پنج دروغ شیعی – در سنت تشیع کسی که به یکتاپرست باشد، به زندگی پس از مرگ باور داشته باشد، و پیامبری محمد را پذیرفته باشد یک مسلمان است، و در صورتی که رهبری دینی ۱۲ تن از تازیان را پذیرفته باشد شیعه است. این پنج بنیان را بنیاد دین و یا اصول دین میخوانند.
در بخش پنج دروغ مطالبی برای رد هریک از این مفاهیم آورده میشود.
یگانگی – توحید
یگانگی – توحید نخستین دروغ از پنج دروغ است.
توحید به معنی یگانگی خداست، یعنی تنها باور اینکه یک خدا وجود دارد نه دو یا سه خدا یا بیشتر. براستی چرا این باور تا این حد برای اسلام اهمیت دارد که فقط یک خدا وجود دارد؟ ایرانیان باستان به دوگانگی (ثنویت)، مسیحیان امروز به سهگانگی (تثلیث)، یونانیان و رومیان باستان و هندوهای امروز به چندخدایی (Polytheism)، بودیستها و مردمان بسیاری در شرق آسیا از باستان تا امروز به بیخدایی (بیخدایی چیست) باور داشته اند. مشکل آنها در زندگی چیست؟ توحید چه مشکلی را برای مسلمانان حل میکند که بقیه مردم دنیا با باور نداشتن به توحید از حل آن عاجزند؟ پاسخ به این پرسش را میتوان در بنیادی ترین شعار اسلام یعینی «لا اله الا الله» یا «جز الله خدای دیگری نیست» یافت.
گاهی معنای یک واژه را با درک معنای مخالف آن بهتر میتوان درک کرد. میدانیم یکی از بزرگیهای کورش شاه ایران این بود که وقتی جایی را میگرفت به ادیان و خدایان محلی آنجا احترام میگذاشت. لا اله الا الله دقیقا عکس این رفتار است. لا اله الا الله میگوید تنها یک خداست و خدایی نیست جز خدایی که من میگویم هست، نام او نیز الله است و چندین پیامبر فرستاده و تو هم اگر حقیقت مطلقی که من بدان دست دارم را میدانستی چیزی جز اینکه من میگویم نمیفگتی. این است که لا اله الله موضعی حذفی دارد و میگوید دیگر خدایان گرچه دیگران به آن باور دارند خدایانی باطلند. کوروش نمیتوانست به لا اله الا الله باور داشته باشد. اما محمد میتوانست.


لازمه حقیقت داشتن توحید وجود خداست.
آیا الله یک سادیست نیست؟ – خشن ۱۸+، گاهی یک تصویر و یا فیلم میتواند معنای بسیار بیشتری از نوشته را به کسی منتقل کند. وقتی راجع به اسلام سخن میگوییم به دلیل محتوای اسلام به گونه ای مجبوریم سخن بگوییم که انگار سر بریدن و چشم در آوردن و قتل و اعدام و سنگسار پوست خیار کندن و نمک روی آن پاشیدن است. الله با شکنجه هایی که در قرآن توصیف میکند به زبان امروزی یک سادیست است. یعنی از شکنجه و آزار دیگران بیمی ندارد. این فیلم از یک مرد سادیست گرفته شده است و بسیار خشن است. اگر تحمل خواندن آیات قرآن را دارید بد نیست یک بار ببفهمید سادیسم یعنی چه و سادیست چگونه است.
احساس، الهام و یا اثبات، یک بررسی کوتاه است از اینکه انسانها چگونه نسبت به دنیای خارج از ذهن خود شناخت پیدا میکنند و ریشه ها و بنیانهای این شناخت چیست. شناخت ما گاهی خردپسندانه، دانش بنیان و به اصطلاح از روی دو دوتا چهارتا و حرف حساب و خردپسندانه است، و گاهی نیز پوچ و غیر عقلاییست. این نوشتار تلاش میکند نشان دهد باورهای پوچ ما سه مبنا دارند، «رسم و سنّت»، «آتوریته و قدرت»، و در نهایت «احساس، الهام، وحی».
