نماد سایت خبر یک

جنگ‌های آخوند دیکتاتور علی خامنه‌ای جلاد، با کشور ایران و ایرانیان

محمد جواد اکبرین

محمد جواد اکبرین – ایران‌اینترنشنال

جنگ‌های علی خامنه‌ای با ایران و ایرانی

این مقاله گزارشی است از حدود ۴ دهه جنگ‌های علی خامنه‌ای با ایران و ایرانی. جنگ‌هایی که اگرچه با انقلاب ۵۷ و آمدن روح‌الله خمینی آغاز شد، اما با رهبری خامنه‌ای تبدیل به ساختار و شناسنامه‌ جمهوری اسلامی شد و تا ویرانی ایران و زندگی ایرانیان ادامه یافت.

یکم. جمهوری اسلامی در کمتر از نیم قرن حکومت، حداقل ۱۵ جنگ را بر ایران تحمیل کرد. ۳ جنگ خارجی و ۱۲ جنگ داخلی. حالا دیگر مجموعه‌ای از اسناد و شواهد در دسترس همگان است که نشان می‌دهند جمهوری اسلامی در افروختن آتش جنگ ۸ ساله‌ ایران و عراق، نقش محوری و اساسی داشت. به اصطلاح حقوقی، اگر صدام حسین عامل «مباشر» جنگ بود، جمهوری اسلامی «معاون و شریک و سبب» جنگ علیه ایران بود.

چهار دهه بعد، همین اتفاق در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه هم افتاد. نمی‌شود با تاسیس و تمویل و تجهیز ۹ گروه نیابتی (در لبنان، فلسطین، سوریه، یمن، عراق، افغانستان، پاکستان، بحرین و عربستان سعودی که دو تای آخر در مراحل شکل‌گیری، افشا شد و شکست خورد) منطقه و جهان را تهدید کرد و برای «محو یک کشور» نقشه کشید و توقع جنگ نداشت.

کشتار هزاران زندانی در تصفیه‌ تابستان ۶۷، سرکوب و قتل معترضان در سال‌های ۷۱، ۷۴، ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱، ۱۴۰۴، سرکوب خونین اقلیت‌ها و اقوام، هزاران کشته پس از جلوگیری از ورود واکسن کرونا به کشور و رتبه‌ نخست اعدام در جهان، عناوین جنگ‌های داخلی است. جنگ‌هایی که فقط یک طرفش یعنی حکومت، مسلح و مسلط بود و طرف دیگرش، مردم ایران، قربانیان بی‌سلاح و بی‌پناه این جنگ‌ها بودند.

بر این ۱۵ جنگ مستقیم، می‌توان از کشتارهای غیرمستقیم مثل سالانه ده‌ها هزار قربانی آلودگی هوا، جاده‌ها و سیاست‌های منجر به فقر و فلاکت هم نوشت و آن را به پای مدیریت و ساختار حکومت گذاشت.

غیر از ۳ مورد، تمام این فهرستِ ۱۵ گانه، کارنامه جمهوری اسلامی در دوران رهبری علی خامنه‌ای است که حتی با در نظر گرفتن آمارهای خود جمهوری اسلامی، حداقل ۲ میلیون کشته بر جای گذاشته است.

دوم: شاید در این مجال کوتاه، مروری بر گفتمان و رفتار خامنه‌ای در جنگ با مردم، به فهم عمق فاجعه کمک کند.

۱- نهم و دهم خرداد ۱۳۷۱، در سومین سالگرد رهبری‌ خامنه‌ای، وقتی معترضان در مشهد (زادگاه او) به خیابان آمدند، او دستور سرکوب داد و در سخنرانی ۲۰ خرداد همان سال گفت: «باید با اینها برخورد کنند. مثل علف هرزه، باید اینها را بکَنند و درو کنند و دور بیندازند ….»

۲- خرداد ۱۳۸۸، وقتی معترضان به تقلب در انتخابات ۸۸ به خیابان آمدند، خامنه‌ای در خطبه نماز جمعه ۲۹ خردادماه مجوز کشتار و شکنجه را صادر کرد و با اشاره به رهبران اعتراضات (میرحسین موسوی و مهدی کروبی)، گفت: «چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خون‌ها و خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها، آنهایند ….»

