اتحاد ملی، سیاسی، فرهنگی

تحلیلگر اماراتی: شعار «مرگ بر اسرائیل»؛ واقعیت، تهدید منطقه و سرکوب در داخل

سیف الدرعی در شبکهٔ X نوشت:

جمهوری اسلامی تاکنون بیش از ۴۹۰۰ موشک و پهپاد به سوی کشورهای خلیج فارس شلیک کرده است، در حالی که تنها حدود ۸۵۰ حمله متوجه اسرائیل بوده است.

این آمار نشان می‌دهد میان شعار قدیمی «مرگ بر اسرائیل» و واقعیت عملکرد نظامی تهران، شکاف بزرگی وجود دارد؛ به‌طوری که حدود ۸۵ درصد حملات در عمل کشورهای مسلمان عرب همسایه را هدف قرار داده‌اند، نه اسرائیل را.

این جنگ بی‌سروصدا واقعیت اولویت‌های همسایهٔ ما را آشکار کرده است.

کشوری با منابع عظیم طبیعی، نیروی انسانی تحصیل‌کرده و ظرفیت‌های گسترده، اگر به‌جای درگیری و ماجراجویی نظامی بر توسعه و پیشرفت تمرکز می‌کرد، می‌توانست امروز در بسیاری از حوزه‌ها در شمار پیشرفته‌ترین کشورهای جهان باشد؛ همان مسیری که برخی کشورهای خلیج فارس در پیش گرفته‌اند.

تفاوت روشن است:

برخی کشورها سرمایه و انرژی خود را صرف ساختن آینده‌ای بهتر برای مردمشان می‌کنند،

و برخی دیگر بخش بزرگی از توان خود را صرف تولید سلاح‌هایی می‌کنند که اغلب نه به سوی دشمنان اعلام‌شده، بلکه به سمت همسایگان منطقه نشانه می‌رود.

تحلیلگر اماراتی: شعار «مرگ بر اسرائیل»؛ واقعیت، تهدید منطقه و سرکوب در داخل

جمهوری اسلامی سال‌هاست با تکرار شعار «مرگ بر اسرائیل» تلاش کرده خود را در جایگاه دشمن اصلی این کشور معرفی کند، اما واقعیت عملکرد آن تصویر دیگری را نشان می‌دهد. آمارها و شواهد حاکی از آن است که بخش عمده‌ای از اقدامات نظامی و تنش‌زایی‌های این حکومت نه علیه اسرائیل، بلکه متوجه کشورهای منطقه، به‌ویژه همسایگان عرب بوده است.

این تناقض آشکار، پرسش‌های جدی درباره صداقت این شعارها ایجاد می‌کند. چگونه حکومتی که خود را در خط مقدم مبارزه با اسرائیل معرفی می‌کند، در عمل بیشترین هزینه و خسارت را متوجه کشورهای مسلمان منطقه می‌سازد؟

بسیاری از ناظران بر این باورند که این سیاست‌ها بیش از آنکه ریشه در یک استراتژی واقعی مقابله با اسرائیل داشته باشد، ابزاری برای حفظ قدرت در داخل است. ایجاد دشمن خارجی، دامن زدن به بحران‌های منطقه‌ای و هدایت افکار عمومی، بخشی از رویکردی است که به حکومت امکان می‌دهد ناکارآمدی‌های داخلی و نارضایتی‌های گسترده مردم ایران را پنهان کند.

در همین حال، مردم ایران بهای سنگینی برای این سیاست‌ها پرداخته‌اند؛ از فشارهای اقتصادی و انزوای بین‌المللی گرفته تا سرکوب‌های داخلی که هرگونه صدای مخالف را هدف قرار می‌دهد. این در حالی است که منابع عظیم کشور می‌توانست صرف توسعه، رفاه عمومی و پیشرفت شود.

تفاوت مسیرها در منطقه کاملاً مشهود است: برخی کشورها با سرمایه‌گذاری در توسعه، آموزش و اقتصاد، آینده‌ای باثبات‌تر برای شهروندان خود می‌سازند، در حالی که جمهوری اسلامی بخش بزرگی از توان و منابع خود را صرف سیاست‌های تنش‌زا، تولید سلاح و گسترش نفوذی می‌کند که نه‌تنها امنیت منطقه را تهدید می‌کند، بلکه زندگی مردم خود ایران را نیز تحت فشار قرار داده است.

در نهایت، این شکاف میان شعار و واقعیت، بیش از هر چیز نشان‌دهنده سیاستی است که بر پایه فریب افکار عمومی و تداوم قدرت شکل گرفته، نه بر مبنای منافع واقعی مردم.

Related Articles

Latest Articles