خداوند چیست؟، پیش از هر چیز باید باید به این پرسش پاسخ داد که خدا چیست؟ تنها با تعریف خدا میتوان سخنی معنا دار راجع به وجود یا عدم وجود او بر زبان راند. این نوشتار تلاشیست برای تعریف منطقی واژه خدا، و روشنگری پیرامون خدا در زبان پارسی، خدا در اسلام، و خدا در فلسفه دین.
چرا خدایی وجود ندارد؟، زندیق یک تارنمای بیخداست، این بخش مکان خوبی برای درک این است که چرا بیخدایان خدا را قبول ندارند، دلایل و استدلالهایشان چیست، بیخدایان کیستند و موضوعاتی از این دست. اگر تابحال هیچ وقت دلیل محکمی برای اثبات وجود خدا یا عدم وجود او نشنیده ایست بد نیست از اینجا شروع کنید.
مقایسه الله و خدا، آیا میدانید خدا در قرآن چه ویژگیهایی دارد؟ شاید شما نظرات و باورهای خود در مورد خدا را داشته باشید ولی بد نیست نظر قرآن را نیز بدانید. اگر مسلمان هستید نیز بد نیست نظر خود در مورد خودش را و اینکه خودش را چگونه معرفی میکند بخوانید.

داد – عدل
داد – عدل دومین دروغ از پنج دروغ است.
عدل تنها ویژه شیعه است و تنها شیعیان عدل را از اصول اسلام میدانند. داد در باورهای شیعه به معنی باور به دادگر بودن خدا و در نتیجه رفتار و اعمال و قوانین اوست.
سنّی ها که اکثریت مسلمانان را تشکیل میدهند به عدل بعنوان یک اصل در کنار توحید، نبوت و معاد باور ندارند و این خود پرسش برانگیز است. داد و دادگری چگونه بخشی از اصول دین در مذهب تشیع شد؟ ماجرا به این بازمیگردد که پس از مرگ محمد، دزدان و غارتگران و ستمکارانی جانشین او شدند، حکام و سلسله ها و سلاطین بسیار فرومایه و بیدادگری در هر جایی که اسلام در آنجا چیره بود حاکم شدند. ظلم و ستم اسلام به نامسلمانان بسیار بیشتر بود اما توحش و سنگدلی در حدی بود که دامن خود مسلمانان را نیز بسیار میگرفت.
از جمله مسلمانانی که پس از مرگ محمد مورد آزار شدید حکومتهای مختلف اسلامی قرار گرفتند خود امامان شیعه بودند که یا مانند حسین در جنگ کشته شدند یا در زندان بودند و به هر نوع دیگری طبق منابع شیعی به دست خلفای دنیای اسلام، بویژه در دوره خلفای عباسی که از آن در تاریخ با عنوان «دوره طلایی تاریخ اسلام» یاد میکنند، به شدت مورد فشار قرار گرفتند. بنابر این پیشوایان تشیع خود مستقیم با ستمی که جدشان آغاز کرد دست و پنجه نرم کردند.
از جمله دلایل تاریخی تاکید تشیع بر عدل این است که خلفای مسلمان که از نگر تشیع ناحق هستند و حتی گاهی کافر خوانده میشوند و هوادارانشان میگفتند ما بر قدرتیم چون خدا با ماست. و اگر خدا میخواست ما را سرنگون میکرد. بنابر این ما عادل و مشروعیم و شما قیام در مقابل حکومت عدل کرده اید که جرمی بزرگ در اسلام است. این بود که شیعیان در مقابل میگفتند خدا عادل است و حاکم اسلام باید عادلانه رفتار کند. حرف مقابل این بد که چون خدا خواسته من دوره ای حاکم باشم، پس من ضرورتا باید عادل بوده باشم. این است که باور به این موضوع به یک اصل مهم در کنار ۴ اصل دیگر در مذهب تشیع قرار گرفت.

اما آیا اسلام دادگر است؟ برای اینکه دروغین بودن این اصل نشان داده شود کافیست که نمونه هایی از بیداد در اسلام بر شمرده شوند. پیرامون بی عدالتی در اسلام بسیار میتوان گفت. در این بخش نشان داده میشود که قرآن تایید کننده بی عدالتی است. الله در قرآن ناعادلانه رفتار میکند، و خلاصه اینکه در اسلام داد و دادگری لگدمال میشود و ستیز با اسلام ستیز با بیدادگری-بیعدالتی است.
