گزارش ویژه: کارزار مردمی ایراناینترنشنال؛ روایتهایی تازه از جاویدنامان بیمارستان الغدیر
ایراناینترنشنال در هفته گذشته کارزاری را برای شناسایی پیکرهای جاویدنامان اعتراضات به راه انداخت. پیکرهایی که بنا بر روایت شاهدان و خانوادهها، در حیاط پشتی و انباری بیمارستان الغدیر رها شده بودند.
در جریان این کارزار، تاکنون هویت ۲۰ نفر از جانباختگان شناسایی شده. افرادی که هر کدام روایت و سرگذشت متفاوتی دارند.
در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، بیمارستان الغدیر تهران به یکی از کانونهای اصلی انتقال مجروحان و کشتهشدگان اعتراضات شرق تهران تبدیل شد. روزهایی که به گفته شاهدان، خیابانهای اطراف این بیمارستان شاهد شلیکهای گسترده و کشتار معترضان بود.
بر اساس روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال، ماموران امنیتی نه تنها مانع روند درمان مجروحان منتقل شده به بیمارستان الغدیر شدند، بلکه در مواردی با شلیک به مجروحان، جلوگیری از ادامه درمان و انتقال پیکرها به انباری و حیاط پشتی بیمارستان، فضای رعب و وحشت ایجاد کردند.
با این حال، شاهدان و منابع مطلع تاکید کردند کادر درمان، پزشکان و پرستاران بیمارستان با وجود فشارها و تهدیدهای امنیتی، تلاش خود را برای نجات مجروحان ادامه دادند؛ از انتقال بیماران به اتاق عمل گرفته تا امدادرسانی در راهروها، آمبولانسها و اتاقهای بیمارستان.
یکی از شاهدان به ایراناینترنشنال گفت در جریان اعتراضها و تعقیب معترضان، شماری از جوانان برای فرار از ماموران به داخل بیمارستان پناه بردند، اما نیروهای امنیتی وارد بیمارستان شدند، درها را بستند و گاز اشکآور شلیک کردند.
به گفته این شاهد، برخی کارکنان بیمارستان برای نجات معترضان، آنها را در سرویسهای بهداشتی و بخشهای مختلف پنهان کرده و با پوشاندن روپوش پزشکی تلاش کردند هویتشان شناسایی نشود.
یکی از اعضای کادر درمان نیز روایت کرده است زمانی که بیش از ۶۰ تا ۷۰ مجروح به بیمارستان منتقل شدند و پرسنل در حال امدادرسانی بودند، ماموران امنیتی در مقابل چشم پرستاران، چهار مجروح را با شلیک گلوله کشتند.
روایتهای شاهدان از ۱۸ و ۱۹ دیماه
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، ماموران امنیتی پیکر یک دانشجوی پزشکی را که ۱۸ دیماه به بیمارستان الغدیر منتقل شده بود، ربودند و تاکنون محل دفن او به خانوادهاش اعلام نشده است.
طبق این اطلاعات، پیکر این دانشجوی معترض ابتدا به بیمارستان الغدیر منتقل شد، اما خانوادهاش برای جلوگیری از مصادره پیکر، آن را به خانه خود در بومهن منتقل کردند تا بهصورت مخفیانه دفن کنند.
ساعاتی بعد، ماموران امنیتی با استفاده از کارت ملی باقیمانده در کت خونی این دانشجو، نشانی خانهاش را پیدا کرده و با یورش به منزل، همراه با تهدید و استفاده از گاز اشکآور، پیکر را با خود بردند.
به گفته منابع مطلع، ماموران در برابر التماس خانواده برای بازگرداندن پیکر، با توهین و رفتار تحقیرآمیز محل را ترک کردند و از آن زمان تاکنون، اطلاعی از محل دفن احتمالی این جوان وجود ندارد.
(ایراناینترنشنال برای حفظ امنیت خانواده این دانشجوی کشتهشده، هویت او را محفوظ نگه میدارد)
صحنهای که از ذهن شاهدان پاک نمیشود
بر اساس روایت شاهدی که ویدیو و اطلاعات او به ایراناینترنشنال رسیده، حیاط پشتی بیمارستان الغدیر در روز ۱۹ دیماه به محل نگهداری و انتقال پیکر جانباختگان اعتراضات تبدیل شده بود. صحنهای که این شاهد میگوید هرگز از ذهنش پاک نخواهد شد.
