خبر یک:
تحلیل سخنان خامنهای پس از تجمع بزرگ ایرانیان
مقدمه
یک روز پس از تجمع گسترده ایرانیان در داخل و خارج از کشور، علی خامنهای در سخنانی که بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی داشت، معترضان و شرکتکنندگان در این تجمعات را با تعابیری چون «مزدور» و «وابسته» خطاب کرد. این موضعگیری، نهتنها شکاف عمیق میان حاکمیت و جامعه را عیانتر ساخت، بلکه بار دیگر نشان داد که ساختار قدرت در جمهوری اسلامی، به جای شنیدن صدای اعتراض، بر راهبرد انکار، تحقیر و برچسبزنی پافشاری میکند.
زمینه سخنان خامنهای
تجمع میلیونی اخیر ایرانیان، چه در خیابانهای شهرهای مختلف و چه در گردهماییهای خارج از کشور، حامل پیام روشنی بود: بخش قابلتوجهی از جامعه دیگر روایت رسمی حکومت از «رضایت عمومی» را نمیپذیرد. این تجمعات، صرفنظر از گرایشهای سیاسی شرکتکنندگان، بر مطالباتی مشترک چون آزادیهای مدنی، عدالت، و پایان دادن به سرکوب و سرنگونی جمهوری اسلامی تأکید داشت.
در چنین شرایطی، انتظار میرفت رهبر جمهوری اسلامی دستکم به ریشههای نارضایتی بپردازد. اما واکنش او، مطابق الگوی همیشگی، نه تحلیل اجتماعی بلکه فحاشی و حمله لفظی به معترضان بود.
برچسب «مزدور»؛ ابزار قدیمی سرکوب
استفاده از واژههایی مانند «مزدور»، «عامل بیگانه» یا «دشمننشان» سابقهای طولانی در ادبیات خامنه ای و جمهوری اسلامی دارد. این برچسبها کارکردی دوگانه دارند:
- سلب مشروعیت از اعتراض: با نسبت دادن اعتراضها به «دشمن خارجی»، حاکمیت تلاش میکند مطالبات واقعی مردم را نادیده بگیرد.
- توجیه سرکوب: وقتی معترض «مزدور» معرفی شود، برخورد امنیتی با او نه تنها مجاز، بلکه ضروری جلوه داده میشود.
سخنان اخیر خامنهای دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ چارچوبی که در آن شهروند منتقد، نه صاحب حق، بلکه تهدید تلقی میشود.
شکاف میان حاکمیت و جامعه
واقعیت این است که اطلاق عنوان «مزدور» به مردمی که با هزینههای شخصی و خطرات جدی به خیابان میآیند، بیش از آنکه معترضان را بیاعتبار کند، نشانه فاصله عمیق رهبر جمهوری اسلامی با واقعیتهای جامعه است. این زبان تحقیرآمیز پیام روشنی دارد: حاکمیت نه قصد اصلاح دارد و نه تمایلی به گفتوگو.
در مقابل، جامعهای که بارها تجربه کرده صدایش شنیده نمیشود، هر روز رادیکالتر و بیاعتمادتر میشود. این چرخه معیوب، آینده سیاسی و اجتماعی کشور را با ابهامهای جدی روبهرو کرده است.
پیامدهای سیاسی و اجتماعی
سخنان خامنهای یک روز پس از تجمع بزرگ ایرانیان، میتواند چند پیامد مهم داشته باشد:
- تقویت همبستگی معترضان: توهین آشکار به مردم، در بسیاری موارد نتیجه معکوس دارد و باعث همدلی بیشتر میان منتقدان میشود.
- تضعیف مشروعیت حاکمیت: رهبری که مردم خود را «مزدور» میخواند، بیش از پیش از جایگاه اخلاقی و سیاسی ساقط میشود.
- بستهتر شدن فضای سیاسی: این ادبیات نشان میدهد که چشماندازی برای اصلاح از درون ساختار قدرت وجود ندارد.
جمعبندی
سخنان وقیحانه خامنهای پس از تجمع بزرگ ایرانیان، نه یک لغزش لفظی، بلکه ادامه منطقی سیاستی است که سالها بر انکار، سرکوب و تحقیر استوار بوده است. در حالی که جامعه ایران خواهان شنیده شدن و تغییر است، رهبر جمهوری اسلامی همچنان با زبان تهدید و توهین سخن میگوید. پرسش اساسی اینجاست: حکومتی که مردمش را «مزدور» مینامد، تا چه زمانی میتواند بر ادعای نمایندگی همان مردم پافشاری کند؟

