اتحاد ملی، سیاسی، فرهنگی

خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴، پیش‌درآمد جنگ و گسست کامل از جنبش زن، زندگی، آزادی

نویسنده: علیرضا مناف زاده

پس از خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ و به خون کشیده شدن آن به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، شماری از فعالان و جریان‌های سیاسی به‌ویژه سازمان‌های مدافع حقوق و آزادی‌های زنان، به برجسته کردن و ستودن ویژگی‌های بی‌همتای جنبشِ «زن، زندگی، آزادی» پرداختند و از اهمیت دستاوردهای تاریخی آن برای آیندۀ ایران به‌ویژه زنان کشور سخن گفتند. در حالی که بسیاری از مدافعان خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴، جنبش «زن، زندگی، آزادی» را جنبشی پایان‌یافته توصیف می‌کنند و خیزش دی‌ماه را نوعی گسست از آن جنبش می‌دانند.

حقیقت این است که جنبش «زن، زندگی، آزادی» چنان‌که از نامش پیداست در پی وادار کردن رژیم به عقب‌نشینیِ گام به گام و در نهایت، ایجاد تحول سیاسی و فرهنگی در ایران بود. کارشناسان بزرگ‌ترین دستاورد آن را تحول فکری عمیقی می‌دانند که در میان ایرانیان به‌ویژه جامعۀ سیاسی ایران چه در داخل و چه در خارج ایجاد کرد. آن جنبش در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۲ با انتشار خبر درگذشت مهسا امینی، دختر ۲۲ سالۀ کُرد ایرانی، به راه افتاد. مأموران «گشت ارشاد» او را در ۱۳ سپتامبر به جرم «بدحجابی» بازداشت کرده بودند و او بر اثر ضربه‌های مأموران دچار شکستگی جمجمه شده بود.

با توجه به گستردگی، پایداری و بی‌سابقه بودن شعارها و خواسته‌های جنبش «زن، زندگی، آزادی» و همبستگی کم‌نظیری که جوانان کشور در آن به نمایش گذاشتند، مورخانی آن را با در نظر گرفتن تحول سیاسی، فرهنگی و فکری که در میان جوانان ایجاد کرد، به درستی چرخشگاهی تاریخی می‌دانند.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» امید‌های فراوان در دل‌ها برانگیخت. ابعاد حیرت‌انگیز آن در ماه‌های اول همه را غافلگیر کرد، چنان که خیلی‌ها امیدوار بودند با گسترش آن، جمهوری اسلامی سرنگون شود. آن جنبش را زنان و دختران جوان ایرانی آغاز کردند و مشعل آن را با پشتیبانی مردان جوان ایرانی فروزان نگه داشتند. بی‌جهت نبود که از همان آغاز «انقلاب زنانه» نام گرفت.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» از همبستگی و همراهی شمار چشمگیری از سرآمدان سیاسی و فرهنگی کشور نیز برخوردار شد. پس از به راه افتادن آن، زنان و دختران جوانِ بی‌شماری با سربلندی و شجاعت بدون ‌حجاب در فضای عمومی ظاهر شدند و رژیم نتوانست با آنان مقابله کند. مقاومت جمعی زنان ایرانی در برابر حجاب اجباری و ناتوانی رژیم در واداشتن آنان به رعایت آن، جهانیان را به تحسین واداشت.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» دو بُعد اساسی داشت: بُعد سیاسی و بُعد اجتماعی. از سویی دموکراسی و آزادی می‌خواست و از سوی دیگر، خواهان کرامت انسانی و زندگی شرافتمندانه بود. با مرگ مهسا امینی و دامنۀ گستردۀ اعتراض‌های زنان و جوانان ایرانی در داخل و در بیرون از کشور، شکافی نیز دربارۀ آزادی‌های اجتماعی به‌ویژه حجاب اجباری در میان رهبران جمهوری اسلامی ایجاد شد. جنبش «زن، زندگی، آزادی» هنگامی به پا خاست که رژیم هنوز ناتوان و زبون نشده بود.

با حملۀ تروریستی ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به خاک اسرائیل و واکنشِ تلافی‌جویانۀ دولت آن کشور در سراسر منطقه، سرنگونی جمهوری اسلامی نیز به یکی از هدف‌های اصلی بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، تبدیل شد. طولی نکشید که رژیم ایران ناگزیر شد فاتحۀ «عمق استراتژیک» و «محور مقاومت» را که ده‌ها سال برای ایجاد آن کوشیده بود، بخواند. از نظر بسیاری از کارشناسان، حملۀ ۷ اکتبر حماس چرخشگاهی تاریخی هم در تاریخ منطقه و هم در تاریخ جمهوری اسلامی بود.

