خبریک:
بازگشت محسن نامجو به صحنه، آن هم در شرایطی که رژیم در دیماه خونین، پیکر پاک چند ده هزار جوان وطن را به خاک و خون کشید و او مهر سکوت بر لب زد، چیزی جز پسکوچهای برای خونشویی جنایات نیست. در روزگاری که طنابهای دار هر روز جان شیفتهٔ جوانی معترض را میگیرند، این سکوت مطلق و مصلحتآمیز، معنایی جز همدستی با ظالم ندارد. ننگ و شرم ابدی بر تو باد که هنر خود را به بهای پایمال شدن خون جوانان این مرز و بوم فروختی.


بازگشت محسن نامجو؛ تصادف یا یک همزمانی معنادار؟
بازگشت محسن نامجو به ایران، درست در روزهایی که جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین اعتراضات دیماه، همچنان بر خون جوانان این سرزمین ایستاده است، پرسشهای جدی و تلخی را به وجود میآورد.
کسی که سالها در خارج از کشور زندگی کرد، در فضای آزاد به فعالیت هنری پرداخت و از همین جامعه و رسانههای خارج از کشور بهره برد، امروز درست در شرایطی به ایران بازمیگردد که وزیر ارشاد جمهوری اسلامی از تهیه فهرستی شامل بیش از صد چهره فرهنگی، هنری و فکری خارج از کشور برای «تسهیل بازگشت» آنان خبر داده است. و عجیبتر اینکه نامجو تقریباً بلافاصله پس از انتشار این خبر، راه بازگشت را در پیش میگیرد.


آیا این صرفاً یک انتخاب شخصی است؟
همین نامجو در سالهای گذشته با بخشهایی از مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور درگیر شد؛ از مواضع تند علیه رضا پهلوی و حمله به بخشی از اپوزیسیون گرفته تا سخنان اخیرش که در آن صراحتاً اعلام کرد رسانههای اپوزیسیون حق ندارند درباره زندگی او در ایران گزارش دهند و گفت سالهاست هیچ نسبتی با آنان ندارد.
اما مسئله فقط بازگشت نیست، مسئله سکوت است.
در روزهایی که خانوادههای داغدار هنوز در سوگ جوانان کشتهشدهاند، در روزهایی که معترضان با حکم اعدام و زندان روبهرو هستند، سکوت یک هنرمند شناختهشده در برابر این همه خون و سرکوب، نمیتواند برای افکار عمومی بیمعنا باشد.
هنرمند بودن، مصونیت اخلاقی نمیآورد. شهرت، انسان را از مسئولیت اجتماعی معاف نمیکند. و هنر، چک سفید امضا برای فراموش کردن خون مردم نیست.
محسن نامجو سالها پیش در آثار و مواضعش به رضا شاه و تاریخ پهلوی حمله کرد؛ بعدها نیز در خارج از کشور با بخشهایی از مخالفان جمهوری اسلامی وارد جدال شد. امروز اما در لحظهای که حکومت از بازگرداندن چهرههای خارج از کشور سخن میگوید، او به ایران بازمیگردد و از رسانههای اپوزیسیون میخواهد درباره سرنوشتش سکوت کنند.

اینها پرسشهایی است که نمیتوان با شعار «غربت بس است» از کنارشان گذشت.
و اگر هنر قرار است در برابر خون بیتفاوت باشد، پس این هنر چه چیزی برای گفتن به مردم دارد؟
هنرمند اگر در برابر ظلم سکوت کند، دستکم باید آماده باشد که روزی درباره همان سکوت از او سؤال شود.
شارلوت؛ نامی برای فرار از گذشته؟
آزاده اخلاقی را محسن نامجو «شارلوت» صدا میکند؛ نامی که شاید برای یک زندگی متفاوت، دور از گذشته و هویت ایرانی انتخاب شده باشد.
اما تغییر نام، گذشته را تغییر نمیدهد.
وقتی سالها در خارج از ایران زندگی میکنی، از آزادی همان جامعه بهره میبری و در فضای آزاد هنری فعالیت میکنی، اما درست در روزهایی که مردم ایران زیر سرکوب و اعدام هستند، تصمیم به بازگشت میگیری، دیگر فقط مسئله یک نام یا یک انتخاب شخصی نیست؛ مردم حق دارند درباره معنا و زمانبندی این انتخاب سؤال کنند.
«شارلوت» هر نامی که باشد، گذشته و مسئولیت اجتماعی را نمیتوان پشت یک اسم تازه پنهان کرد.
نامها تغییر میکنند؛ اما حافظه مردم نه.
محسن نامجو تاکنون ۲ بار ازدواج کرده است. همسر اول وی، بهاره سبزواری، هنرمند نقاش مقیم نیویورک بود که از سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۸ با او زندگی کرد.
نامجو در سال ۱۴۰۱ برای بار دوم با آزاده اخلاقی، عکاس و کارگردان ایرانی ساکن استرالیا، ازدواج کرد.

ماهی و چهار زن دیگر را هم فراموش نکردهایم.
ماجرای محسن نامجو فقط به روایت «ماهی» محدود نشد. پس از افشاگری ماهی در سال ۱۳۹۹، زنان دیگری نیز روایتهایی از آزار و تعرض جنسی توسط نامجو مطرح کردند و در سال ۱۴۰۰ رسانهها از اتهامهای دستکم پنج زن علیه او گزارش دادند.
نامجو این اتهامها را رد کرد، اما بعدها در ویدیویی از زنانی که گفته بودند از رفتار یا سخنان او آسیب دیدهاند عذرخواهی کرد. انتشار فایل صوتی ۱۷ دقیقهای او در فاصله کوتاهی پس از آن عذرخواهی نیز موج تازهای از انتقادها را به دنبال داشت.
امروز که محسن نامجو دوباره به صحنه بازگشته، پرسش سادهای وجود دارد:
آیا قرار است با بازگشت او، گذشته هم پاک شود؟
نه «ماهی» را میتوان فراموش کرد، نه زنانی را که روایتهای خود را بیان کردند.
بازگشت یک هنرمند به ایران ممکن است انتخاب شخصی او باشد؛ اما بازگشت به صحنه عمومی به معنای مصونیت از پاسخگویی نیست.
نامجو میتواند بازگردد؛ اما حافظه جامعه را نمیتوان با بازگشت، عذرخواهی، سکوت یا تغییر روایت پاک کرد.
ماهی و آن چهار زن دیگر، بخشی از این حافظهاند.





