شنبه, ۳۰ شهریور , ۱۳۹۸
آخرین اخبار : 

مستندسهم «خمینی» در شروع جنگ ایران و عراق (بخش اول، دوم)؛ سخن‌رانی‌های آیت‌الله خمینی علیه صدام

سهم تهران در شروع جنگ ایران و عراق (بخش اول، دوم)؛ سخن‌رانی‌های آیت‌الله خمینی علیه صدام

ایران وایر ـ آخر شهریور هر سال، هم زمان با سال‌روز شروع جنگ ایران و عراق، دولت جمهوری اسلامی برنامه تبلیغاتی خود را درباره «جنگ تحمیلی» آغاز می‌کند.

در طول این سال‌ها، حاکمان جمهوری اسلامی «صدام حسین» و دولت «حزب بعث» عراق را تنها مقصر این جنگ معرفی و نقش خود را در آغاز جنگ کتمان کرده‌اند. هیچ شکی نیست که حکومت صدام حسین یکی از مستبدترین حکومت‌های تاریخ بشر،  جنایت‌کار، شکنجه‌گر و متجاوز بود و دولت و ارتش او هزاران تن از ایرانیان و همسایه‌های عراقی کشور را به قتل رساندند و مجروح کردند. اما امسال «ایران‌وایر» پیش از شروع برنامه‌های تبلیغاتی دولت ایران، با نگاهی متفاوت، به دلایل شروع جنگ، نقش جمهوری اسلامی و شخص «روح‌الله خمینی» در تحریک دولت صدام حسین و مقدمه چینی برای تجاوز عراق به خاک ایران می‌پردازد.

بر اساس مستندات موجود خمینی موجب تحریک صدام و شروع جنگ بر علیه ایران بود.

۱۸ آذر ۱۳۷۰، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، «خاویر پرز دکوئیار» گزارشی را تقدیم شورای امنیت این سازمان کرد که بغداد را مسوول آغاز جنگ ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ می‌دانست. گزارش دبیرکل تاکید داشت که طبق قوانین بین‌المللی، تهاجم عراق به کشور همسایه قابل توجیه نبوده و یادآوری می‌کرد که ارتش عراق حتی پیش از شروع تمام عیار جنگ هم وارد خاک ایران شده است.

گزارش دبیرکل در عمل به شکل «قطع‌نامه ۵۹۸» شورای امنیت تنظیم شده بود؛ قطع‌نامه‌ای که ۲۷ تیر ۱۳۶۶ با هدف پایان دادن به جنگ ایران و عراق، به تصویب شورای امنیت رسید و به برقراری آتش‌بس در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ انجامید.

مسوولیت صدام حسین در آغاز جنگ هشت ساله، ریشه در این واقعیت داشت که در روز ۳۱ شهریور، ۱۲ لشکر ارتش عراق دست به اشغال نظامی بخشی‌های گسترده‌ای از خاک ایران زده بودند. این حمله در شرایطی انجام شد که صدام حسین ایران را کشوری آشوب‌زده می‌دید با ارتشی که بعد از انقلاب چنان تضعیف شده بود که قادر به دفاع از مرزها نبود.

با وجود این، بخشی از مسوولیت بالا گرفتن تخاصم میان دو کشور، بر دوش جمهوری اسلامی ایران بود. به بیان دیگر، هرچند صدام حسین شروع کننده جنگ هشت ساله بود و پیش از آن نیز انگیزه حمله به ایران را داشت اما سیاست‌های تحریک‌کننده جمهوری اسلامی، نقشی مهم را در افزایش تنش میان دو کشور و زمینه سازی تهاجم عراق ایفا کرد.   

از تاریخی که آخوند خمینی خونخوار و جلاد قرن، وارد ایران شد، کشور ایران تبدیل به یکی بدبخت ترین و عقب مانده ترین کشورهای دنیا گردید.جنایتکاران و تروریست های جمهوری اسلامی. اینها دشمنان حقیقی کشور ایران و مردم ایران هستند. دشمن ما همینجاست، دروغ میگن اسرائیل و آمریکاست.

  تحریکات آیت‌الله خمینی

مجموعه موضع‌گیری‌های آیت‌الله خمینی پس از استقرار جمهوری اسلامی، به‌شدت بر روابط بین عراق و ایران پیش از جنگ سایه انداخته بود.

