خبر یک:
در روز ۱۲ آذر ۱۴۰۴ قیمت دلار در بازار آزاد ایران برای نخستین بار به بیش از ۱۲۰ هزار تومان رسید؛ رخدادی بیسابقه که باعث شوک در بازار ارز، طلا و سکه شد. این جهش جدید بازتاب نگرانیها درباره وضعیت اقتصادی، تورم و سیاستهای ارزی کشور است.
- به گزارش رسانهها، نرخ دلار آمریکا در بازار آزاد چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۴ تا سطح ۱۲۰ هزار و ۵۰۰ تومان نیز معامله شد.
- برخی گزارشها نرخ نقدی دلار را حتی تا ۱۲۰,۲۰۰ تومان و در مقطعی ۱۲۰,۹۰۰ تومان ذکر کردهاند.
- همزمان، نرخ ارزهای دیگر نیز جهش پیدا کردهاند: یورو و پوند نیز رکورد زدند.
چند عامل عمده در پشت این افزایش ناگهانی قابل شناساییاند:
- انتظارات تورمی و بیثباتی اقتصادی — بسیاری از کارشناسان معتقدند که فشار تورم، کاهش اعتماد به ارزش پول داخلی و نااطمینانی اقتصادی، انگیزه برای هجوم به بازار ارز ایجاد کردهاند.
- تقاضای بالا برای دلار — تقاضای تجاری، سرمایهگذاری، سفر و … که با کاهش ارزش ریال و افزایش نرخ دلار همزمان شده است.
- شرایط بینالمللی و تحریمها / عوامل سیاسی — تحولات منطقهای، فشارهای اقتصادی و سیاسی و وضعیت تحریمها یکی از عوامل فشار بر بازار ارز شناخته میشوند.
چرا دلار اینقدر جهش کرد؟ — عوامل مؤثر
چند عامل عمده در پشت این افزایش ناگهانی قابل شناساییاند:
پیامدها — برای بازار، مردم و اقتصاد
بیثباتی در بازار ارز و نگرانی برای آینده: ورود دلار به کانال ۱۲۰ هزار تومان شکاف بین قیمت رسمی و بازار آزاد را بیشتر میکند و باعث بیاعتمادی و آشفتگی بازار میگردد.
تورم عمومی و گرانی کالا و خدمات: افزایش نرخ دلار، هزینه واردات را بالا میبرد؛ کالاها و مواد اولیه گران میشوند و این فشار به قیمت مصرفکننده منتقل میگردد.
رشد قیمت طلا و سکه: به تبع دلار گران، طلا و سکه نیز رکورد زدند — بسیاری از کسانی که دارایی ریالی دارند، به سمت طلا و ارز میروند تا ارزش داراییشان حفظ شود.
کاهش قدرت خرید مردم: با افزایش شدید قیمت دلار و به تبع آن کالاها، قدرت خرید خانوارها کاهش مییابد؛ به ویژه گروههایی که درآمد ثابت دارند.
چرا رهبری کمتر درباره گرانی و بحران اقتصادی صحبت میکند و بیشتر بر موضوعاتی مثل حجاب تأکید دارد؟
در سالهای اخیر، یکی از پرسشهای پرتکرار در فضای عمومی و شبکههای اجتماعی این بوده که چرا در سخنان رهبری جمهوری اسلامی، موضوعاتی مانند حجاب، مسائل فرهنگی و سبک زندگی پررنگتر از بحران اقتصادی، تورم و گرانی است. این در حالی است که مشکلات معیشتی به دغدغه اصلی بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده است.
برای پاسخ به این پرسش، باید به مجموعهای از عوامل سیاسی، ایدئولوژیک، رسانهای و ساختاری توجه کرد. در ادامه، مهمترین این عوامل را بررسی میکنیم.
۱. اولویتدادن به مسائل فرهنگی و ایدئولوژیک
در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی، فرهنگ و ایدئولوژی زیربنای همه حوزهها از جمله سیاست و اقتصاد تلقی میشود. از این منظر، اگر فرهنگ جامعه «اصلاح» شود، سایر مشکلات نیز بهطور خودکار حل خواهند شد. به همین دلیل، موضوعاتی مانند:
- حجاب
- سبک زندگی اسلامی
- مقابله با «تهاجم فرهنگی»
- حفظ ارزشهای انقلابی
در اولویت بالاتری نسبت به مسائل اقتصادی قرار میگیرند. در این چارچوب فکری، مشکلات اقتصادی نه ریشهای، بلکه نتیجه ضعفهای فرهنگی و اخلاقی معرفی میشوند.