نتیجه‌ این سخنان شد قتل ده‌ها معترض (حداقل ۸۰ نفر) و شکنجه‌ ده‌ها تن در کهریزک که ۴ قتل زیر شکنجه در کهریزک را «نظام» رسما پذیرفت.

۳- در زمستان ۱۴۰۱، تنها از ۳ بیمارستان تهران، بیش از ۵۰۰ مورد شلیک به چشم‌ها گزارش شد تا آنجا که ۱۱ بهمن‌ماه، روزنامه همشهری چاپ تهران، به صراحت فرماندهی یگان‌های ویژه فراجا را خطاب قرار داد و پرسید: «آیا واقعا این رفتار [شلیک به چشم و سر] از نیروهای یگان ویژه سر زده؟»

اما یک ماه پیش از عملیات شلیک به چشم‌ها، خامنه‌ای در پنجم آذر ۱۴۰۱، در دیدار با بسیجیان خطاب به آنها گفته بود: «شما از حرم دفاع کردید … شما دلاوران رزم‌آور لبنان را هر جور توانستید کمک کردید، شما به فلسطینی‌ها هم کمک کردید … مقابله‌ با اغتشاشگر هم یکی از مهم‌ترین کارهای بسیج است. این اغتشاشگر سرانگشت همان کسانی است که در آن نقشه‌ بزرگ شکست خوردند.»

۴- خامنه‌ای چهاردهم خرداد ۱۴۰۲ در سالمرگ روح‌الله خمینی، برای نخستین بار از «هسته‌های مقاومت در سراسر کشور» حرف زد. تعبیری که پیش از این در ادبیات رسمی «نظام»، برای گروه‌های مسلح زیر نظر سپاه قدس در خارج از کشور به کار برده می‌شد.

او‌ پس از توصیف ترکیب معترضان سال ۱۴۰۱ (جنبش زن، زندگی، آزادی) به «مغرض، غافل، احساساتی، کم‌عمق، اراذل و اوباش» گفت: «جوان‌های متعهد در خیابان‌ها … بسیج دانشجویی، بسیج اقشار در داخل شهرهای کشور، مردم متعهد و متدین، وظایف خودشان را انجام دادند.»

و کمی بعد صریح‌تر توضیح داد: «ما امروز در سرتاسر کشور، هزاران هسته‌ مقاومت در مساجد و در هیات‌ها داریم. از این هسته‌های مقاومت، جوان‌هایی برمی‌خیزند به عنوان مدافع حرم، به عنوان مدافع امنیت، به عنوان بسیجی دانشجو.»

اینجا دیگر اسلحه‌ «هسته‌های مقاومت» داخل و خارج نمی‌شناخت. دست‌کم اگر قبلا به این صراحت اعلام نشده بود، حالا دیگر وجود یک «داعش خانگی» به رسمیت شناخته شده بود.

۵- خامنه‌ای سرانجام در سخنرانی نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، یعنی فردای آخرین کشتار عمرش، معترضان ۱۸ و ۱۹ دی را «یک مشت تخریب‌گر»، «اغتشاشگر» و «افراد مضر برای کشور» توصیف کرد که برای «خوشامد دل رییس‌جمهور آمریکا» دست به «تخریب ساختمان‌ها و آتش زدن سطل‌های زباله» زده‌اند.

وم: طی چهار دهه رهبری خامنه‌ای، هر چه گذشت، جنگ‌ها فرسایشی‌تر، حکومتش بسته‌‌تر و ایرانی‌ها از او دورتر شدند. برخی از همراهان سابق حکومت (مانند آیت‌الله منتظری و آیت‌الله طاهری اصفهانی) جمهوری اسلامی را نامشروع و غاصب (اشغالگر) خواندند. تصفیه در حکومت به جایی رسید که به تدریج حتی از شمار همراهانِ سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌ او کاسته شد.

