکند. از نظر منتقدان، رژیم از این «زیرساختها» برای اعدام و شکنجه جوانان استفاده میکند و دفاع از آنها، دفاع از ابزار سرکوب است.
تمرکز او بر مسائلی مانند «قیمت بنزین در آمریکا» یا «ثبات منطقه» نشان میدهد که جان جوانان ایرانی که هر روز اعدام میشوند، در اولویتهای بعدی او قرار دارد. آنها این رفتار را به گروههایی مانند نایاک (NIAC) نسبت میدهند که متهم هستند با شعار «نه به جنگ»، به دنبال عادیسازی روابط با جمهوری اسلامی بودهاند.
استفاده او از واژه «جنایت جنگی» برای توصیف حملات احتمالی به زیرساختهای نظامی، نفتی، باعث خشم بسیاری شده است. فعالان میگویند جنایت جنگی واقعی همین حالا در زندانهای ایران و در خیابانها علیه مردم بیدفاع در حال وقوع است و سکوت یا تلطیف مواضع در قبال رژیم، کمک به ادامه این جنایات است.
در مجموع، بخش بزرگی از اپوزیسیون معتقد است افرادی که با بهانه «حفظ ایران»، مانع از فروپاشی ابزارهای قدرت رژیم میشوند، در واقع در حال خیانت به آرمان آزادی هستند، چرا که زیرساخت اصلی ایران (جوانان و استعدادها) در زیر سایه این رژیم در حال نابودی قطعی است.
در آوریل ۲۰۲۶، انصاری حملات احتمالی به زیرساختهای انرژی و هستهای ایران را «جنایت جنگی علیه ۹۰ میلیون ایرانی» توصیف کرد. این موضعگیری با واکنش تند چهرههای اپوزیسیون مواجه شد؛ آنها استدلال میکنند که جنایت جنگی واقعی همین حالا توسط رژیم در زندانها و با اعدام جوانان در حال وقوع است و دفاع از زیرساختهایی که بودجه سرکوب را تأمین میکنند، دفاع از خودِ سرکوب است. رژیم و سپاه پاسداران خود متعلق به «عصر حجر» هستند و نابودی ابزارهای قدرت آنها راه آزادی ایران است.
او با استفاده از مفاهیم «صلح» و «منافع ملی»، عملاً در برابر ابزارهایی که میتواند کمر رژیم را بشکند، ایستادگی میکند.
هراسافکنی از جنگ: منتقدان معتقدند او با بزرگنمایی خطر «جنگ ویرانگر» و «نابودي زیرساختها»، تمرکز جهانی را از جنایات داخلی و اعدامها منحرف کرده و به سمت «امنیت منطقهای» میبرد که خواست اصلی رژیم برای بقاست.
پوشش حقوق بشری برای اهداف سیاسی: انصاری، تنها زمانی از حقوق بشر حرف میزند که بخواهد اعتبار سیاسی کسب کند، اما در بزنگاههای حساس که فشار جدی (مثل لیست تروریستی گذاشتن سپاه یا حملات هدفمند) مطرح است، با بهانه «آسیب به مردم»، سد راه این اقدامات میشود.
«انسانی جلوه دادن زیرساختهای رژیم»، در واقع از کیف پول و انبار مهمات خامنهای دفاع میکنند.
فعالان حقوق بشر در شبکههای اجتماعی با هشتگهایی مانند #HostageTakers (گروگانگیران)، انصاری و همفکرانش را متهم میکنند که مردم ایران را گروگان گرفتهاند تا از رژیم در برابر فشارهای بینالمللی محافظت کنند.
یاسمین انصاری، از جایگاه یک نماینده ایرانیتبار در کنگره، به جای اینکه صدایِ لغو اعدامها و سرنگونی رژیم باشد، به «وکیل مدافعِ بقایِ ساختارها» تبدیل شده است.
معیشت مردم همین حالا توسط رژیم نابود شده و این بهانهها فقط برای جلوگیری از سقوط مالی سیستم جمهوری اسلامی است.
در مقابل، معترضان در فضای مجازی با هشتگهایی تأکید کردند که «دیپلماسی با قاتلان جوانان ایران، خیانت به خون آنهاست» و انصاری را به تکرار مواضع گروههایی مانند نایاک (NIAC) متهم کرده اند.
در مجموع، اقدامات او نشان میدهد که او «ثبات منطقهای» و «جلوگیری از درگیری نظامی» را بر فشار برای تغییر رفتار رژیم یا فروپاشی آن مقدم میداند، که این دقیقاً همان نقطه اصلی خشم و انزجار مردم ایران از اوست.
زیرساخت واقعی ایران، جوانانی هستند که در زندانها اعدام میشوند و تنها راه نجات آنها، قطع کردن دسترسی رژیم به منابع مالی و نظامی است؛ یعنی دقیقاً برعکس چیزی که یاسمین انصاری دنبال میکند.
در شبکههای اجتماعی، موج بزرگی علیه یاسمین انصاری راه افتاده است. کاربران با انتشار تصاویر جوانان اعدام شده و جان فداهای ایران در خیزشهای اخیر، در پاسخ به ادعاهای دروغین و مدافع حفظ و بقای جمهوری اسلامی را نوشتند:
«زیرساخت ما این جوانان بودند که زیر خاک رفتند، نه دکلهای نفتی شما!»
