دیکتاتور خامنه ای، طنز تلخ تاریخ، از «بلاگر نماز میت» تا ۱۰۰ روز جسد روی زمین

دیکتاتور آخوند علی خامنه‌ای، دومین رهبر جمهوری اسلامی، پس از حدود ۳۷ سال حکومت متمرکز بر ایران، در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ در جریان حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل به دفترش در تهران کشته شد. این رویداد هم‌زمان با آغاز جنگی تمام‌عیار در منطقه رخ داد و علاوه بر او، جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و مقامات سیاسی همراهش نیز جان خود را از دست دادند.

متن زیر با رویکرد تحلیلی و رسانه‌ای، ابعاد مختلف این واقعه و سرنوشت جنازه او را بررسی می‌کند:

طنز تلخ تاریخ، از «بلاگر نماز میت» تا ۱۰۰ روز جسد خاک نشده

در سال‌های پایانی حکومت علی خامنه‌ای و به‌ویژه با تشدید حملات اسرائیل به ساختار فرماندهی سپاه پاسداران و رهبران گروه‌های نیابتی در منطقه (مانند حماس و حزب‌الله)، حضور او در انظار عمومی بیش از هر چیز به اقامه نماز میت بر جنازه کشته‌شدگان محدود شده بود. این تکرار مدامِ نمایش مرگ در رسانه‌های دولتی باعث شد تا کاربران شبکه‌های اجتماعی با لحنی کنایه‌آمیز به او لقب «بلاگر نماز میت» بدهند.

اما مرگ خود او، سیستم تبلیغاتی حکومت را با بحرانی بی‌سابقه مواجه کرد. فردی که دهه‌ها مراسم تدفین دیگران را به ابزار نمایش قدرت تبدیل کرده بود، جنازه‌اش به دلیل شرایط جنگی، فروپاشی ساختارهای لجستیکی و هراس امنیتی بازماندگان حکومت، نزدیک به ۱۰۰ روز بر زمین ماند و از برگزاری یک تشییع جنازه فوری محروم شد.

معمای جنازه‌ای که دفن نمی‌شود؛ نگهداری طولانی‌مدت جسد علی خامنه‌ای آیا امکان‌پذیر است؟

نگارش از یورونیوز فارسی

بیش از ۱۰۰ روز از بمباران سنگینی که منجر به مرگ علی خامنه‌ای شد می‌گذرد، اما هنوز هیچ مراسم تشییع رسمی برگزار نشده و سرنوشت جسد رهبر پیشین جمهوری اسلامی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

انفجارهای عظیم در منطقه پاستور تهران در صبح ۹ اسفند پرونده ۳۶ سال حکمرانی علی خامنه‌ای را بست، با این حال پرونده مرگ او هنوز باز مانده و اطلاعات مستقلی درباره نحوه دقیق کشته‌ شدن و وضعیت جسد او منتشر نشده است.

روایت‌های متفاوتی از سوی منابع و افرادی که گفته می‌شود به حلقه نزدیکان یا نهادهای مرتبط با او دسترسی داشته‌اند مطرح شده است، اما هیچ‌یک به طور مستقل قابل راستی‌آزمایی نبوده‌اند. مشخص نیست که در پی حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در روز اول جنگ، رهبر پیشین جمهوری‌اسلامی ایران مستقیما در اثر موج انفجار جان باخته، بر اثر اصابت ترکش کشته شده، زیر آوار مدفون مانده یا اساسا چه میزان از پیکر او پس از حمله قابل بازیابی و شناسایی بوده است.

همچنین هیچ اطلاعات موثقی درباره وضعیت چهره یا سلامت بقایای جسد منتشر نشده است. با این حال، فارغ از این سناریوهای مختلف، پرسش اصلی این است که علم پزشکی قانونی درباره امکان نگهداری طولانی‌مدت جسدی که احتمالا در یک بمباران شدید آسیب دیده، چه می‌گوید؟

در میان گمانه‌زنی‌ها این فرضیه مطرح بوده است که مقامات جمهوری اسلامی جسد او را در سردخانه‌ای پنهان کرده‌اند تا در زمان مناسب آن را برای تشییع خارج کنند. امری که هر چند در ظاهر می‌تواند ساده باشد، اما در عمل امکان‌پذیر بودن آن با پرسش‌های بسیاری روبروست:

سرعت بالای فساد در جراحات حاصل از انفجار

بزرگ‌ترین مانع در نگهداری جسد‌های حاصل از بمباران، ماهیت جراحات است. در مرگ‌های طبیعی بافت‌های بدن سالم هستند، اما در بمباران موج انفجار و ترکش‌ها باعث پاره شدن پوست و اندام‌های داخلی می‌شوند.

این یعنی سد دفاعی بدن شکسته شده و باکتری‌های محیطی و باکتری‌های معده و روده به سرعت به تمام بافت‌ها هجوم می‌برند و فرآیند متلاشی شدن را چند برابر سریع‌تر از یک جسد سالم آغاز می‌کنند.

