
فرنوش فرجی / ایران اینترنشنال
کارزار مردمی ایراناینترنشنال؛ آنچه در شبهای جنایت رشت اتفاق افتاد
بر اساس اطلاعات و روایتهای شاهدان عینی، ماموران برای سرکوب اعتراضها در رشت، با شلیک مستقیم به مردم، گیر انداختنشان در بازار این شهر حین آتشسوزی و ممانعت از امدادرسانی، جان صدها نفر را گرفتند.
ایراناینترنشنال در کارزاری مردمی، به دنبال ثبت و مستندسازی حقیقت درباره کشتار دیماه در رشت است. اگر شاهد عینی آن شبها بودهاید، یا از خانواده و نزدیکان کشتهشدگان این شهر هستید، روایت و اطلاعات خود را با ما از طریق چتبات اینتلمدیا در میان بگذارید و در برملا کردن ابعاد این کشتار مشارکت کنید.
در جریان اعتراضات، بخشهایی از بازار قدیم رشت از جمله بازار کتابفروشان، بازار طاقی و بازار مسگران دچار آتشسوزی شد. یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت نیروهای سرکوب، معترضان را به مناطقی هدایت کردند که ورودی و خروجیهای محدود و مشخص داشت و پس از محاصره، آتشسوزی در همان محدودهها رخ داد.

محاصره در میان آتش
به گفته این شاهد، بوی آتش، دود و سوختگی آنقدر شدید بود که تا نزدیک صبح، هوای رشت از دود مهآلود شده بود و بوی سوختگی در بخشهایی از شهر بهشدت احساس میشد.
بر اساس روایتها، اعتراضات رشت از چهارشنبه ۱۷ دیماه و با تجمع مردم در بازار آغاز شد. معترضان ابتدا در بازار جمع شدند و از مغازهداران خواستند مغازههای خود را ببندند. سپس جمعیت به سمت میدان شهرداری حرکت کرد. پس از ورود نیروهای بسیج، جمعیت برای مدتی متفرق شد اما از غروب همان روز، تجمعها بار دیگر در سبزهمیدان و اطراف خیابان بیستون شکل گرفت.


به گفته یک شاهد عینی، جمعیت در سبزهمیدان ابتدا حدود هزار تا دو هزار نفر بود اما بهتدریج بیشتر شد. به گفته او، نیروهای بسیج در ابتدا سر در گم بودند، چون معترضان بهصورت پراکنده در نقاط مختلف شعار میدادند و با حرکت نیروها به یک نقطه، تجمع دیگری در نقطهای دیگر شکل میگرفت.
جمعیتی که از هر جای شهر میجوشید
اعتراضهای ۱۸ دیماه به صورت همزمان در نقاط مختلف شهر شکل گرفت و در خیابانهای مرکزی به هم پیوند خورد.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت از محدوده چهارراه توتونکاران تا میدان شهرداری، جمعیت گستردهای در خیابانها حضور داشت.
این شاهد شمار جمعیت در خیابان امام و اطراف میدان شهرداری را دهها هزار نفر توصیف کرد و گفت اعتراضات به خیابانهای اصلی محدود نماند و محلهها و گذرهای فرعی نیز درگیر شدند.
به گفته او، زمانی که جمعیت افزایش یافت و معترضان در بخشهایی از شهر دست بالا را پیدا کردند، نیروهای سرکوب با شلیک گاز اشکآور و گلوله جنگی وارد عمل شدند.
به گفته شاهدان، نیروهای سرکوب مسیرهای عقبنشینی جمعیت را از چند طرف بستند، از کوچههای اطراف وارد شدند و به سمت معترضان شلیک کردند.
بر اساس اطلاعات رسیده، در فلکه گاز، خیابان معلم، میدان شهرداری، سبزهمیدان، خیابان شریعتی و مسیرهای اطراف بازار، تیراندازیهای گستردهای به سمت معترضان صورت گرفت.
روایتها نشان میدهند پس از ساعت ۱۰:۳۰ شب، با ورود نیروهای سپاه پاسداران، شدت سرکوب افزایش یافت و شلیک مستقیم با سلاح جنگی آغاز شد.
انگار آمده بودند شکار
یکی از حاضران در تجمع ۱۸ دیماه رشت، وضعیت را این گونه توصیف کرد: «در ساعتهای اولیه، سرکوب بیشتر دست بسیج بود؛ اما از حدود ۱۰:۳۰ شب، سپاه وارد شد. با کلاشنیکف آمدند. نفر اول موتور را میراند و نفر پشتی نشانه میگرفت و شلیک میکرد. انگار آمده باشند شکار. عمده کشتههای رشت از همان ساعت شروع شد.»
