خبر یک:
پزشکیان، کسی که خود را «پزشک» مینامد، مدعی نجات جان انسانها و مدافع زندهماندن مردم، امروز در جایگاهی ایستاده که نه یادآور سوگند پزشکی، بلکه تداعیکنندهی پزشکان دوران آلمان هیتلری است، همانهایی که با روپوش سفید، جنایت را «قانونی»، «علمی» و «لازم» جلوه میدادند.
آشویتس فقط یک اردوگاه نبود؛ نماد لحظهای در تاریخ است که انسان، انسان را از دایرهی انسانیت حذف کرد.
امروز نیز همان منطق در حال تکرار است.
پزشکیان معترضان را «تروریست» میخواند و خواستار برخورد نیروهای امنیتی با مردم بیسلاح میشود. چند روز پیش، دادستان کل ایران مردم را «محارب» نامید و خامنهای آنان را «اغتشاشگر، فریبخورده و جاسوس بیگانه» خطاب کرد.
وقتی حاکمیت زبانش یکی میشود، یعنی تصمیم از پیش گرفته شده است: حذف مردم.
خبرهای رسیده نشان میدهد که مسجدها به دست بسیجیان به آتش کشیده میشوند تا سناریویی تکراری ساخته شود؛ سناریویی برای باز کردن دست نظامیان جمهوری اسلامی در کشتار مردمی که تنها خواهان حق قانونی و انسانی خود هستند.
ابتدا بحران مصنوعی، سپس اتهام، و در نهایت گلوله. این همان الگوی کهنهی سرکوب است.
در این میان، اینترنت را بهطور کامل قطع کردهاند؛ نه برای امنیت، بلکه برای پنهانکاری. برای آنکه تصویر جنازهها، صدای گلولهها و فریاد مادران به گوش جهانیان نرسد، برای آنکه جنایتها از چشم ترامپ، رسانههای بینالمللی و افکار عمومی جهان پنهان بماند.
اما تاریخ نشان داده است:
وقتی یک نظام، مردمش را «تروریست» و «محارب» مینامد، در واقع حکم نهایی خود را صادر کرده است.
و وقتی پزشکی بهجای نجات جان، توجیهگر مرگ میشود، روپوش سفیدش چیزی جز پوششی برای جنایت نیست.
آشویتس از جایی آغاز شد که سکوت، عادی شد. و امروز، سکوت بزرگترین همدست سرکوب است.
وقتی «پزشک» فرمان مرگ میدهد!
پزشکیان، کسی که خود را مدافع جان انسانها مینامد، امروز معترضان بیسلاح را «تروریست» میخواند و خواستار سرکوب آنهاست.
او با لباس پزشک، راه کسانی را میرود که در آلمان هیتلری انسانها را از انسانیت ساقط کردند؛ همان پزشکان آشویتس.
دادستان کل ایران مردم را «محارب» مینامد، خامنهای آنها را «اغتشاشگر و جاسوس» میخواند و اینترنت قطع میشود تا صدای مردم به جهان نرسد.
مسجدها به آتش کشیده میشوند تا جنایتها پوشانده شود و دست نظامیها برای کشتار باز باشد.
اما تاریخ روشن است:
هر حکومتی که مردمش را «دشمن» مینامد، شکست خود را فریاد میزند. و هر پزشکی که مرگ را توجیه میکند، دیگر پزشک نیست؛ او کارمند مرگ است.
آشویتس فقط یک خاطره نیست، هشدار است. و امروز ایران در همان نقطهی خطر ایستاده است.

