خبر یک:
حضور بازیکنان تیم ملی فوتبال در مراسمها، چاپلوسی در دیدارهای رسمی و کمپینهای تبلیغاتی رژیم اسلامی، به یکی از اصلیترین دلایل ریزش پایگاه اجتماعی این تیم تبدیل شده است. این رفتارهای سازمانیافته، بهویژه در بستر بحرانهای سیاسی سالهای اخیر، تصویر “ملی” بودن تیم را در افکار عمومی به شدت مخدوش کرده است، و اکثریت ایرانیان مخالف تیم فوتبال حکومتی ها در ایران هستند و هیچگونه رغبتی به دیدن مسابقات تیم فوتبال حکومتی ها ندارند.
دلایل شکلگیری اصطلاح «تیم حکومتی» در رسانهها
- دیدارهای رسمی و تشریفاتی: ملاقاتهای رسمی بازیکنان با مقامات ارشد رژیم اسلامی و دستبوسی یا اظهارات چاکرانهی برخی چهرهها پیش از اعزام به مسابقات، خشم عمومی را برانگیخت.
- سکوت یا همسویی با سرکوب: در شرایطی که مردم در خیابانها با سرکوب شدید مواجه بودند، سکوت اکثریت بازیکنان یا رفتارهای شادمانه آنها در مسابقات، از نظر منتقدان به معنای بیتفاوتی و حمایت ضمنی از حکومت تعبیر شد.
- امتیازات ویژه و رانت: اعطای پاداشهای کلان، حوالههای خودروی لوکس و معافیتهای خاص به بازیکنان در شرایط بحران شدید اقتصادی مردم، این ذهنیت را تقویت کرد که آنها جیره_خوار و ویترین تبلیغاتی حکومت هستند.
- استفاده ابزاری ایدئولوژیک: رژیم اسلامی همواره تلاش کرده از پیروزیهای ورزشی به عنوان ابزاری برای مشروعیتبخشی به خود و نمایش «عادیسازی شرایط کشور» در سطوح بینالمللی استفاده کند.
این وضعیت جامعه و کارشناسان را به دو دیدگاه عمده تقسیم کرده است:
۱. دیدگاه منتقدان (تیم حکومتی): این گروه معتقد است که وقتی بازیکنان از تریبون و شهرت خود برای همدردی واقعی با مردم استفاده نمیکنند و در خدمت پروپگاندا (تبلیغات سیاسی) حکومت قرار میگیرند، دیگر شایسته عنوان «ملی» نیستند و به بخشی از ساختار سرکوب و عادیسازی جنایات تبدیل شدهاند.
دوگاه خطکشی جامعه: «تیم ملی» یا «تیم ملا»؟
این وضعیت جامعه و کارشناسان را به دو دیدگاه عمده تقسیم کرده است:
۱. دیدگاه منتقدان (تیم حکومتی): این گروه معتقد است که وقتی بازیکنان از تریبون و شهرت خود برای همدردی واقعی با مردم استفاده نمیکنند و در خدمت پروپگاندا (تبلیغات سیاسی) حکومت قرار میگیرند، دیگر شایسته عنوان «ملی» نیستند و به بخشی از ساختار سرکوب و عادیسازی جنایات تبدیل شدهاند.
۲. دیدگاه سنتی/تعدیلکننده: برخی دیگر معتقدند که پیراهن تیم ملی، نام ایران و تاریخ فوتبال کشور بزرگتر از بازیکنان یک دوره خاص یا رژیم حاکم است. آنها استدلال میکنند که تحریم یا طرد تیم ملی، به معنای واگذاری کامل این دارایی ملی به حکومت است.
در نهایت، رفتار بازیکنان فوتبال در سالهای گذشته پیوند میان ورزش و سیاست را در ایران به سمتی برده که برای بخشی از جامعه، تشویق این تیم دیگر نه یک افتخار ملی، بلکه همسویی با سیاستهای رژیم دیکتاتوری تلقی میشود.
- بیانیهها و استوریهای هماهنگ: انتشار پیامهای همزمان یا متنهای مشابه در شبکههای اجتماعی در حمایت از مواضع رسمی نظام یا سکوت و انحراف افکار عمومی در بزنگاههای اعتراضی.