این شاهد که خود در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه هدف اصابت ساچمه قرار گرفته بود، گفت صبح روز بعد برای درمان به بیمارستان مراجعه کرده، اما از لحظه ورود با صدای گریه و فریاد خانوادهها روبهرو شده است.
او گفت شدت تلخی فضای حاکم بر بیمارستان باعث شد به سمت حیاط پشتی و محل سردخانه برود. جایی که به گفته او، زمین آغشته به خون بود و پیکرهای متعددی در آنجا قرار داشت.
خانوادههای بسیاری در محوطه بیمارستان حضور داشتند اما ماموران امنیتی آنها را از محل دور میکردند.
این شاهد گفت که پس از مدتی، پیکرها را به داخل وانتها منتقل کردند و به خانوادهها گفته شد برای پیگیری به «بهشت زهرا» مراجعه کنند.
او گفت: «بیشتر پیکرهایی که در حیاط پشتی بیمارستان دیدم، متعلق به جوانان زیر ۳۰ سال بود و حتی پیکر یک کودک ۱۲-۱۳ ساله هم در میان آنان وجود داشت.»
حسین ناصری؛ پدری که خواست فدای جوانها بشود
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، حسین ناصری، متولد ۱۳۳۱، پیش از پیوستن به اعتراضات ۱۹ دیماه به اطرافیانش گفته بود: «از امنیت و رفاه فرزندانم خیالم راحت است و مهم نیست چه بر سرم بیاید. به اعتراضات میروم برای آینده بهتر نسل بعد.»
او در پاسخ به کسانی که خواسته بودند برای در امان ماندن از ماموران ماسک بزند، گفته بود: «من فدای شما جوانها بشوم.»
بر اساس این گزارش، ناصری در دومین شب حضورش در اعتراضات هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و گلوله به شاهرگ پایش اصابت کرد. افرادی که در محل حضور داشتند، او را با خودرو به بیمارستان الغدیر تهران منتقل کردند و به گفته منابع آگاه، او در زمان انتقال همچنان زنده بود.
طبق روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال، همزمان با انتقال مجروحان به بیمارستان الغدیر، نیروهای امنیتی به بیمارستان یورش بردند و فردی که ناصری را به بیمارستان رسانده بود، مجبور به ترک محل و فرار شد.
چهار روز بعد، همسر ناصری به تنهایی پیکر او را در کهریزک پیدا کرد. به گفته نزدیکان خانواده، او بدون برگزاری مراسم و خاکسپاری معمول به خاک سپرده شد؛ در حالی که دو فرزندش در خارج از ایران، از سرنوشت پدرشان بیاطلاع بودند.
علی روزبهانی؛ جاویدنامی که با لباس خونینش به خاک سپرده شد
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، علی روزبهانی، ۳۶ ساله و اهل لرستان که ۱۸ دیماه پیکرش بعد از کشته شدن به دست ماموران به بیمارستان الغدیر منتقل شده بود، به وسیله خانوادهاش به لرستان برده شد و مخفیانه و با لباس خونین به خاک سپرده شد.
بر اساس اطلاعات رسیده، شامگاه ۱۸ دیماه زمانی که خانواده روزبهانی برای تحویل پیکر به بیمارستان الغدیر مراجعه کردند، یکی از کارکنان به آنان هشدار داد پیکر را همان شب از بیمارستان خارج کنند تا به دست ماموران نیفتد.
به گفته یک منبع آگاه، خانواده روزبهانی پیکر او را همان شب به لرستان منتقل کردند و بدون انجام مراسم معمول و حتی بدون قرار دادن پیکر در کفن، او را با لباس خونین به خاک سپردند.
پوریا غلامعلی؛ معترضی که از وضعیت اقتصادی به تنگ آمده بود
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پوریا غلامعلی، جوان ۳۲ ساله شاغل در صنف کامپیوتر، شامگاه ۱۸ دیماه در نزدیکی میدان هفتحوض تهران با شلیک نیروهای حکومتی کشته شد و پیکرش در حیاط بیمارستان الغدیر رها شد.