بنیان‌گذار و رهبر سابق جمهوری اسلامی ایران، از ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۷ در نجفِ عراق در تبعید بود تا این‌که تحت فشار دولت عراق، این کشور را به مقصد فرانسه ترک کرد. اقامت طولانی‌مدت آیت‌الله خمینی در عراق، وجود یکی از مهم‌ترین حوزه‌های علمیه شیعه در نجف و اقامت بسیاری از روحانیون ایرانی‌تبار در آن‌ شهر، باعث شده بود تا او توجه ویژه‌ای به مسایل عراق نشان دهد. درنتیجه، در پی پیروزی انقلاب اسلامی، بارها راجع به اوضاع داخلی عراق اظهارنظر می‌کرد که شامل فراخوان‌های مستقیم به اقدام علیه حکومت صدام حسین هم می‌شد.

حملات لفظی آیت‌الله خمینی به صدام حسین، به ویژه در ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ شدت گرفت که حکومت عراق، آیت‌الله «محمدباقر صدر» را اعدام کرد. او متولد عراق اما فرزند یک خانواده مشهور روحانی در ایران بود.

رهبر وقت جمهوری اسلامی در روز ۲۰ فروردین ۱۳۵۹ صدام حسین را «خائن»، «انگل» و یک «چهره قبیح غیراسلامی و غیرانسانی» خواند که باید «نابود» شود. او با انتقاد از فشار بغداد بر حوزه علمیه نجف و روحانیون شیعه، سقوط نظام صدام حسین را پیش‌بینی کرد و از مردم عراق خواست برای سرنگونی صدام به پاخیزند. او به اعضای ارتش عراق هم توصیه کرد از صدام حسین و حکومت او سرپیچی کنند.

آیت‌الله خمینی در روز ۲۱ فروردین همان سال، با پیش‌بینی این که صدام حسین در آستانه نابودی است، ابراز امیدواری کرد که رژیم عراق به «زباله‌دان تاریخ» فرستاده شود.

خمینی هفته بعد، در روز ۲۸ فروردین، دوباره از ارتش عراق خواست حکومت این کشور را سرنگون کند و مشخصا بر ضرورت انجام «کودتا» در عراق برای از بین بردن صدام حسین تاکید کرد.

رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران هم‌چنین حمایت از صدام را «حرام» دانسته و خواستار تشکیل «حکومت اسلامی» در عراق پس از سرنگونی حکومت موجود شده بود.

او روز دوم اردیبهشت، در پیامی مشابه، از افسران، درجه‌داران و سربازان ارتش عراق خواست: «یا دلاورانه قیام کنند و اساس ستم‌کاری را برچینند و یا از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها فرار کنند.»
آیت‌الله خمینی به طور جداگانه، به کارگران و کارمندان عراقی هم توصیه کرد که حکومت کشورشان را تغییر دهند.

حملات لفظی او به دولت صدام حسین را که تا آغاز جنگ ادامه یافت، البته نمی‌توان دلیل حقوقی شروع جنگ دانست. اما حرف‌های تحریک‌کننده او و به‌ویژه فراخوان‌هایش به ارتش عراق برای سرنگون کردن صدام حسین، خبر از سیاست مشخص رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران علیه حکومت عراق می‌دادند؛ رویکردی که بی‌تردید بر اقدامات پیروان آیت‌الله خمینی در نهادهای انقلابی ایران و هم‌چنین برخی محافل شیعه در عراق تاثیر می‌گذاشت.

«سخنان خمینی همزمان با جنگ ایران و عراق که فرصتی شد تا ده ها هزار مخالف سیاسی را اعدام و تیر باران کنند».: 

«محمود دعایی»، سفیر سابق جمهوری اسلامی در بغداد که ماموریتش چند ماه پیش از آغاز جنگ هشت ساله تمام شد، در کتاب خاطراتش نوشته است قبل از آغاز جنگ، بسیاری از روزنامه‌ها و هم‌چنین شبکه‌های رادیو و تلویزیون ایران تبلیغاتی به‌شدت تحریک‌کننده علیه صدام حسین انجام می‌دادند.

به نوشته دعایی، او این مساله را در یک جلسه‌ «شورای انقلاب» که بالاترین شورای حکومتی ایران در آن زمان به شمار می‌رفت، مطرح کرده و از آن‌ها خواسته بود تنش‌ با بغداد را کنترل کنند.

محمود دعایی هم‌چنین روایت کرده است که دولت عراق از او خواسته بود این پیغام را به آیت‌الله خمینی برساند که صدام حسین مایل به مذاکره مستقیم با نماینده‌ای از رهبر ایران بر سر مسایل دوجانبه است.

سفیر سابق ایران در عراق می‌افزاید که خمینی این پیشنهاد را نپذیرفته و تاکید کرده بود مذاکره با شخصی مثل صدام به‌کلی بی‌فایده خواهد بود.