- آیات بیعدالتی و فساد الهی، در فرهنگ ما به کودک آموخته میشود که خدا خوب و مهربان است. خدای قرآن چطور؟ آیا خدای قرآن با تصوری که شما از آن دارید برابری میکند؟ در نوشتار تصور و شخصیت الله در قرآن مورد بررسی قرار میگیرد.
- برده داری در اسلام، نمونه بسیار روشن برای هر انسانی از بی عدالتی برده داریست. اینکه اختیار و جان و مال و ناموس کسی مال خودش نباشد و خود شخص او به دیگری همچون یک شیء متعلق باشد. قرآن برده داری را با روشنترین لحن تایید میکند و محمد و امامان شیعه همگی خود برده دار بودند. حتی اگر برده داری عادلانه میبود نیز رفتار اسلام با بردهها بسیار پست و شنیع است تا آنجا که مرد مسلمان به دستور قرآن میتواند به یک کنیز (برده زن) تجاوز کند. اینکار در اسلام جرم نیست و محمد نیز چنین میکرد.
- آیات جنایی قرآن، روشنگر رفتار قرآن با مخالفان و منتقدان است. قرآن و در نتیجه اسلام بسیار دگر ستیز هستند و در این راه هیچ خشونت و آزاری را غیر مجاز نمیدانند. کشتن، شکنجه، اعدام، قطع عضو بارها در قرآن تجویز شده است. این اعمال به خودی خود ناعادلانه اند اما حتی اگر معتقد باشیم در جنگ مجاز هستند نیز باز میبینیم که بکارگیری آنان در قرآن ناعدلانه هستند.
پیامبری – نبوت
پیامبری – نبوّت سومین دروغ از پنج دروغ است.
پیامبر در اسلام شخصیست برگزیده از جانب خدا که برای انسان پیام میآورد. اگر خدایی وجود نداشته باشد آنگاه همه پیامبران دروغگویند. روشن است که حتی اگر پیامبری حقیقت داشته باشد این بدان معنی نیست محمد نیز یک پیامبر بوده. محمد در میان ادیان زنده دنیا فقط در میان مسلمانان و بهاییان یک پیامبر است، تمام دیگر مردم دنیا از جمله مسیحیان، یهودیان، هندوها، بودیست ها، ادیان بومی و مردم سکولار و زمینی و بیخدای دنیا در اینکه محمد یک پیامبر راستین نیست کاملا توافق نظر دارند و الا دین خود را رها کرده مسلمان یا بهایی میشدند.
- نقد مبانی نظری نبوت، اگر فرض کنیم خدایی وجود داشته باشد نیز باز نبوت معقول نیست. هدف این نوشتار نشان دادن نامعقول بودن پیامبری میپردازد و از جمله به بیان و نقد دیدگاه هایی از مسلمانان و منابع اسلامی می اندازد که به غلط پیامبری را در صورت حقیقت داشتن خدا ضروری میدانند.
- برهان پنهانی الهی، یا ناباوری، اگر واقعا خدایی وجود میداشت و مایل بود نشانه هایی از خود توسط انسانهای دیگر یا چیزی شبیه معجزه را برای بشر نمایان کند آنگاه او چون در تعریف موجود کاملی است این کار را به کاملترین روش انجام میداد بگونه ای که همگان یا دستکم بیشیتر مردم آنرا میپذیرفتند. اما همین که زرتشتیان موسی را و یهودیان مسیح را و مسیحینانمحمد را و مسلمانان بهاء الله را و ژوزف اسمیت را پیامبر نمیدانند، یا به عبارت دیگر اینکه پیامبران در متقاعد کردن و آگاه کردن بیشتر آدمها در زمان خود شکست میخوردند نشان میدهد این پیامها دروغین و پیامبرا حقیقتا از جانب یک خدا نیستند. همین واقعیت پایه های یکی از براهین برای اثبات وجود خداست که در این نوشتار آمده است، اما با پیامبری نیز مرتبط است.
بسیاری از مسلمانان را این باور است که ۱۲۴،۰۰۰ پیامبر وجود داشته است، اما خود قرآن از تعداد بسیار محدود تری از پیامبران نام برده است. در زیر میتوانید افزون بر مهمترین پیامبران قرآن در مورد دیگر پیامبران از جمله پیامبران معاصر و امروزی دیدن کنید.