بر اساس این گزارش، پوریا در پاساژ علاءالدین تهران مشغول کار بود اما به گفته نزدیکانش، افزایش قیمت دلار و رکود شدید بازار، زندگی و شرایط کاری او را تحت تاثیر قرار داد و او به اعتراضات پیوست.
به گفته منابع آگاه، او علاقه شدیدی به طبیعتگردی داشت و بخش زیادی از اوقات فراغتش را در سفر و طبیعت میگذراند.
محمد طالبی طرقی؛ شلیک به سر و رها شدن پیکر در انباری بیمارستان الغدیر
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محمد طالبی طرقی، ۳۵ ساله و متولد ۱۳۶۸، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در محدوده هفتحوض تهران هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوب قرار گرفت و پس از رها شدن پیکرش در انباری بیمارستان الغدیر، جان باخت.
بر اساس این گزارش، گلوله از پشت به سر او اصابت کرد و پیکرش پس از تیراندازی به بیمارستان الغدیر منتقل شد و در نهایت به خانوادهاش تحویل داده شد.
طالبی طرقی، متولد تهران، فرزند یکی از کشتهشدگان جنگ ایران و عراق بود.
به گفته منابع آگاه، او رزمیکار و موتورسوار حرفهای بود و علاقه زیادی به موتورسواری داشت.
شهابالدین سامنی؛ خانواده پس از ساعتها جستوجو پیکرش را در الغدیر یافتند
طبق اطلاعات و مدارک رسیده به ایراناینترنشنال، پیکر بیجان شهابالدین سامنی، از جانباختگان اعتراضات ۱۸ دیماه، چند ساعت پس از کشته شدن در حیاط پشتی بیمارستان الغدیر بهوسیله خانوادهاش پیدا شد.
بر اساس این گزارش، سامنی متولد ۱۳۵۸ و اهل نظامآباد تهران، حدود ساعت ۱۰ شب ۱۸ دیماه در محدوده هفتحوض نارمک هدف شلیک مستقیم قرار گرفت.
به گفته منابع آگاه، گلوله جنگی از بالای مسجد نارمک به سر او شلیک شد.
خانواده او پس از ساعتها جستوجو در بیمارستانها و مراکز مختلف، سرانجام حدود ساعت دو بامداد ۱۹ دیماه، پیکرش را در حیاط پشتی بیمارستان الغدیر پیدا کردند.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، سامنی دارای فرزندی دانشجو بود و با وجود شرایط مالی مناسب، در جریان اعتراضات در کنار معترضان حضور پیدا کرده بود.
پس از کشته شدن او، پدر و مادرش تحت فشار شدید نیروهای امنیتی قرار گرفتند تا بپذیرند فرزندشان عضو بسیج بوده است. بنیاد شهید چندین بار با خانواده او تماس گرفته اما پدر شهابالدین با این درخواست مخالفت کرده و در ادامه، با تهدید به مصادره اموال مواجه شده است.
پیمان چینیساز؛ معترضی که پیکرش در انباری الغدیر پیدا شد
پیمان چینیساز، شهروند ۵۳ ساله اهل بندر انزلی، شامگاه ۱۸ دیماه در محله نظامآباد تهران بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی به ناحیه شکم کشته شد.
به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، چینیساز پس از اصابت گلوله به بیمارستان الغدیر منتقل شده بود اما خانوادهاش تا چند روز از سرنوشت او اطلاعی نداشتند.
این منبع گفت که خانواده در مراجعه اولیه به بیمارستان با پاسخ «اینجا نیست» مواجه شده بودند، در حالی که پیکر او به مدت پنج روز در یکی از انبارهای بیمارستان الغدیر نگهداری شد.
خانواده چینیساز معتقدند او پس از انتقال به بیمارستان، بدون رسیدگی مناسب رها شده تا بر اثر خونریزی جان بدهد.
چینیساز متاهل و پدر سه فرزند، یک پسر و دو دختر، بود. خانواده او اصالتا از لرهای اهواز هستند و حدود ۲۵ سال در بندرانزلی زندگی کرده بودند.
او در زمان کشته شدن به همراه خانوادهاش در محله نظامآباد تهران سکونت داشت.