- مراسمهای مذهبی-سیاسی ارگانها: شرکت برخی بازیکنان شاخص در همایشهای مذهبی دولتی، برنامههای تقدیر از نیروهای نظامی و تشکلهای وابسته به سپاه پاسداران برای تقویت ویترین مذهبی-ایدئولوژیک رژیم.
- پروژههای عادیسازی وضعیت: حضور در برنامههای تلویزیون صداوسیما و پذیرش نقش “سفیران شادی” در مواقعی که جامعه درگیر عزای عمومی یا سرکوبهای شدید سیاسی بود.
اهداف رژیم از کشانیدن بازیکنان به این مراسمها
- مشروعیتبخشی بینالمللی و داخلی: حکومت با نمایش همراهی ستارههای محبوب فوتبال، به جامعه و ناظران خارجی این پیام را مخابره میکند که چهرههای محبوب کشور حامی سیاستهای نظام هستند.
- تضعیف جبهه اعتراضات: استفاده از نفوذ اجتماعی ورزشکاران برای کنترل هیجانات جوانان و جهتدهی به افکار عمومی به نفع ثبات سیاسی رژیم.
- شرطیسازی بقای حرفهای: وادار کردن بازیکنان به ابراز وفاداری علنی به عنوان شرط لازم برای حفظ پیراهن تیم ملی، خروج از کشور و برخورداری از رانتهای مالی.
پیامد این حضور در جامعه
این نزدیکی آشکار با هسته سخت قدرت باعث شد تا در جریان مسابقات بینالمللی، بخشی از مردم ایران نه تنها از شکستهای تیم ملی غمگین نشوند، بلکه در خیابانها و شبکههای اجتماعی به شادمانی بپردازند. این واکنشها، عمق شکاف ایجاد شده میان تیمی که خود را “ملی” میداند و جامعهای که آن را “تیم رژیم” قلمداد میکند را نشان داد.
بررسی قراردادها و حوالههای خودرو به عنوان ابزار پاداش حکومتی به بازیکنان
اعطای حوالههای رانتی واردات خودروهای لوکس و قراردادهای نجومی، به عنوان یکی از آشکارترین ابزارهای مالی رژیم اسلامی برای خرید وفاداری ستارههای فوتبال و ترغیب آنها به سکوت یا حمایت علنی در بزنگاههای سیاسی شناخته میشود. این پاداشها که ارزش اقتصادی آنها با بودجههای کلان کشوری برابری میکرد، شکاف عمیقی میان جامعه بحرانزده و فوتبالیستها ایجاد کرد.
ابعاد اقتصادی و ساختاری رانت خودرویی
- مجوز واردات بدون تعرفه: دولت ابراهیم رئیسی پس از صعود تیم به جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، مجوز واردات یک دستگاه خودروی لوکس خارجی بدون رعایت قوانین رایج گمرکی و حجم موتور را به بازیکنان اهدا کرد.
- سودهای نجومی چند ده میلیارد تومانی: خودروهایی مانند پورشه، مازراتی و رنجروور با قیمتهای جهانیِ عادی وارد کشور شدند و به دلیل بایکوت و انسداد بازار ایران، ارزش خرید و فروش آنها در بازار داخلی به ۱۰۰ میلیارد تومان رسید.
- برابری با بودجه کل ورزش کشور: گزارشهای رسانهای افشا کردند که ارزش مجموع رانت توزیعشده میان فوتبالیستها از این طریق، بیش از دو برابر کل بودجه ورزش ایران در آن مقطع بوده است.
چگونگی عملکرد پاداشها به عنوان ابزار مهار سیاسی
- خرید وفاداری پیش از مسابقات: این حوالهها دقیقاً در اوج اعتراضات ۱۴۰۱ و پیش از اعزام تیم به قطر نهایی شد تا ضمانتی برای عدم همراهی بازیکنان با نمادها و شعارهای اعتراضی مردم در خاک قطر باشد.
- اهرم فشار و تهدید به ابطال: رژیم از این پاداشها به عنوان اهرم «شرطیسازی» استفاده کرد؛ به این معنا که هرگونه موضعگیری مردمی یا ضدحکومتی، به قیمت ضبط پاداشها، ممنوعالخروجی و بایکوت ورزشی بازیکن تمام میشد.
- عادیسازی فقر عمومی: در حالی که مردم ایران با تورم کمرشکن و سقوط ارزش ریال مواجه بودند، مصاحبههای تلویزیونی بازیکنان (مانند تایید تفاخرآمیز رنجروور ۱۰۰ میلیاردی توسط یکی از ملیپوشان) خشم جامعه را به اوج رساند.