به گفته او، نیروها به ویژه پسران نوجوان و جوان را هدف قرار میدادند و در برخی موارد با شلیک به شیشه خودروها، رانندگان را مجبور میکردند از موانع خیابانی عبور کنند و مسیر نیروهای سرکوب را باز کنند.

هنگامی که آتش به بازار رسید
آتشسوزی در محدوده بازار رشت زمانی آغاز شد که ماموران در نقاط مختلف شهر درگیر سرکوب مردم بودند.
بر اساس روایتهای رسیده، آتشسوزی از محدوده خیابان شریعتی و نزدیکی مسجد حاج مجتهد شروع شد و بهدلیل تراکم بالای بازار، به سرعت به بخشهای دیگر گسترش یافت.
به گفته شاهدان، در جریان سرکوب، گروهی از مردم که تلاش داشتند از تیراندازی و حمله نیروها فرار کنند، به سمت بازار رشت رانده شدند. بازاری با گذرهای تنگ و راههای خروج محدود.
به گفته این شاهدان، ماموران مسیرهای خروجی بازار را از دو طرف بستند و پس از آن، بخشهایی از بازار در آتش فرو رفت.
طبق روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال، معترضان و مردم گرفتار در بازار، در برابر دو انتخاب مرگبار قرار گرفته بودند: ماندن در میان دود و آتش، یا تلاش برای خروج از بازار و قرار گرفتن در معرض شلیک نیروهای مسلح.
شاهدان گفتند شماری از کسانی که در محدوده بازار جان باختند، هنگام تلاش برای فرار هدف گلوله قرار گرفتند و شماری دیگر در میان دود و آتش گرفتار شدند.
بخشی از کشتهشدگان در محدوده بازار، مغازهدارانی بودند که برای تخلیه اجناس و نجات اموال خود وارد بازار شده بودند اما در میان آتش و بسته بودن مسیرها گرفتار شدند.
یک شاهد عینی در رشت به ایراناینترنشنال گفت حوالی ساعت ۲:۳۰ بامداد و پس از وصل شدن دوباره تلفنها، خبر رسید که بازار رشت در آتش میسوزد: «من و چند نفر دیگر به سمت بازار رفتیم و دیدیم چند کاروانسرای قدیمی در آتش میسوزد. مردم تلاش میکردند وسایل مغازههایی را که آتش به آنها نزدیک شده بود، بیرون بکشند.»
او در توصیف وضعیت گفت: «همه یا مشغول کمک بودند یا گریه میکردند. یکی از کسبه که مغازهاش با همه اجناسش سوخته بود، فریاد میزد تمام عمرم رفت. همانجا چند نفر شروع کردند شعار دادن علیه خامنهای.»


دستور به آتشنشانها برای خاموش نکردن أتش
بر اساس اطلاعات رسیده، در ساعات اولیه آتشسوزی، خودروهای آتشنشانی امکان ورود کامل به محدوده بازار را پیدا نکردند و نخستین خودروها با تاخیر چندساعته به محل رسیدند.
یکی از شاهدان گفت مردم با مشت به بدنه یک خودرو آتشنشانی میکوبیدند و از راننده میخواستند سریعتر وارد بازار شود و آتش را مهار کند، اما راننده آتشنشانی که در نزدیکی مغازهها متوقف شده بود، میگفت: «من تا همینجا دستور دارم. نمیگذارند بیشتر از این عبور کنم. ماموریت من تا همینجاست.»
روایتهایی نیز به ایراناینترنشنال رسیده که بر اساس آن، نهادهای امنیتی از جمله اداره اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران، به آتشنشانها دستور داده بودند فعلا برای مهار آتش وارد عمل نشوند.
شاهدان گفتند برخی معترضان هنگام فرار از محدوده بازار هدف گلوله قرار گرفتند و شماری نیز در میان دود و آتش گرفتار شدند.
در سحرگاه جمعه، نیروها بخشی از میدان شهرداری، در ابتدای خیابان سعدی را بسته بودند.
بر اساس روایتهای رسیده، پیکر شماری از معترضان در آن محل جمعآوری شده بود و سپس با خودروهای نیسان منتقل شدند.

شلیک کور به معترضان
شامگاه جمعه ۱۹ دیماه، خشونت نیروهای سرکوب ابعاد گستردهتری پیدا کرد. جمعیت کمتری در خیابانها حضور داشت و نیروها بدون هشدار قبلی، به هر تجمع چندنفره شلیک میکردند.