محسن شاهمحمدی؛ معترضی که بعد از دو هفته بستری جان باخت
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محسن شاهمحمدی، متولد ۱۳۶۷، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در محدوده فلکه اول تهرانپارس هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت و پس از حدود دو هفته بستری بودن در بیمارستان الغدیر، جان خود را از دست داد.
بر اساس این گزارش، گلوله به ناحیه شکم و کلیههای شاهمحمدی اصابت کرده بود.
او پس از تیراندازی به بیمارستان الغدیر منتقل شد و حدود دو هفته در حالت کما تحت درمان قرار داشت، اما در نهایت بهدلیل شدت جراحات وارده، سوم بهمنماه جان باخت.
شاهمحمدی مجرد بود و به گفته منابع آگاه، از زمان مجروح شدن تا زمان مرگ، وضعیت جسمانی او بحرانی گزارش شده بود.
حمیدرضا حقپرست؛ معترضی که پس از خونریزی شدید در الغدیر جان باخت
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، حمیدرضا حقپرست، شهروند اهل رشت، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در خیابان هفتحوض تهران با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر به ناحیه تناسلی و کشاله ران، به شدت مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان الغدیر، بر اثر شدت خونریزی و نبود رسیدگی بهموقع، جان خود را از دست داد.
بر اساس این اطلاعات، حقپرست در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در اعتراضات ۱۸ دیماه شرکت کرده بود.
منابع آگاه گفتند او پس از اصابت گلوله، برای مدتی طولانی در خیابان هفتحوض و سپس در بیمارستان الغدیر رها شد و در نهایت بر اثر خونریزی شدید جان سپرد.
به گفته منابع آگاه، ۱۹ دیماه و پس از فشار گسترده خانوادهها به بیمارستان، پیکر شماری از جانباختگان از کهریزک با چند مینیون به بیمارستان منتقل شد.
آنان گفتند تا روز ۲۰ دیماه اجازه شناسایی پیکرها داده نمیشد و پس از آن نیز تنها پیکر افرادی که شناسایی شده بودند، با کامیون به «بهشت زهرا» منتقل شد.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پیکر حقپرست تا چهار روز به خانواده تحویل داده نشد و مسئولان، تحویل پیکر را به «تایید شورا» و امضای تعهد از سوی خانواده مشروط کرده بودند.
حقپرست، متولد رشت، تنها همدم و نانآور مادرش بود. مراسم خاکسپاری او ۲۱ دیماه در باغ رضوان رشت برگزار شد.
ابوالفضل نجفیآرون؛ خانواده برای دفن او «یک میلیارد تومان» پرداخت کردند
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، ابوالفضل نجفیآرون، جوان ۲۵ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در محدوده چهارراه تیرانداز تهرانپارس با شلیک سه گلوله جنگی هدف قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس این اطلاعات، نجفیآرون پس از تیراندازی به بیمارستان الغدیر منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت.
به گفته خانواده و نزدیکانش، او ساعاتی پس از عمل همچنان هوشیار بوده و حتی با همراهانش صحبت کرده بوده، اما کمی بعد به خانواده اعلام شده که او جان خود را از دست داده است.
نزدیکان خانواده نجفیآرون گفتند اجازه دفن او در «بهشت زهرا» داده نشده و برای صدور مجوز خاکسپاری در رباط کریم، مبلغ یک میلیارد تومان از خانواده دریافت شده است. مبلغی که به گفته آنان، جدا از هزینه گلولهها بوده است.
نزدیکان نجفیآرون، او را فردی خوشقلب، بامعرفت و محبوب میان دوستان و اطرافیان توصیف کردند.
حسینعلی سارانی؛ جاویدنامی که خانوادهاش ۵۰۰ میلیون تومان برای دریافت پیکرش پرداخت کرد
حسینعلی سارانی، معترض ۴۴ ساله اهل علیآباد کتول در استان گلستان، ۱۸ دیماه بعد از اصابت گلوله به بیمارستان الغدیر منتقل شد.
نزدیکانش گفتند که خانواده او پیکرش را بعد از یک هفته تحویل گرفتند.
آنان برای دریافت پیکر مجبور به پرداخت ۵۰۰ میلیون تومان شدند.