پیامبران دانهدرشت – اولاوالعزم
- آدم، از اسطوره هایی است که محمد آنان را پیامبر اسلام خوانده است، وجود آدم بعنوان نخستین انسان محل بحث است. علم در مورد اینکه آیا نخستین انسانی وجود داشته است چه میگوید؟
- نوح، از دیگر اساطیر قرآن، آیا روح واقعا وجود داشت؟
- ابراهیم، ابراهیم در اسلام، یک پیامبر اسلام، بت شکن و سازنده خانه کعبه خوانده میشود
- موسی، آخرین پیامبر از نظر یهودیان است
- مسیح، مسیح از نظر مسیحیان خود خداست، اما از نظر اسلام او تنها یک پیامبر بوده است
- محمد، پیامبر مسلمانان شخصی که ادعا کرد از فرشته ای به نام جبرییل وحی میگیرد. او موسس دین اسلام است.
دیگر خرده پیامبران
- مسیلمه، شخصیست که همزمان با محمد ادعای پیامبری میکند. میزان موفقیت او در مقابل اسلام بسیار درس آموز است.
- لوط، پیامبر قومی که معروف به لواطکاری بودند و از اسطوره هایی است که ادیان سامی برای تبعیض علیه دگرباشان جنسی از آن استفاده کرده و میکنند
- بهاء الله، پیامبری ایرانی که دین بهاییت را بنیانگذاری کرد.
پیامبران غیر سامی پیش از اسلام
- زرتشت، پیامبر زرتشتیان و احتمالا نخستین کسی است که ادعای پیامبری و وحی کرد
- مانی، پیامبریست ایرانی که بر ادیان پس از خود بسیار تاثیر گذاشت
پیامبران دوران معاصر و زنده
- ران هابارد، پیامبری امریکایی که دین ساینتولوژی را بنیان نهاد
- ژورف اسمیت، پیامبری از آمریکا که دین مورمونیسم را بوجود آورد
- جیم جونز، پیامبری از امریکا که بسیاری از باورمندان خود را متقاعد کرد که باید همگی با یکدیگر خودکشی کنند
- سرگیی اناتلیویچ ترپ، پیامبری روسی که برای خود در سیبری تشکیلات و اجتماع کوچکی در منطقه ای زیبا دارد
پیامبران را میتوان به دسته های زیر نیز تقسیم کرد:
- اسطوره ای – .آدم، نوح، ابراهیم، موسی، خضر و…
- تاریخی – محمد، بهاء الله، ژورف اسمیت و…
- مشکوک به وجود – زرتشت، مسیح
پیشوایی – امامت
پیشوایی – امامت چهارمین دروغ از پنج دروغ است.
سنّیها که اکثریت مسلمانان را تشکیل میدهند به امامت بعنوان یک اصل در کنار توحید، نبوت و معاد باور ندارند. امامت باوری ویژه شیعیان و به معنای آن است که دوازده تن از باقیماندگان او نیز از امتیازاتی الهی همچون خود محمد برخوردار بودند. آنها شاید از با جبرئیل سخن نمیگفتند اما به باور بسیاری معصوم بودند و برگزیده از طرف خدا برای امامت مسلمامان. غیر از علی هیچیک از این امامان به حکومت نرسید. حکومت علی نیز دیری نپایید و او به دست یاران پیشین خود کشته شد.
به فرض اینکه خدایی وجود داشته باشد و محمد پیامبری راستین باشد، امامت حاصل نمیشود. اگر قرار است با عقل و خرد اصول دین را بپذیریم باید امامت نیز باید در جای خود اثبات شود. نخستین پرسش جالب در این مورد این است که چرا اهل تسنن امامت را قبول ندارند؟ شاید پاسخ این باشد که در قرآن خبری از امامت نیست. اگر به قرآن توجه کنید مفاهیم یگانگی، پیامبری و زندگی پس از مرگ بخش وسیعی از آیات قرآن را در بر گرفته است. آیا اگر خدای مسلمانان میخواست امامت نیز جزو اصول دین باشد، منطقی نبود سه چهار کلمه صریح راجع به آن در قرآن بگوید؟ به آیه زیر در قرآن توجه کنید:
قرآن، سوره الأحزاب (33) آیه 53
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى طَعامٍ غَيْرَ ناظِرِينَ إِناهُ وَ لكِنْ إِذا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيماً.