خیابان مطهری، خیابان معلم و کوچههای اطراف از جمله مناطقی بودند که شاهدان از وجود خون روی آسفالت و شلیک مستقیم در آنها خبر دادهاند.
یکی از شاهدان گفت: «دیگر نه هشدار بود، نه گاز اشکآور، نه باتوم. فقط شلیک مستقیم با اسلحه جنگی حتی داخل کوچهها هم آسفالت خونی بود.»
پس از این سرکوب، فضای شهر پر از خبر کشته شدن و زخمی شدن معترضان بود.
در روزهای بعد، مردم در فروشگاهها و خیابانها خبر کشته شدن افراد را به هم میدادند.
به گفته یکی از شاهدان، یکشنبه ۲۱ دیماه، جمعیت زیادی در اطراف آرامستان «باغ رضوان» رشت حضور داشتند و مسیرهای اطراف تا چند کیلومتر پر از خودرو بود.
او گفت یکی از آشنایانش که برای مراسم تدفین یکی از بستگان خود به باغ رضوان رفته بود، روایت کرده که در همان روز صدها پیکر برای شناسایی به آنجا منتقل شده بودند.
فشار مضاعف حکومت به خانوادههای داغدار
بر اساس گفته خانوادهها، پیکر برخی کشتهشدگان تنها پس از گرفتن تعهد و امضا تحویل داده شده است. تعهدهایی که در آن، خانوادهها تحت فشار قرار گرفتهاند تا بپذیرند عزیزانشان به دست «عوامل اسرائیل و آمریکا» کشته شدهاند.
روایتهای رسیده از رشت نشان میدهند آنچه در دیماه در این شهر رخ داد، تنها یک سرکوب خیابانی نبود، بلکه مجموعهای از شلیک مستقیم، محاصره معترضان، آتشسوزی گسترده در بازار، تاخیر در امدادرسانی، انتقال پنهانی پیکرها و فشار امنیتی بر خانوادههای کشتهشدگان بود.
ایراناینترنشنال در ادامه کارزار مردمی خود برای ثبت حقیقت درباره کشتار دیماه در رشت، از شاهدان عینی، خانوادهها و نزدیکان کشتهشدگان میخواهد روایتها، تصاویر، ویدیوها و اطلاعات خود را ارسال کنند تا نام و سرگذشت کشتهشدگان رشت در سکوت و بیخبری دفن نشود.
گزارش ویژه
کارزار ایراناینترنشنال؛ شهروندان ابعاد تازهای از جنایت رشت را برملا کردند
روایتها و مستندات تازهای که منابع آگاه و شاهدان عینی از رشت برای ایراناینترنشنال ارسال کردند، ابعاد تازهای از سرکوب تمام عیار مردم در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در این شهر را برملا میکند.
روایتها و مستندات تازه شامل شلیک به قصد کشت، ممانعت از امدادرسانی به مجروحان، دریافت پول از خانواده کشتهشدگان در ازای تحویل پیکر و فشار بر آنها برای خاکسپاری مخفیانه و جلوگیری از برگزاری مراسم است.
ایراناینترنشنال در کارزار مردمی، به دنبال ثبت و مستندسازی حقیقت درباره کشتار دیماه در رشت است. اگر شاهد عینی آن شبها بودهاید، یا از خانواده و نزدیکان کشتهشدگان این شهر هستید، روایت و اطلاعات خود را از طریق چتبات اینتلمدیا با ما در میان بگذارید و در برملا کردن ابعاد این کشتار مشارکت کنید.
صبح ۱۹ دی؛ شهری در دود، خون و آتش
یکی از شاهدان عینی در روایت خود از صبح ۱۹ دیماه در رشت گفت، حدود ساعت پنج صبح، هنوز حجم گسترده دود و آتش در منطقه شهرداری زبانه میکشیده است.
به گفته این شاهد، خیابانهای منتهی به شهرداری، از جمله خیابان نامجو، خیابان امام، خیابان شهرداری و مسیر بازار به سمت میدان صیقلان، بهشدت آسیب دیده و بخشهایی از شهر سوخته بوده: «شهر در صبح ۱۹ دی بوی دود میداد. رد خون بر خیابان شهرداری و سعدی به وضوح دیده میشد. اثر دستهای خونی معترضان روی دیوارهای شهر بود. بسیجیها در میدان سبزهمیدان با اسپری مشغول پاک کردن شعارها بودند و بخشهای وسیعی از بازار بهطور کامل سوخته بود.»