از همین رو است که اجساد دارای جراحات باز، بسیار سریع‌تر از اجساد سالم متلاشی می‌شوند. اگر جسد برای چند ساعت تا چند روز زیر آوار بماند وضعیت وخیم‌تر هم می‌شود.

در واقع ورود خاک، ترکش و آلودگی‌های محیطی به داخل بافت‌ها، سرعت فعالیت باکتری‌های تجزیه‌کننده را چندین برابر می‌کند. به همین دلیل، زمان طلایی برای انتقال جسد به سردخانه بسیار کوتاه است.

از سوی دیگر تجمع خون در بافت‌های آسیب‌دیده، بهترین محیط کشت برای قارچ‌ها و باکتری‌های بی‌هوازی را آماده می‌سازد به نحوی که آن‌ها حتی در دمای پایین سردخانه نیز به فعالیت بی‌وقفه خود ادامه می‌دهند.

اگر فرآیند انجماد به درستی یا به موقع انجام نشود، باکتری‌های بی‌هوازی گازهایی تولید می‌کنند که موجب تورم شدید و انتشار مواد سمی پوترسین و کداورین می‌شود. این مسئله نگهداری و هرگونه جابجایی بعدی جسد را برای پرسنل خطرناک و طاقت‌فرسا می‌کند.

محدودیت‌های مومیایی کردن در اجساد متلاشی‌شده

برای نگهداری یک جسد به مدت چندین ماه، معمولا به سراغ تزریق مواد شیمیایی (مانند فرمالین) به شبکه عروقی می‌روند؛ نظیر کاری که با جسد لنین یا مائو انجام شد.

در این روش، خون را از سیاهرگ‌ها تخلیه کرده و محلول فرمالین را با فشار از طریق شاهرگ‌ گردن یا ران به کل بدن پمپ می‌کنند تا بافت‌ها فیکس (ثابت) شوند و فرآیند فروپاشی بیولوژیک متوقف شود.

با این حال برای یک جسد حاصل از بمباران، این روش با بن‌بست مواجه می‌شود چرا که در این جسد شبکه عروقی در اثر موج انفجار یا ترکش‌ها به شدت متلاشی و تکه‌تکه شده است.

وقتی سیستم لوله‌کشی طبیعی بدن قطع باشد، مایع مومیایی‌کننده در رگ‌ها جریان پیدا نمی‌کند و از محل پارگی‌ها بیرون می‌ریزد. در این حالت بافت‌های دورتر مواد را دریافت نمی‌کنند و فاسد می‌شوند.

مومیایی کردن البته به روش غوطه‌وری یا تزریق موضعی هم انجام می‌شود. در این حالت، متخصصان مجبورند مواد را به صورت موضعی تزریق کنند یا بخش‌های باقی‌مانده را در مواد شیمیایی غوطه‌ور کنند.

مشکل این بخش اما این است که این کار ظاهر جسد را کاملا دگرگون، تیره و چرمی‌شکل می‌کند و آن را از شکل طبیعی خارج می‌سازد.

انجماد عمیق و بحران ذوب شدن برای تشییع

سردخانه‌های معمولی بیمارستان‌ها، که دما را بین ۲ تا ۴ درجه نگه می‌دارند، فقط برای چند روز یا نهایتا دو هفته مانع تجزیه جسد می‌شوند. بعد از آن، حتی در محیط خنک هم جسد شروع به فاسد شدن می‌کند.

از این رو تنها راه واقعی برای متوقف کردن مطلق فساد بافت‌ها در طول ۱۰۰ روز، منجمد کردن جسد در دمای زیر صفر، مانند منفی ۲۰ درجه، است که تنها راه متوقف کردن کامل باکتری‌ها محسوب می‌شود.

این روش اگرچه جسد را حفظ می‌کند، اما برای مراسم تشییع یک کابوس محسوب می‌شود؛ چرا که در آن آب درون سلول‌های بدن در اثر یخ زدن منبسط شده و تبدیل به کریستال‌های تیز یخ می‌شود. این کریستال‌ها دیواره تمام سلول‌های پوستی و گوشتی را پاره می‌کنند.

تا زمانی که جسد یخ‌زده است، مشکلی وجود ندارد و فرم بدن حفظ می‌شود. اما برای تشییع، جسد باید به اصطلاح ذوب شود تا از حالت سفت خود بیرون بیاید. اینجا همان نقطه‌ای است که بحران رخ می‌دهد: به محض ذوب شدن، تمام سلول‌های پاره‌شده مایعات خود را پس می‌دهند.

این پدیده باعث شل شدن شدید پوست، ایجاد تاول‌های بزرگ حاوی مایع خون‌آلود و تغییر رنگ سریع به سبز و سیاه در عرض چند ساعت می‌شود. فرآیند فروپاشی جسد بعد از ذوب شدن با سرعتی باورنکردنی رخ می‌دهد.

از سوی دیگر به محض اینکه جسد را برای مراسم تشییع از فریزر خارج کنند تا یخ آن آب شود، بوی تعفن شدیدی آزاد می‌کند به طوری که امکان باز بودن در تابوت یا نزدیک شدن افراد به آن در طول یک مراسم چند ساعته عملا غیرممکن خواهد بود.

Related Articles

Latest Articles