او در ۱۹ دی ۱۴۰۱، غیرمستقیم به تنها ماندنش در جنگ با ایران و جهان اعتراف کرد و در دیدار با «روحانیان و مردم قم» گفت: «توابین (یعنی پشیمانانِ جا مانده از کربلا) دیر جنبیدند. شما که می‌خواستید خون خود را در راه امام حسین بدهید، چرا در اول محرم، دوم محرم نیامدید که اقلا یک کاری صورت بدهید؟ آنجا می‌ایستید تماشا می‌کنید، امام حسین به شهادت می‌رسد … آن وقت می‌آیید؟»

یک سال بعد، او بار دیگر در ۲۹ بهمن ۱۴۰۲ همین هشدار را تکرار کرد و گفت: « نگذاریم بگذرد … مثل ماجرای توابین نشود. توابین به کربلا نیامدند، بعد قیام کردند … اما تاثیری ‌در تاریخ نگذاشتند، چون به‌وقت قیام نکردند. آن وقتی که باید می‌آمدند، نیامدند.»

چهارم: جنگ‌های خامنه‌ای با ایران و ایرانی تمامی نداشت. حتی وقتی کسانی گمان می‌کردند که پرونده‌ای بسته شده و جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده که خامنه‌ای دست‌کم در یکی از جنگ‌هایش با مردم عقب‌نشینی کرده، ناگهان معلوم می‌شد قرار است از در دیگری وارد شود و دقیقا همان جنگ را ادامه دهد.

مثلا حدود ۶ ماه بعد از جنگ ۱۲ روزه، درست زمانی که تصور عمومی بر این بود که حجاب اجباری و جنگ با زنان فروکش کرده، در پنجم آذرماه ۱۴۰۴، رییس شورای اطلاع‌رسانی دولت مسعود پزشکیان، گزارش محرمانه وزارت اطلاعات در مورد وضعیت حجاب و دستور پنهانی علی خامنه‌ای به دولت در این باره را تایید کرد.

بنا بر این گزارش، «لایحه حجاب ۱۱ ماده عملیاتی دارد و قرار است که رسما اعلام نکنند این قانون در حال اجراست، اما بند بند آن انجام شود؛ از جمله پیامک و محدودیت ارائه خدمات به مکشفه‌ها».

در نمونه‌ای دیگر، برخی مخالفان نامدار جمهوری اسلامی در داخل کشور می‌گفتند اگر شمار معترضان، میلیونی باشد، سراسری شود و فقط به پایتخت خلاصه نشود، خامنه‌ای توان کشتار هزاران نفر را نخواهد داشت. ایده‌ای که با اعتراضات سراسری هجدهم و نوزدهم دی‌ماه رنگ باخت و دیکتاتور نشان داد انگیزه‌ بقا و ظرفیت کشتارش نامحدود است.

پنجم: در کمتر از ۳۷ سال رهبری علی خامنه‌ای، مردم ایران در ۳۱ انتخابات (با وجود نظارت استصوابی) شرکت کردند و چند دولت و مجلس «اصلاح‌طلب» را به قدرت رساندند و ده‌ها جنبش و اعتراض سراسری و محلی و صدها کمپین مسالمت‌آمیز را تجربه کردند و هر بار بیش از پیش کشته دادند و آسیب دیدند تا مطمئن شوند هیچ تلاشی برای اصلاح و تغییر جواب نمی‌دهد.

اکثریت جمعیت و جامعه‌ ایرانی، دریافت آن «علفزار هرز» که خامنه‌ای می‌گفت باید درو شود، نخست خود او و سپس نظام جمهوری اسلامی است.

مخالفت با جنگ، قابل جمع با دفاع از خامنه‌ای و جمهوری اسلامی نیست. هر کس به پایان جنگ‌ها می‌اندیشد نخست باید تکلیفش را با خامنه‌ای و کارنامه‌اش و سپس با جمهوری اسلامی و شناسنامه‌اش روشن کند.

نادیده گرفتن رهبر و حکومتی که هویت و ماهیتش با جنگ‌طلبی آمیخته را نمی‌توان پشت ادای مخالفت با جنگ پنهان کرد. جنگ بد است مگر برای پایان دادن به منشا و کانون جنگ‌افروزی.

«با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»، مگر با دشمنانِ مدارا!

خروج از نسخه موبایل