نویسنده: داود
در دل تاریخ، گاهی ملتهایی پیدا میشوند که سرنوشتشان به شکلی عمیق به هم گره خورده است. رابطه ایرانیان و یهودیان یکی از همین روایتهاست؛ داستانی که نه با سیاست، بلکه با انسانیت آغاز شد.
بیش از دو هزار و پانصد سال پیش، زمانی که کوروش پادشاه هخامنشیان وارد بابل در عراق شد، تصمیمی گرفت که صدایش تا امروز در تاریخ طنینانداز است. او نه تنها سرزمینها را فتح کرد، بلکه دلها را نیز به دست آورد. یهودیانی که سالها در تبعید بودند، به فرمان او آزاد شدند تا به خانه بازگردند، معبدشان را از نو بسازند و امید را دوباره زنده کنند.

این تنها یک تصمیم سیاسی نبود، یک پیام انسانی بود. پیامی که در استوانه کوروش ثبت شد و بعدها در کتاب مقدس عبری نیز بازتاب یافت. از همانجا، پلی میان دو ملت ساخته شد، پلی از احترام، همزیستی و درک متقابل و روابط عمیق و همکاری های دیپلماتیک و دوستانه. در واقع همیشه تاریخ یهودیان بهترین دوستان برای مردم ایران بودند، و هستند.

قرنها همزیستی
در طول قرنها، یهودیان در ایران زندگی کردند، کار کردند، آموختند و ساختند. از بازارهای قدیمی تا محافل علمی، از طبابت تا تجارت، آنان بخشی از تار و پود جامعه ایران بودند. ایران برای بسیاری از آنان نه یک سرزمین موقت، بلکه «خانه» بود.
در دورههایی مانند حکومت محمدرضا شاه پهلوی، این پیوند حتی در سطح روابط میان کشورها نیز دیده شد و ارتباط میان ایران و اسرائیل شکل گرفت، روابطی که بر پایه همکاری و منافع مشترک استوار بود.

شکاف میان مردم و سیاست
اما تاریخ همیشه در یک مسیر آرام پیش نمیرود. و متاسفانه و در سال ۱۳۵۷ و با به قدرت رسیدن رژیم اسلامی در ایران، مسیر سیاست خارجی در ایران تغییر کرد. حکومت جدید به رهبری آیت الله خمینی، (که اجدادش هندی ها هستند)، مواضعی کاملاً متفاوت نسبت به اسرائیل اتخاذ کرد. خمینی، نه تنها خواهان نابودی کشور اسراپیل شد و بلکه در سخنانی که نشان دهنده خشم او از زندگی مردم در جهان متمدن و همزیستی دارد، خواهان صدور اسلام مورد نظرش که مجموعه ای از خشونت و جنگ و سانسور و سرکوبگری و جنایات و تروریسم و اعدام و تیر باران و شکنجه و زن ستیزی و کودک آزاری و هزاران نقض حقوق بشر است، به کشورهای سراسر جهان بود.
در این میان، یک نکته مهم اغلب نادیده گرفته میشود: تفاوت میان «سیاستهای رسمی رژیم متحجر اسلامی در ایران» و «احساسات واقعی اکثریت مردم ایران». مردم ایران، با پیشینهای چند هزار ساله از همزیستی با ادیان و فرهنگهای مختلف، همواره نگاههای متنوعی داشتهاند، نگاههایی که نمیتوان آنها را در یک قالب واحد خلاصه کرد.
https://www.instagram.com/reel/DSIlka0CIlj
بسیاری از ایرانیان، چه در داخل و چه در خارج از کشور، هنوز به آن گذشته مشترک فکر میکنن، به روزگاری که احترام و انسانیت، پایه رابطهها بود، نه دشمنی و تقابل و جنگ و نابودی. ایرانیان بر خلاف باور های رژیم جنگ طلب و تروریست پرور اسلامی که ایران تحت اشعال آنان قرار گرفته است و هیچگونه ربطی به فرهنگ و تاریخ و تمدن ایرانیان ندارند، مردمانی بشدت صلح طلب و انساندوست و آزادیخواه هستند.

بازگشت به ریشهها
امروز، در دنیایی که پر از تنش و سوءتفاهم است، شاید بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم به ریشههایمان برگردیم. به یاد بیاوریم که این سرزمین، روزگاری پناهگاه بود، نه میدان دشمنی. که نام ایران، با بزرگواری و مدارای فرهنگی گره خورده است.
تاریخ را نمیتوان تغییر داد، اما میتوان از آن آموخت.
پیوند میان ایرانیان و یهودیان، تنها یک روایت قدیمی نیست، بخشی از هویت تاریخی ماست. هویتی که نشان میدهد میتوان متفاوت بود، اما در کنار هم زندگی کرد. میتوان از گذشته الهام گرفت و آیندهای ساخت که در آن، انسانیت بر هر چیز دیگری مقدم باشد.