اى كسانى كه ايمان آوردهايد (بدون كسب اجازه) وارد خانه پيامبر نشويد، مگر اينكه شما را براى صرف غذا اجازه ورود بدهد. در آن صورت نيز زودتر (از موعد مقرره) نرويد تا منتظر طعام باشيد و چون از شما دعوت بعمل آمد، بموقع حاضر شويد و پس از صرف غذا آنجا را ترك كنيد و متفرق شويد و خودتان را با بحث و گفتگو سرگرم نسازيد. اين رفتار شما پيامبر را ميرنجاند و او از شما شرم دارد ولى خدا را از اظهار سخن حق ابايى نيست. هر گاه از زنان پيامبر درخواست متاعى كرديد، آن را از پس پرده بخواهيد. اين پرده و حجاب براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاكتر و بهتر است و شايسته شما نيست كه پيامبر را برنجانيد. پس از رحلت پيامبر نيز هيچ گاه نبايد زنانش را به نكاح درآوريد. مسلما اين كار در پيشگاه خدا گناهيست بسيار بزرگ (و نابخشودنى).
ببینید پروردگار جهان چگونه کار و زندگی خود را رها ساخته و با چه دقتی مسائلی سطحی و از جمله اینکه بعد از مردن محمد کسی با زنان زیبای او ازدواج نکند پرداخته است، آیا امام علی و حسن و حسین و فاطمه و امام زمان آنقدر ارزش نداشتند که چهارتا کلمه راجع به آنان و اینکه بابا جان آنها هم مثل پیامبرند و معصومند و باید به حرفشون گوش بدهید و مرگ و میلادشان را عذا و جشن بگیرید سخن میگفت؟ بسیاری از آیات قرآن تکراری هستند یعنی خدا یک عبارت یا فهم را تنها تکرار میکند، اما امامت، آنگونه که شیعیان قبول دارند را هیچ کجا معرفی نمیکند و کسی را بدان دعوت نمیکند. شیعیان گاهی با تکاپوی بسیار آیاتی از قرآن را پیدا میکنند که با هزار و یک داستان یک جوری آنرا به اهل بیت و امامت ربط میدهند. اگر خدا چنین میخواست خوب خود زبان داشت و وحی میکرد و میگفت. اینها همگی نشان میدهند که چرا اهل تسنن درست میگویند و تشیع یک مکتب کاملا ساختگی و افزون شده بر اسلام است.
اما حتی اگر امامت نیز حقانیت داشته باشد هر کسی یک امام نیست. چنانکه برخی از امامان در تاریخ با برادرانشان در امامت رقابت داشتند و در تاریخ شیعه امام دروغین نیز دیده میشود. بنابر این تنها در صورتی میتوان با خرد و عقل امامت را پذیرفت که امامت تک تک امامان به ما اثبات شده باشد. حال آیا واقعا میتوان با عقل به امامت باور داشت؟
زندیق بطور جداگانه به بررسی تمام ۱۲ امام پرداخته است. بخشهای زیر از بخش ویژه ۱۴ تازی به معرفی و رد امامت هریک از این امامان اختصاص داده شده است.


زندگی پس از مرگ – معاد
زندگی پس از مرگ – معاد پنجمین و آخرین دروغ از پنج دروغ است.
باور به معاد باور به زندگی پس از مرگ و روز قیامت و داستنهای قرآن در مورد این نوع تخیلی از زندگی است. غیر از بودایی ها و دیگر ادیان شرقی که به تناسخ یعنی باز بدنیا آمدن انسان پس از مرگ به گونه ای دیگر در همین دنیا، تقریبا تمام ادیان خدامحور به معاد نیز باور دارند. اگر شما نیز از آن دست افرادی هستید که فکر میکنید پس از مرگ بازهم زندگی خواهید کرد توصیه ما به شما این است که بیخود دل خود را خوش نکنید، زندگی همین است که میبینید و همانقدر است که میدانید.