واکنشهای اجتماعی و سرنوشت حقوقی حوالهها
این رانت آشکار نه تنها با انزجار شدید افکار عمومی مواجه شد، بلکه اعتراض گسترده قهرمانان سایر رشتههای ورزشی (کشتی، وزنهبرداری، تکواندو و…) را در پی داشت که خود را قربانی تبعیض دیدند. در نهایت، با بالا گرفتن رسوایی و فشارهای اجتماعی، دیوان عدالت اداری مصوبه هیات وزیران برای واردات خودرو توسط فوتبالیستها را ابطال کرد. هرچند دستگاههای حکومتی تلاش کردند راههای جایگزینی برای جبران مالی این ستارهها بیابند.
سیاست پاداشدهی رژیم اسلامی به بازیکنان همسو و در مقابل، تنبیه و سرکوب ورزشکاران معترض، یکی از آشکارترین نمونههای برخورد دوگانه حاکمیت با جامعه ورزشی ایران است. این تفکیک ساختاری، خطکشی پررنگی میان «ورزشکاران حکومتی» و «ورزشکاران مردمی» ایجاد کرد.
بخش اول: چهرههای شاخص در جریان پاداشها و همسویی
اگرچه حواله واردات خودرو به تمامی اعضای کادر فنی و بازیکنان حاضر در اردوهای نهایی جام جهانی ۲۰۲۲ تعلق گرفت، اما رفتار و مواضع برخی چهرهها در پذیرش این رانت و همسویی با مقامات، توجه رسانهها و افکار عمومی را بیشتر جلب کرد:
- علیرضا بیرانوند: او که در دیدار پیش از اعزام با ابراهیم رئیسی رفتاری بسیار صمیمانه داشت، بعدها در مصاحبهای رسمی با تایید ورود خودروی لوکس خود (پورشه) دفاع کرد که خشم گستردهای را در فضای مجازی برانگیخت.
- محمدحسین کنعانیزادگان: وی در یک برنامه تلویزیونی به صراحت از واردات خودروی «رنجروور ۱۰۰ میلیارد تومانی» خود صحبت کرد و این پاداش را حق طبیعی بازیکنان دانست؛ اظهاراتی که جرقه ابطال نهایی مصوبه در دیوان عدالت اداری را زد.
- مهدی طارمی: به عنوان لژیونر اصلی تیم، نقش کلیدی در دیدارهای تشریفاتی و هماهنگیهای درونتیمی برای سکوت یا مواضع محافظهکارانه داشت. طارمی در مصاحبههای بینالمللی خود در قطر تلاش کرد مسائل داخلی ایران را کماهمیت جلوه دهد.
- احسان حاجصفی و کریم انصاریفرد: به عنوان کاپیتانهای تیم، مدیریت فضای تیم را به سمتی بردند که پس از یک همدردی اولیه و کمرمق (مثل نخواندن سرود در بازی اول)، به سرعت به روال عادی و دیدارهای حکومتی بازگشتند.
بخش دوم: جدول مقایسه رفتارهای مالی و امنیتی با ورزشکاران معترض
در حالی که ملیپوشان فوتبال مشغول ترخیص خودروهای میلیاردی خود از گمرک بودند، ورزشکاران رشتههای دیگر که با اعتراضات مردمی همراهی کردند، با احکام سنگین قضایی، مصادره اموال و بازداشت روبهرو شدند.
