خبر یک:
وقتی جمهوری اسلامی خیابانهای ایران را با خون جوانان بیسلاح رنگین کرده، سکوت دیگر «بیطرفی» نیست، خیانت است. و امروز نام این خیانت را باید با صدای بلند گفت: سکوت شرم آور ورزشکاران ملی علیه مردم ایران.
کشتیگیران تیم ملی، قهرمانان جهان و المپیک، از «امیرحسین زارع»، «حسن یزدانی»، «امین میرزازاده»، «رحمان عموزاد»، همانهایی که روزی با تعظیم و چاپلوسی مقابل مقامات رژیم ایستادند، امروز در برابر کشتار مردم، کر و کور و لال شدهاند. این سکوت اتفاقی نیست؛ انتخاب است. انتخاب ایستادن کنار قاتل، نه کنار قربانی.
شما مدالهایتان را روی تشک نگرفتید؛ روی شانههای مردمی گرفتید که امروز زیر باتوم، گلوله، زندان و اعدام له میشوند. همان مردمی که نامتان را فریاد زدند، اشک ریختند، افتخار کردند. و حالا شما به آنها پشت کردهاید. این پشتکردن، لکه ننگی است که هیچ طلا و نقرهای نمیپوشاند.
و در رأس این ابتذال، «علیرضا دبیر»، ایستاده؛ چهرهای تمامقد حکومتی، وفادار به خامنهای، که سالهاست از کشتی ایران سربازانی مطیع، تملقگو و بیجرأت ساخته است. محصول این مدیریت، قهرمانانی است که فقط روی تشک جسورند و مقابل ظلم، زانو زدهاند. اینها نماینده مردم نیستند؛ ویترین تبلیغاتی یک حکومت سرکوبگرند.
بدانید: تاریخ مدالها را نمیشمارد، موضعها را قضاوت میکند. و سکوت در برابر جنایت، همدستی است.
نام شما نه کنار افتخار، که کنار شرم نوشته خواهد شد.
مدال گرفتید
و خون مردم را ندیدید.
کنار قاتل ایستادید
نه کنار مردم.
سکو انتخاب شما بود
خیابان انتخاب مردم.
قهرمان حکومت شدید
ننگ تاریخ ماندید.
مدال بر سینه
خون بر زمین
سکوت بر دهان.
فروختید. تمام.
این نوشته عملکرد ورزشکاران ملی ایران در تمامی رشتهها را بررسی و افشا میکند، کسانی که به جای خدمت به مردم و ورزش، ابزار تبلیغات و تملق و چاپلوسی جمهوری اسلامی شدهاند، و خودشان را فروختند.