ادیان در مورد آنچه پس از مرگ رخ میدهد با یکدیگر شباهت دارند اما تفاوتهایی نیز دارند. برای نمونه از نظر بسیاری از مسیحیان امروزی رفتار یک آدم در زندگی زیاد به بهشت یا جهنم رفتن او ارتباطی ندارد بلکه به ایمان درونی آنها به مسیح ارتباط پیدا میکند. مثلا اگر هیتلر قلبا پیش از مرگش به مسیح باور میداشتت، او به بهشت خواهد رفت. از نظر قرآن اما بهشت رفتن یا نرفتن علاوه بر اساس باورهای یک شخص بر اساس رفتار او در این دنیا نیز هست. تشیع اما در این زمینه بیشتر شبیه به مسیحیت است تا اسلام زیرا در تشیع نیز محبت و دوستی امامان و دیگر افراد مقدس میتواند باعث بخشودگی پس از مرگ شود. بنابر این ممکن است آیت الله خمینی نیز به بهشت برود.
حیات پس از مرگ از نوح کیفیت حیات نیز در ادیان متفاوت است. در مسیحیت حیات پس از مرگ بسیار کم هیجانتر و خسته کننده تر از اسلام به نظر میرسد. مسیحی دوست دارد به بهشت برود تا در کنار خدا تا ابد آرامش و صلح و صفا داشته باشد. مانند گیاهی که تا ابد آب و کود داشته باشد. اما در بهشت قرآن پارتی بسیار بزرگی برپا است. نباید فراموش کرد محمد به دلیل جنگ افروزی جامعه ای پادگانی میخواست. پادگان نیز جای پارتی گرفتن نیست، بنابر این محمد بخشی از لطایف زندگی مانند موسیقی، رقص، شراب، زیبایی زن و گردهم آیی زن و مرد در کنار یکدیگر را برای بشر کلا حرام اعلام میکند. از طرف دیگر برای همراهان خود در زمان خود زندگی بسیار سخت و دشواری را فراهم کرده بود، آنان برای سالها در حال کشتن یا کشته شدن بودند. برای همین نیاز داشت که آخرتی پر زرق و برق برایشان فراهم آورد تا هم بروند و بیشتر بکشند و هم بیشتر بروند و کشته شوند. محمد همچنین در قرآن هیچ سخنی از شادی ها و تفریحات و امکانات موجود برای زنان نیاورده است. به نظر میرسد نیمی از بشریت مجبورند در آخرت حال و حول نیم دیگر را نگاه کنند و یکجوری خودشان را سرگرم کنند. نمونه هایی از این وعده های بهشتی در قرآن را در زیر میخوانید:
قرآن، سوره المطففين (83) آیه 25
يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ
از شرابی خالص که بر سر آن مهر نهاده اند سيراب میشوند
شراب در اسلام ابتدا آزاد بود اما در منابع سنی بعد یکی از هنرنمایی های حضرت علی که شیعیان میگویند علی نبوده و عمر بوده شراب، چیزی که همه آدمها در هر جای زمین قرنهاست که مینوشیده و مینوشند و مستی بخشی از فرهنگ و زندگی بسیاری از آدمها بوده است، آنرا برای همیشه و در همه جا حرام اعلام میکنند. اگر میخواهید شراب بخورید باید صبر کنید تا بمیرید. خداوند در اینجا به شیوه خرید مشروبات الکلی با کیفیت در آن دنیا نیز اشاره میکند. جالب است مسلمانان بدانند ما نیز وقتی مشروب میخریم دقت میکنیم که مهر و موم شده باشد و کسی در آنرا باز نکرده باشد، جای شما خالی وقتی شما چایی میخورید ما همان چیزی را میخوریم که شما هیچوقت نخواهید خورد اما از خدای خود شنیده اید خیلی چیز خوبی است و در بهشت هم بصورت چشمه روان و تو شیشه پخش میشود.