انتقال پیکرها به سولهای بینشان در جاده
اطلاعات تازهای به ایراناینترنشنال رسیده است که نشان میدهد در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، پیکر شماری از کشتهشدگان در رشت به سولهای در جاده تهران، در فاصله میان باغ رضوان و سراوان، منتقل شده است.
این سوله با رنگهای قرمز، سفید و سبز رنگآمیزی شده و هیچ تابلوی مشخص یا نشان رسمی ندارد.
پیکرهای کشتهشدگان پیش از دفن یا انتقال به محلهای دیگر، بهطور موقت در این مکان نگهداری شدهاند.
این گزارشها در کنار روایتهای پیشین درباره انتقال پیکرها با وانتهای شهرداری، ماشینهای حمل زباله و دفنهای پنهانی در باغ رضوان، ابعاد گستردهتری از روند مخفیسازی و جابهجایی پیکرهای جانباختگان رشت را نشان میدهند.
شلیک به مردم و روایت استفاده از دوشکا
در روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال آمده است که نیروهای سرکوبگر، مردمی را که وارد برخی محدودههای نظامی شهر شده بودند، با سلاح سنگین به رگبار بستند.
بر اساس این روایتها، محدوده استانداری رشت یکی از محلهای اصلی کشتار معترضان در ۱۸ و ۱۹ دیماه بوده است.
به گفته یک شاهد عینی، نیروهای بسیج و سپاه پاسداران با هدایت جمعیت به سمت استانداری، معترضان را در مسیری قرار دادند که امکان خروج و عقبنشینی برای آنان محدود بود.
بر اساس این روایتها، پس از باز شدن درهای استانداری، نیروهای مسلح به سوی مردم شلیک کردند.
این روایتها نشان میدهند سرکوب در رشت به خیابانهای اطراف شهرداری، بازار، خیابان نامجو و درمانگاه سجاد محدود نبوده و محدوده استانداری نیز یکی از نقاط مهم تیراندازی و کشتار معترضان بوده است.
گزارشها از درخواست پول برای تحویل پیکر
اطلاعات رسیده حاکی از فشارهای شدید امنیتی بر خانواده کشتهشدگان است.
از برخی خانوادهها برای تحویل پیکر فرزندانشان درخواست پول شده و مبلغ مطالبهشده بسته به وضعیت مالی خانوادهها متفاوت بوده است.
بر اساس این روایتها، از بعضی خانوادهها چند صد میلیون و در مواردی حتی بیش از یک میلیارد تومان درخواست شده است.
یک شاهد عینی گفت از یک خانواده خواسته شده بود برای دریافت پیکر، علاوه بر پرداخت پول، یک جعبه شیرینی هم همراه خود ببرند.
به گفته او، این درخواست بخشی از روند تحقیرآمیز برخورد با بازماندگان بوده است.
دفن شبانه و جلوگیری از شستوشوی پیکرها
در روایتهای رسیده همچنین آمده است که به خانواده برخی کشتهشدگان، اجازه غسل پیکر نزدیکانشان داده نشد.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت ماموران به یک خانواده گفتند «کشتهشدگان نجساند» و پیکرها باید همانطور خونآلود و با لباس، دفن شوند.
بر اساس این روایتها، دفن پیکرها اغلب در ساعات پایانی شب یا نزدیک سحر، با حضور محدود اعضای خانواده و تحت فشار نیروهای امنیتی انجام شده است.
محل دفن بسیاری از قربانیان در بخشهای انتهایی باغ رضوان رشت است.
خانوادهها گفتهاند در جریان تحویل گرفتن و خاکسپاری پیکرها، بارها تحقیر و تهدید شدند.
کارزار ایراناینترنشنال برای ثبت حقیقت کشتار رشت
ایراناینترنشنال با راهاندازی کارزار ثبت و مستندسازی کشتار دیماه در رشت، از شاهدان عینی، خانوادههای جانباختگان، کادر درمان، کارکنان خدمات شهری، رانندگان، کسبه بازار و همه کسانی که اطلاعات، تصویر، ویدیو یا سندی از آن روزها دارند، میخواهد روایتهای خود را ارسال کنند.
هدف این کارزار، شناسایی قربانیان، ثبت مسیر انتقال پیکرها، روشن کردن نقش نهادهای امنیتی و شهری، و جلوگیری از پاک شدن آثار یکی از خونینترین سرکوبها در ایران است.





