ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
دو هفته پس از آغاز عملیات «خشم حماسی»، روایت غالب در رسانهها این بوده که آمریکا و اسرائیل بدون برنامه وارد جنگ شدهاند و منطقه در آستانه بحران بزرگتری قرار دارد. افزایش قیمت نفت، حملات متقابل و هشدار درباره یک جنگ طولانی، محور اصلی این روایت بوده است.
اما این تصویر کامل نیست. منتقدان بیشتر هزینههای جنگ را میشمارند و کمتر به نتایج راهبردی آن نگاه میکنند.
اگر به آنچه بر سر ابزارهای اصلی قدرت جمهوری اسلامی آمده نگاه کنیم از موشکهای بالستیک و زیرساخت هستهای تا پدافند هوایی، نیروی دریایی و شبکه نیروهای نیابتی… تصویر، شکست آمریکا نیست؛ بلکه روندی مرحلهبهمرحله برای تضعیف توان منطقهای جمهوری اسلامی است؛ توانی که طی چهار دهه ساخته شده بود.
زرادخانهای که در چند روز فرو ریخت
آمارهای منتشرشده نشان میدهد تعداد پرتاب موشکهای ایران از حدود ۳۵۰ فروند در روزهای نخست به حدود ۲۵ فروند در نیمه مارس رسیده است. حملات پهپادی نیز از صدها فروند در روز اول به چند ده مورد کاهش یافته است.
پدافند هوایی ایران تا حدی تضعیف شده که آمریکا اکنون بمبافکنهای غیرپنهانکار را بر فراز ایران به پرواز درآورده؛ نشانهای از برتری کامل هوایی.
ایران اکنون در یک دوراهی قرار دارد:
اگر موشک شلیک کند، محل پرتاب بلافاصله نابود میشود؛
اگر شلیک نکند، قدرت بازدارندگی خود را از دست میدهد.
این نشانه مدیریت ضعف است، نه نمایش قدرت.
برنامه هستهای؛ بحرانی که سالها نادیده گرفته شد
جمهوری اسلامی در آغاز سال ۲۰۲۶ صدها کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا در اختیار داشت؛ مقداری که در صورت تکمیل میتوانست برای چند سلاح هستهای کافی باشد.
منتقدان میگویند دیپلماسی میتوانست ادامه پیدا کند، اما سیاست صبر راهبردی در سالهای گذشته باعث شد جمهوری اسلامی به آستانه هستهای برسد.
حملات شاید دانش فنی را از بین نبرد، اما زیرساخت و ظرفیت عملیاتی را تخریب کرده است.
هدف نهایی؛ خلع قدرت منطقهای جمهوری اسلامی
با وجود اظهارات متناقض سیاسی، روند نظامی نشان میدهد هدف اصلی، کاهش دائمی توان جمهوری اسلامی برای تهدید منطقه از طریق موشک، برنامه هستهای و نیروهای نیابتی است.
هیچکس از اشغال تهران سخن نمیگوید، اما هدف این است که ایران پس از پایان جنگ نتواند به سرعت توان نظامی خود را بازسازی کند.
این نیازمند توافق و نظارت بعد از جنگ خواهد بود، اما نبود طرح دیپلماتیک علنی به معنای شکست عملیات نیست؛ بلکه نشان میدهد عملیات نظامی جلوتر از سیاست حرکت میکند.
جنگ پرهزینه است، اما راهبرد در حال کار کردن است
این جنگ تلفات و خسارت واقعی داشته است؛
اما منتقدان فقط هزینههای اقدام را میبینند و هزینههای بیعملی را نادیده میگیرند.
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، نتیجه میتواند جلوگیری از شکلگیری جمهوری اسلامی هستهای و کاهش توان آن برای کنترل منطقه باشد.
پس از چند هفته، رهبر جمهوری اسلامی کشته شده، جانشین او زخمی است و تقریباً همه ابزارهای اصلی قدرت جمهوری اسلامی از موشک و پدافند تا شبکه نیابتی بهشدت تضعیف شدهاند.
عملیات بینقص نبوده، اما بر اساس معیارهای نظامی، راهبرد در حال نتیجه دادن است.