وَ كَواعِبَ أَتْراباً
و دختراني همسال، با پستانهاي بر آمده
یکی از تبلیغات خداوند برای بهشت این است که به مردها دخترهایی همسن خودشان میدهد. پروردگار همچنین از آنجا که مردان حشری را خوب میشناسد به سایز پستانهای آنها نیز اشارتی میکند. مسلمانان نخستین چون در این دنیا نیز با پیروی از محمد موفق به کسب زنان متعدد شدند لابد با خود میگفتند اگر در این دنیا وضعیت به این خوبیست دیگر باید دید در آن دنیا چه خواهیم داشت. بنابر این مرد مسلمان در دنیا میتواند شراب بخورد و به جان آن دختر بیافتد. اما تفریحات جنسی قرآن در آخرت به این ختم نمیشود.
وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ
غلامانشان چون مرواريد پنهان در صدف، به گردشان مي چرخند
همانطور که میبینید در کنار دختران زیبا (حوریان) خوشگل پسرانی (غلامان) نیز در بهشت حضور دارند. برخی از مسلمانان میدانند که در بهشت قرآن پسرانی نیز حضور دارند اما نمیدانند که آیا آنها برای آمیزشند یا اینکه کارشان چای آوردن و تمیز کردن و غیره است. غلام در پارسی گذشته معنای برده مرد و کنیز معنای برده زن را داشته است. این میتواند برای مردان مسلمان همجنسگرا (همجنسگرایی چیست) بسیار جذاب باشد که خدای بزرگ فکر آنها را نیز کرده است. شاید محمد میدانست برخی از باورمندانش یا همجنسگرایند یا از آمیز با مرد و کودک بطور تفریحی و اینجا و آنجا ممکن است لذت ببرند. مردان مسلمان همجنسگرایی بیچاره ای هم که در طول عمر هویت خود را پنهان کرده اند و همسر اجباری یک زن گشته اند ممکن است بتوانند بگفته عسکری در آن دنیا بالاخره با یک مرد وصلت کنند.


اما میان علما چندان اختلافی پیرامون جایز بودن تماس جنسی با غلمان نیست برای نمونه عسکری گوید مرد مسلمان با او نیز وصلت میکند. بنابر این به نظر میرسد که غلمان برای مرد مسلمان در بهشت همانند حوری چیزی برای دخول کردن است.
اما چرا معاد دروغین است؟
- چرا روح وجود ندارد؟ اگر روح یک مفهوم خیالی و خرافاتی باشد آنگاه میتوان دانست پس از مرگ زندگی دیگری شروع نمیشود. روح یکی از باورهای خرافی رایج در میان بسیاری از ادیان است. جالب است بدانید معاد در قرآن جسمانی است زیرا به باور قرآن خود بدن فیزیکی انسانها جمع خواهند شد و انسان به بهشت یا دوزخ خواهد رفت، اما باور بسیاری از مردم بر این است که پس از مرگ روح از بدن خارج شده و به حیات ادامه میدهد. این نوشتار به بررسی و رد بسیاری از باورهای رایج اما اشتباه میپردازد و نشان میدهد که چرا روح نمیتواند وجود داشته باشد.
- در رد نامیرایی، نام نوشتاری است که تلاش میکند اثبات کند انسان بر خلاف آنچه بسیاری از خداباوران تصور میکنند جاودانه نیست. این نوشتار بخشی را به ادله فلسفی و بخشی را به ادله علمی میپردازد.
- اگر پس از مرگ خدایی وجود داشت چه؟، بعضی ها به این نتیجه رسیده اند که بهتر است به خدا اعتقاد داشته باشند چون اگر آنطور که اسلام میگوید نکیر و منکر و الله و زقوم داشته باشد آنگاه با مشکلات زیادی روبرو خواهند شد. بسیاری از ما میپرسند که آیا نگران آخرت خود نیستید؟ اگر خدایی وجود داشت چه؟ این نوشتار به پاسخ به این پرسش میپردازد و نشان میدهد چرا خیال بیخدایان از این قضیه راحت است و حتی اگر آخرتی وجود داشته باشد نیز باز بیخدایان ضرری نکرده اند.
- افسانه آخرت، به شرح ویژگیهای غیر قابل باور دیگری آنچه در قرآن از آخرت آمده میپردازد.
- پس از مرگ چه خواهد شد؟، اگر داستانهای خیالی ادیان از حیات پس از مرگ حقیقت نداشته باشد پس از مرگ چه خواهد شد؟ پاسخ را در اینجا بیابید.





