خبر یک:
همزمان با جنگ رژیم اشغالگران اسلامی در ایران مشغول اعدام جوانان عزیز ایران هستند.
اعدام شاهین واحدپرست و محمدامین بیگلری، دو جوان معترض بازداشتشده در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، نه تنها یک فاجعه انسانی بلکه نمادی آشکار از فروپاشی عدالت و حاکمیت قانون در ساختار قضایی جمهوری اسلامی است. آنچه رخ داده، یک «حکم قضایی» نیست، بلکه اجرای یک سناریوی از پیش طراحیشده برای ایجاد رعب، خاموشکردن صدای اعتراض و انتقامگیری از جامعهای است که خواهان آزادی، کرامت و زندگی انسانی است.
این پرونده از ابتدا با نقض فاحش اصول دادرسی عادلانه همراه بوده است: بازداشتهای گسترده و بدون شفافیت، محرومیت متهمان از دسترسی به وکیل مستقل، اخذ اعترافات تحت شکنجه، و صدور حکم اعدام در فاصلهای کوتاه و بدون بررسی بیطرفانه شواهد. حتی گزارشهای موجود از ویدیوهای صحنه حادثه، روایت رسمی را بهطور جدی زیر سؤال میبرد؛ روایتهایی که نشان میدهد نیروهای وابسته به نهادهای امنیتی خود در شکلگیری فاجعه نقش داشتهاند. با این حال، این شواهد نه تنها مورد توجه قرار نگرفت، بلکه تلاش شد با سرعتی غیرمعمول، احکام مرگ به اجرا گذاشته شود.
اعدام این دو جوان، پس از اجرای حکم برای امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله و در حالی که دیگر متهمان این پرونده نیز در خطر قریبالوقوع اعدام قرار دارند، نشاندهنده یک روند سیستماتیک و هدفمند است: استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب سیاسی. این اقدام نه تنها ناقض ابتداییترین اصول حقوق بشر، از جمله حق حیات و حق دادرسی عادلانه است، بلکه مصداق بارز «اعدامهای خودسرانه» محسوب میشود که در حقوق بینالملل بهشدت محکوم شدهاند.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بهویژه در پروندههایی که ماهیت سیاسی دارند، نه یک نهاد مستقل، بلکه بازوی اجرایی نهادهای امنیتی عمل میکند. نقش قضاتی که در چنین احکامی مشارکت دارند، نه قضاوت، بلکه مشروعیتبخشی به سرکوب است. این روند، اعتماد عمومی به عدالت را بهطور کامل نابود کرده و نشان میدهد که جان شهروندان، بهویژه معترضان، هیچ ارزشی در این ساختار ندارد.
جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و تمامی وجدانهای بیدار باید این جنایت را با شدیدترین لحن محکوم کنند. سکوت در برابر چنین اقداماتی، به معنای همراهی غیرمستقیم با تداوم این چرخه خشونت است. ضروری است که سازوکارهای بینالمللی برای پاسخگو کردن عاملان این اعدامها فعال شود و فشارهای سیاسی و حقوقی بر جمهوری اسلامی افزایش یابد.
در نهایت، نام شاهین واحدپرست و محمدامین بیگلری، همچون بسیاری دیگر از جانباختگان راه آزادی، در حافظه تاریخی مردم ایران ثبت خواهد شد. این اعدامها نه پایان یک اعتراض، بلکه سندی دیگر از بیعدالتی عمیق و دلیلی مضاعف برای ادامه مطالبهگری مردمی است که خواهان زندگی، آزادی و عدالت هستند.