دولت اسرائیل هم‌زمان با تضعیف نیروهای «محور مقاومت» به آماده کردن مقدمات سرنگونی جمهوری اسلامی در ایران نیز ‌پرداخت. به گفتۀ عبدالله شهبازی، پژوهشگر پیشین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، در گفتار یوتیوبی‌اش در ۱۵ مارس ۲۰۲۶، «اسرائیل در ایران شبکه‌های خفتۀ گسترده‌ای دارد که می‌توانند وارد عمل شوند». در آن گفتار، او به «فراخوان رضا پهلوی برای فعال شدن گارد جاویدان» می‌پردازد، از «نیروهای موساد در ایران» سخن می‌گوید و بی‌درنگ می‌افزاید: «منظور از نیروهای موساد نه نیروهای اسرائیلی بلکه نیروهای ایرانی اند که موساد طی این سال‌ها سازماندهی کرده و آموزش نظامی داده است. آن‌ها، به واقع، نیروهای حرفه‌ای اند». شهبازی شمار این نیروها را پنج هزار نفر تخمین می‌زند که می‌توانند در یک آن، پنجاه هزار جوان ایرانی را به میدان بیاورند.

پیام رضا پهلوی به «گارد جاویدن» در ۱۴ مارس یعنی سه روز پیش، بسیاری از ناروشنی‌ها و ابهام‌هایی را که دربارۀ چند و چون خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ وجود داشت روشن کرد. او در آن پیام می‌گوید: «در نظر داشته باشید که این، فراخوانی برای تظاهرات خیابانی نیست؛ بلکه فراخوانی به شما، جوانان گارد جاویدان، برای وارد آوردن ضربه‌های هوشمندانه و مؤثر به سرکوبگران خسته و فرسوده است تا راه برای حضور میلیونی ملت ایران در خیابان‌ها هموارتر شود».

رضا پهلوی در پیام خود به گارد جاویدان می‌گوید: « به شما، به شجاعت و فداکاری‌تان درود می‌فرستم. در سه ماه گذشته، هزاران تن از شما در هسته‌های کوچک اما مؤثر در سراسر ایران جلوه‌هایی درخشان از دلاوری آفریده‌اید. آنچه شما کرده‌اید برای سده‌ها روایت خواهد شد. ملت ایران فداکاری شما و بهایی را که به‌ویژه در ۱۸ و ۱۹ دی برای آزادی میهن پرداخته‌اید هرگز فراموش نخواهد کرد». و سپس می‌افزاید: «به شما گفته بودم که کمک در راه است. اکنون آن کمک رسیده است».

تاکنون بسیاری از تحلیل‌گران به‌ویژه مخالفان رضا پهلوی در خارج، خیزش دی‌ماه را خیزشی خودانگیخته توصیف می‌کردند و می‌گفتند: رضا پهلوی در پی مصادرۀ آن خیزش است. اما اکنون روشن می‌شود که چنین نبوده و در آن دو روز هزاران تن از نیرویی که «گارد جاویدان» نامیده می‌شود، در هسته‌های کوچک در سراسر ایران پراکنده بودند و با نیروهای امنیتی رژیم می‌جنگیدند.

تا همین چندی پیش، تحلیل‌گران ایرانی و خارجی در توضیح همزمانیِ پیام‌های موساد، فراخوان‌های رضا پهلوی و وعده‌های ترامپ در خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ نظرپردازی‌های گوناگون می‌کردند. اما اکنون، با فراخوان اخیر رضا پهلوی به «گارد جاویدان»، دیگر ابهامی دربارۀ سردمداران آن خیزش باقی نمی‌ماند.

به نوشتۀ «ایران وایر»، مقام‌های جمهوری اسلامی مدعی ‌بودند که در ۱۰ روز اول تظاهرات دی‌ماه با معترضان به شکل «کاملاً مدنی» برخورد شد و خواسته‌های آنان به حق دانسته شد، اما با ورود «هسته‌های تروریستی موساد و سیا»، مسیر آن از «سُفرۀ مردم» به سمت «جنگ خیابانی» کشیده شد.

پرسشی که در این میان هنوز بی‌پاسخ مانده این است که چرا ترامپ و نتانیاهو به رغم وعده‌هایی که داده بودند، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه به یاری معترضان نشتافتند و گذاشتند نیروهای امنیتی رژیم گروه گروه جوانان معترض و حتی رهگذران عادی را کشتار کنند؟

شکی نیست که آن کشتار بی‌رحمانه سبب‌سازِ بیزاری افکار عمومی جهانیان و دلزدگی دولت‌های جهان از رژیم جمهوری اسلامی شد، چنان که با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴، کم‌تر صدایی در جهان برای محکوم کردن آن حملات به گوش رسید.

  • آغاز خیزش مهسا امینی: ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ (۱۶ سپتامبر ۲۰۲۲).
  • حمله هفتم اکتبر حماس: ۱۵ مهر ۱۴۰۲ (۷ اکتبر ۲۰۲۳).

Related Articles

Latest Articles