| شاخص مقایسه | بازیکنان همسو (تیم فوتبال) | ورزشکاران معترض و همراه مردم |
|---|---|---|
| برخورد قضایی و امنیتی | مصونیت کامل امنیتی، بادیگارد و حمایت حاکمیت. | بازداشت، انفرادی و صدور احکام زندان (مانند امیر نصرآزادانی فوتبال، صالح میرهاشمی کاراته). |
| پاداش و رانت مالی | دریافت حوالههای ۱۰۰ میلیاردی، پاداشهای ارزی نقدی چمدانی در قطر. | قطع کامل حقوق ورزشی، بایکوت مالی و حذف از تمامی مسابقات رسمی. |
| وضعیت اموال و دارایی | تسهیل در ثبت شرکتها، ویلاها و برجسازی در مناطق لوکس تهران و شمال. | پلمب، توقیف و تلاش برای مصادره اموال (مانند خانه و داراییهای علی کریمی). |
| آینده حرفهای | تمدید قراردادهای نجومی در لیگ داخلی یا ترانسفر بدون مانع به خارج. | ممنوعالخروجی، ابطال گذرنامه، اخراج از باشگاهها و محرومیت مادامالعمر از ورزش. |
| پایگاه و نگاه اجتماعی | ریزش شدید محبوبیت، هو شدن در استادیومها، ملقب شدن به “تیم حکومتی”. | تبدیل شدن به چهرههای ملی، حمایت گسترده مردم در شبکههای اجتماعی و اعتصابات. |
برخوردهای امنیتی و قضایی با اموال علی کریمی به دلیل مواضع صریح و ضدحکومتی او در جریان خیزش سراسری «زن، زندگی، آزادی»، در چند مرحله و به صورت پلمبهای موقت، دیوارکشی سیمانی و در نهایت مصادره رسمی املاک او انجام شد. حکومت با این اقدام تلاش کرد تا از داراییهای این ستاره محبوب به عنوان ابزاری برای تنبیه و اهرم فشار استفاده کند.
۱. پلمب و بلوکگذاری ویلای لواسان (مهر ۱۴۰۱)
- اقدام ناگهانی: در ابتدای اعتراضات سال ۱۴۰۱، نیروهای امنیتی به ویلای مجلل علی کریمی در لواسان تهران هجوم برده و با قراردادن نیوجرسی (بلوکهای بزرگ سیمانی) ورودی آن را مسدود کردند.
- نصب بنر قضایی: بنری بدون سربرگ رسمی روی در خانه چسبانده شد که روی آن نوشته شده بود: «بنا به دستور مقام محترم قضایی این ملک تا اطلاع ثانوی پلمب میباشد».
- عقبنشینی و فک پلمب شبانه: این اقدام با موج سنگینی از اعتراضات و خشم کاربران در شبکههای اجتماعی مواجه شد. به دلیل این فشارهای افکار عمومی، ماموران حکومت همان شب مجبور شدند بلوکهای سیمانی را برداشته و موقتاً ملک را فک پلمب کنند.
۲. مصادره و توقیف رسمی گسترده (اردیبهشت ۱۴۰۵)
قوه قضاییه جمهوری اسلامی با صدور احکام جدید، فرآیند مصادره داراییهای او را به طور رسمی به بستر حقوقی و اجرایی کشاند:
- توقیف ۶ واحد ملکی: با استعلام از سازمان ثبت اسناد، دو واحد تجاری و چهار واحد مسکونی متعلق به علی کریمی در استان البرز به طور رسمی شناسایی و با حکم دادگاه توقیف شدند.
- هدف قرار دادن دارایی فرزندش: حکومت حتی به اموال خانواده او نیز رحم نکرد؛ به طوری که یکی از پلاکهای ثبتی مصادره شده (شامل دو واحد تجاری و چهار واحد مسکونی) به نام «هاوش کریمی» (فرزند علی کریمی) ثبت شده بود.
- برچسبهای اتهامی: مرکز رسانه قوه قضاییه با انتشار تصاویر این املاک، علی کریمی را با عناوینی چون «خائن به وطن» و «عنصر وابسته به کشورهای متخاصم» توصیف کرد و مدعی شد این اموال طبق «قانون تشدید مجازات جاسوسی» توقیف شدهاند.
۳. تفاوت پلمب و توقیف با تخریب کامل
بر خلاف برخی شایعات در فضای مجازی مبنی بر تخریب فیزیکی و با خاک یکسان کردن ویلای لواسان با لودر، استراتژی رژیم اسلامی در قبال اموال علی کریمی معطوف به پلمب، دیوارکشی سیمانی، ضبط ملک و تغییر مالکیت قانونی به نفع ارگانهای حکومتی بوده است تا از ارزش مادی این املاک بهرهبرداری کنند.
این شیوه برخورد، به عنوان پیامی آشکار به دیگر چهرههای مشهور (سلبریتیها) عمل کرد تا بدانند هرگونه همراهی با مردم و اعتراض به دیکتاتوری، با بهای سنگین از دست رفتن تمام داراییها و پروندهسازیهای امنیتی همراه خواهد بود.