۲. واگذاری مسئولیت اقتصادی به دولتها
یکی دیگر از دلایل کمرنگ بودن اظهارات مستقیم درباره گرانی، تفکیک صوری مسئولیتها در ساختار قدرت است. رهبری معمولاً مسائل اجرایی، از جمله:
- تورم
- بیکاری
- بحران بودجه
- نوسانات ارزی
را به دولتها و قوه مجریه نسبت میدهد. در این نگاه، ورود مستقیم رهبری به جزئیات اقتصادی میتواند بهعنوان پذیرش سهمی از مسئولیت ناکامیها تلقی شود. بنابراین ترجیح داده میشود که نقد یا پاسخگویی درباره اقتصاد، در سطح دولت باقی بماند.
۳. پرهزینه بودن اشاره مستقیم به ناکارآمدی اقتصادی
پرداختن شفاف و صریح به بحران اقتصادی، تبعات سیاسی و اجتماعی سنگینی دارد. اعتراف به عمق مشکلات میتواند:
- انتظارات عمومی را افزایش دهد
- نارضایتی اجتماعی را تشدید کند
- مشروعیت ساختار تصمیمگیری را زیر سؤال ببرد
در نتیجه، سکوت یا کلیگویی درباره اقتصاد میتواند راهبردی برای کاهش هزینههای سیاسی باشد. در مقابل، تمرکز بر موضوعاتی مانند حجاب، هزینه اجتماعی کمتری برای حاکمیت دارد.
۴. استفاده از مسائل فرهنگی برای مدیریت افکار عمومی
یکی از کارکردهای پررنگسازی موضوعاتی مانند حجاب، جابجایی کانون توجه افکار عمومی است. وقتی فضای رسانهای و اجتماعی بهشدت درگیر مباحث فرهنگی و ارزشی میشود، مسائل زیر به حاشیه میروند:
- تورم افسارگسیخته
- کاهش قدرت خرید
- گسترش فقر
- بحران مسکن
این روش، در علوم سیاسی با عنوان انحراف توجه عمومی شناخته میشود؛ یعنی تمرکز افکار عمومی از مسائل ساختاری و اقتصادی به موضوعات نمادین و هویتی منتقل میشود.
۵. نگاه ایدئولوژیک و امنیتی به موضوع حجاب
در نگاه رهبری و بخش مهمی از حاکمیت، حجاب صرفاً یک مسئله فردی یا اجتماعی نیست، بلکه:
- نماد هویت نظام
- مرز تقابل با غرب
- ابزار انسجام ایدئولوژیک
محسوب میشود. به همین دلیل، هرگونه عقبنشینی در این حوزه، نه یک تغییر اجتماعی، بلکه عقبنشینی ایدئولوژیک و سیاسی تلقی میشود. از این منظر، حجاب مستقیماً با «بقای گفتمان نظام» گره خورده است، در حالی که اقتصاد، یک مقوله مدیریتی و قابل واگذاری به دولتها تلقی میشود.
جمعبندی
کمتوجهی ظاهری رهبری به بحران اقتصادی و تمرکز پررنگ بر موضوعاتی مانند حجاب، نه ناشی از بیاهمیتی اقتصاد، بلکه نتیجه ترکیبی از این عوامل است:
- اولویت ایدئولوژیک فرهنگ بر اقتصاد
- واگذاری مسئولیت مستقیم اقتصاد به دولتها
- پرهزینه بودن پذیرش ناکارآمدی اقتصادی
- استفاده از مسائل فرهنگی برای مدیریت افکار عمومی
- تلقی امنیتی و هویتی از موضوعاتی مانند حجاب
در نهایت، این رویکرد نشان میدهد که در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، فرهنگ همچنان ابزار اصلی سیاستورزی و کنترل اجتماعی محسوب میشود؛ حتی در شرایطی که بحران اقتصادی، زندگی روزمره میلیونها نفر را تحتتأثیر قرار داده است.





