اتحاد ملی، سیاسی، فرهنگی

انگلیس، فرانسه، اسپانیا و آلمان؛ شعبه دوم جمهوری اسلامی

نویسنده: داود

انگلیس، فرانسه، اسپانیا و آلمان عملاً تبدیل به شعبه دوم جمهوری اسلامی در خارج از ایران شده‌اند. در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، این کشورها با بهانه تأثیر اقتصادی و افزایش قیمت بنزین، شدیداً علیه اقدامات علیه رژیم اسلامی موضع گرفتند. شعارهای حقوق بشر و دمکراسی‌شان فقط برای مردم خودشان کاربرد دارد و نه برای مردم ایران. امروز، حمایت آشکار آن‌ها از جمهوری اسلامی با سرمایه‌گذاری‌های گسترده این رژیم در کشورهایشان تثبیت شده است.

در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، کشورهای اروپایی مانند انگلیس، فرانسه، اسپانیا و آلمان، آشکارا و بدون هیچ تردیدی علیه هر اقدامی که می‌توانست رژیم اسلامی را محدود کند، موضع گرفتند.


بهانه‌شان ساده بود: اقتصاد ما آسیب می‌بیند و قیمت بنزین افزایش پیدا می‌کند. گویا رفاه خودشان مهم‌تر از آزادی و امنیت ۹۰ میلیون ایرانی است.


حقوق بشر و دمکراسی که این کشورها هر روز از آن دم می‌زنند، تنها برای مردم خودشان ارزش دارد؛ مردم ایران هیچ سهمی از آن ندارند.

اولویت «شکم» بر «شرف» در اروپا:

 دولت‌های اروپایی که زمانی شعارهای پرطمطراق حقوق بشری می‌دادند، حالا به دلیل بحران انرژی و ترس از شورش‌های داخلی بخاطر گرانی سوخت، چشمان خود را بر جنایات و ماهیت تروریستی رژیم بسته‌اند تا جریان قطره‌چکانی نفت و گاز قطع نشود.


در دوران جنگ، این کشورها به جای مبارزه با تروریسم، عملاً به حمایت از رژیم تروریستی جمهوری اسلامی پرداختند و خطوط قرمز خود را کنار گذاشتند.


حمایتشان فقط سیاسی نبود؛ سرمایه‌گذاری‌های گسترده جمهوری اسلامی در خاک آن‌ها، به ویژه در انگلیس، پایه‌های اقتصادی این رابطه را تثبیت کرد.


امروز، این کشورها نه تنها انتقاد جدی از جمهوری اسلامی نمی‌کنند، بلکه با پذیرش حضور مالی و سیاسی رژیم، نقش شعبه دوم جمهوری اسلامی در خارج از ایران را بازی می‌کنند.


واقعیت تلخ این است که منافع اقتصادی و سیاسی، ارزش‌های انسانی و عدالت بین‌المللی را کنار زده است.
اروپا نشان داد که شعار حقوق بشر و دمکراسی‌اش، در عمل محدود به منافع خودش است و نه مدافع آزادی واقعی مردم جهان.


این همدستی پنهان و آشکار با رژیم سرکوبگر، نمونه‌ای روشن از تضاد بین حرف و عمل در سیاست بین‌الملل است.
در چنین شرایطی، هیچ فریاد آزادی‌خواهانه یا شعار حقوق بشری اروپایی نمی‌تواند مردم ایران را فریب دهد: آن‌ها امروز با هر سرمایه‌گذاری و هر موضع نرم، نمایندگان واقعی جمهوری اسلامی در غرب هستند.

۱. بریتانیا؛ میراث‌دار سیاستِ «تفرقه بینداز و حکومت کن»

در ذهنیت جمعی ایرانیان، انگلیس نماد کشوری است که همیشه پشت پرده تغییرات سیاسی ایران حضور داشته است. منتقدان معتقدند:

  • بریتانیا با حفظ روابط نزدیک با لایه‌های قدرت در ایران، عملاً به تثبیت وضعیت فعلی کمک می‌کند.
  • عدم قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریستی توسط لندن، با وجود شواهد فراوان، بزرگترین نشانه برای ایرانیان است که انگلیس نمی‌خواهد ابزار سرکوب رژیم را به‌طور جدی تضعیف کند.

آلمان و فرانسه و اسپانیا؛ «کاسبانِ سرکوب»

خشم از برلین و پاریس و اسپانیا به این دلیل است که آن‌ها خود را مهد دموکراسی و حقوق بشر معرفی می‌کنند، اما:

  • بزرگترین شرکای تجاری اروپا با ایران بوده‌اند و تجهیزات نظارتی و سرکوب که علیه معترضان استفاده شده، بارها ردپای شرکت‌های اروپایی را نشان داده است.
  • آن‌ها از «حقوق بشر» صرفاً به عنوان یک کارت بازی برای گرفتن امتیازات هسته‌ای یا منطقه‌ای استفاده می‌کنند و هرگز حاضر نشده‌اند هزینه‌ی واقعی (مانند قطع کامل روابط دیپلماتیک) را برای حمایت از مردم ایران بپردازند.

تضاد منافع: ایرانِ آزاد در برابر ایرانِ منزوی

کشورهای اروپایی از یک «ایرانِ تحت تحریم و ضعیف» سود بیشتری می‌برند:

  • در یک ایران منزوی، نخبگان و ثروت کشور به جای آبادانی وطن، به سمت اروپا سرازیر می‌شود (مهاجرت اجباری مغزها).
  • یک ایران دموکراتیک و قدرتمند می‌تواند به سرعت به رقیب اصلی اروپا در بازار انرژی و ژئوپلیتیک تبدیل شود، چیزی که با استراتژی‌های استعماری کهنِ این کشورها در تضاد است.

۰۹-۰۴-۲۰۲۶

Related Articles

Latest Articles