خبر یک:
بابک خرمدین؛ داستان سردار قهرمان ملی آزادی ایران و مبارزه با سلطه خلافت عباسیان
بابک خُرَّمدین (درگذشتهٔ صفر ۲۲۳ هجری قمری / ژانویهٔ ۸۳۸ میلادی) از مشهورترین رهبران مبارزات ایرانیان در سدههای آغازین دوران اسلامی بود. او رهبر جنبش خرّمدینان به شمار میرفت؛ جنبشی که پس از کشته شدن ابومسلم خراسانی و در واکنش به سلطهٔ خلافت عباسی در بخشهایی از ایران شکل گرفت.
بابک در نواحی آذربایجان و اران پایگاه خود را استوار ساخت و از دژهای کوهستانی، بهویژه دژ بَذ، برای سازماندهی نیروهایش استفاده میکرد. قیام او با هدف مقابله با حاکمیت عباسیان و احیای استقلال و شکوه سرزمین ایران آغاز شد و بهتدریج به بخشهایی از غرب و مرکز ایران گسترش یافت. این جنبش نزدیک به بیست سال دوام آورد و در طول این مدت چندین بار سپاهیان خلافت عباسی را شکست داد.
سرانجام پس از سالها نبرد، نیروهای خلافت به فرماندهی افشین توانستند با بهرهگیری از اختلافات داخلی و خیانت برخی افراد، بابک را شکست دهند. بابک پس از دستگیری به سامرا فرستاده شد و در سال ۸۳۸ میلادی به فرمان خلیفه عباسی اعدام گردید.
قیام بابک خرمدین در تاریخ ایران نمادی از مقاومت در برابر سلطهٔ بیگانه و نشانهای از تداوم حس هویت و پیوند ایرانیان با سرزمین و میراث فرهنگی خود دانسته میشود. از این رو، او در بسیاری از روایتهای تاریخی و ادبی به عنوان یکی از چهرههای برجستهٔ مقاومت و مبارزه در تاریخ ایران یاد شده است.
اعدام بابک خرمدین در سال ۸۳۸ میلادی (۲۲۳ هجری قمری) بسیار خشن و نمایشی بود و در شهر سامرا، پایتخت خلافت عباسی، انجام شد. پس از شکست او به دست سردار عباسی افشین، بابک دستگیر و نزد خلیفه عباسی معتصم عباسی فرستاده شد.
بر اساس گزارشهای تاریخی، روند اعدام او چنین توصیف شده است:
- ابتدا بابک را با لباسهای فاخر و بر روی فیل در شهر سامرا گرداندند تا بهصورت نمادین شکست او را به مردم نشان دهند.
- سپس او را به محل اعدام بردند.
- طبق روایت منابع تاریخی، ابتدا دستهای او را بریدند و سپس پاهایش را قطع کردند. گفته میشود که او در هنگام بریدن دستهایش خون را به صورت خود میمالید تا نشان دهد از مرگ هراسی ندارد.
- در پایان، سر او را از بدن جدا کردند و بدنش را به دار آویختند.
- سر بابک را نیز برای نمایش به شهرهای دیگر فرستادند.
رژیم فعلی اسلامی آخوند ها، نماینده نفوذ و سلطه گروههای خلافت اعراب در ایران است. سپاه و بسیج نیز نقش مشابه افشینها در گذشته، یعنی خیانت و همراهی با بیگانگان و بیمیهنی، را ایفا میکنند.
در تاریخ ایران، نام بابک خرمدین به عنوان نماد مقاومت و آزادگی ثبت شده است؛ مردی که سالها در برابر قدرت خلافت ایستاد و از سرزمین خود دفاع کرد. اما در کنار این نام، نام افشین نیز آمده است؛ سرداری که به جای ایستادن در کنار هممیهنان خود، در خدمت خلافت عباسی قرار گرفت.
گفته میشود که افشین با سیاست و نیرنگ توانست راه دستگیری بابک را هموار کند؛ اقدامی که در نگاه بسیاری از روایتهای ملی، نوعی خودفروشی و پشت کردن به آرمان آزادی تعبیر شده است. بابک در کوهستانها سالها جنگید و مقاومت کرد، اما سرانجام نه با شکست در میدان نبرد، بلکه با خیانت و دسیسه به دام افتاد.
از همین رو در بسیاری از روایتهای حماسی، بابک نماد ایستادگی و افشین نماد قدرتطلبی و همراهی با دشمن دانسته میشود؛ تقابلی که در حافظه تاریخی مردم، به شکل داستانی از مقاومت و خیانت باقی مانده است.
تاریخ ایران و افشین های خاپن امروز در خدمت حکومت آیت الله های بیگانه با ایران وو فرهنگ ایران
در تاریخ ایران، داستان رویارویی آزادگی و خیانت بارها تکرار شده است. در سده نهم میلادی، هنگامی که بابک خرمدین سالها برای آزادی و استقلال سرزمین خود جنگید، سرانجام با نیرنگ و همکاری افشین با خلافت عباسی شکست خورد. از آن زمان، نام بابک در حافظه تاریخی ایرانیان به عنوان نماد مقاومت مانده و نام افشین در بسیاری از روایتها یادآور همراهی با قدرت حاکم در برابر مردم است.
امروز نیز بسیاری از ایرانیان، وضعیت کنونی کشور را با همان تقابل تاریخی مقایسه میکنند. در نگاه منتقدان حکومت، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی و نیروهایی که برای حفظ آن به کار گرفته میشوند، یادآور همان لحظههای تاریخی است که در آن قدرت سیاسی در برابر خواست آزادیخواهانه مردم قرار میگیرد.
در این روایت انتقادی، گفته میشود که نیروهایی مانند سپاه پاسداران و بسیج که زیر نظر حکومت فعالیت میکنند، به جای آنکه در کنار مردم باشند، در خدمت ساختار قدرت قرار گرفتهاند و در سرکوب اعتراضات و محدود کردن آزادیها نقش داشتهاند. از این منظر، برخی منتقدان این وضعیت را نشانهای از «تکرار افشینها» در تاریخ میدانند؛ کسانی که به باور آنان، حفظ قدرت را بر همدلی با مردم ترجیح میدهند.
با این حال، همانگونه که نام بابک خرمدین در تاریخ به عنوان نماد مقاومت باقی ماند، بسیاری از ایرانیان نیز باور دارند که آرمان آزادی، عدالت و کرامت انسانی در حافظه و خواست جامعه زنده میماند؛ حتی اگر در دورههایی با فشار و سرکوب روبهرو شود.