آیت‌الله منتظری نیز که در آغاز جنگ پس از آیت‌الله خمینی، عالی‌رتبه‌ترین روحانی در جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شد، در مصاحبه‌ای با «بی‌بی‌سی» در آذر ۱۳۹۳، ‌گفته بود به رهبر وقت در مورد بالا گرفتن تنش‌ها با عراق هشدار داده است.
او گفته به رهبر پیشنهاد داده بود تهران سفیر حسن نیتی به بغداد بفرستد و به عراقی‌ها اطمینان دهد که حکومت جدید ایران می‌خواهد روابط خوبی با کشورشان داشته باشد. منتظری گفته بود حتی هشدار داده است که اگر ایران سطح تنش‌ را پایین نیاورد، صدام حسین خود را برای جنگ آماده خواهد کرد. به گفته او، آیت‌الله خمینی با پیشنهاداتش موافقت نکرده بود.

در همین حال، گذشته از مواضع تحریک‌آمیز آیت‌الله خمینی و دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی، حکومت نوپای ایران در عمل نیز اقدامات مشخصی را انجام داد که سطح تنش با عراق را به شدت بالا برد.

+++++++++++++++++++++++++

سهم تهران در شروع جنگ ایران و عراق (بخش دوم)؛ حمایت رسمی از حزب الدعوه

آخر شهریور هر سال، هم زمان با سال‌روز شروع جنگ ایران و عراق، دولت جمهوری اسلامی برنامه تبلیغاتی خود را درباره «جنگ تحمیلی» آغاز می‌کند.

در طول این سال‌ها، حاکمان جمهوری اسلامی «صدام حسین» و دولت «حزب بعث» عراق را تنها مقصر این جنگ معرفی و نقش خود را در آغاز جنگ کتمان کرده‌اند. هیچ شکی نیست که حکومت صدام حسین یکی از مستبدترین حکومت‌های تاریخ بشر،  جنایت‌کار، شکنجه‌گر و متجاوز بود و دولت و ارتش او هزاران تن از ایرانیان و همسایه‌های عراقی کشور را به قتل رساندند و مجروح کردند. اما امسال «ایران‌وایر» پیش از شروع برنامه‌های تبلیغاتی دولت ایران، با نگاهی متفاوت، به دلایل شروع جنگ، نقش جمهوری اسلامی و شخص «روح‌الله خمینی» در تحریک دولت صدام حسین و مقدمه چینی برای تجاوز عراق به خاک ایران می‌پردازد.

در سال ۱۳۵۹ و در شش ماه منتهی به جنگ ایران و عراق، یکی از موضوعات عمده تنش بین دو کشور، «حزب الدعوه» عراق بود.

حزب الدعوه در سال ۱۳۳۶ و به عنوان سازمانی اسلام‌گرا بنیان‌گذاری شد. این حزب که رهبرانش روحانیون شیعه بودند، حامی انقلاب اسلامی ایران و در عین حال، مخالف حزب حاکم عراق، یعنی «بعث» بود. در پی سرنگونی صدام حسین، «ابراهیم جعفری»، «نوری مالکی» و «حیدر عبادی»، سه نفری که به مقام نخست‌وزیری عراق رسیدند، از اعضای حزب‌الدعوه بودند.

«همزمان با جنگ و یک نمونه از قتل و عام زندانیان سیاسی با حکم مستقیم خلخالی نماینده ویژه خامنه ای:

عکس از تیرباران و  جنایت های وحشتناک عوامل رژیم داعشی صفت جمهوری اسلامی در کردستان ایران. این جنایات با حکم حاکم شرع وقت خلخالی صورت گرفت.

دولت بعثی در روز ۲۲ خرداد ۱۳۵۸، «محمدباقر صدر»، رهبر معنوی حزب الدعوه را دستگیر کرد. این مرجع تقلید، متولد عراق اما فرزند یک خانواده مشهور روحانی ایرانی بود.

محمدباقر صدر مدتی پس از دستگیری آزاد شد و در حبس خانگی قرار گرفت ولی دستگیری او منجر به اعتراضات عمومی گسترده پیروان حزب الدعوه در شهرهای مختلف عراق شد. در نتیجه این اعتراضات، هزاران نفر از شیعیان دستگیر شدند.

۲۵ تیر ۱۳۵۸، صدام حسین رییس‌جمهوری عراق شد و سرکوب پیروان حزب الدعوه شدت گرفت. رییس‌جمهوری جدید ازجمله دستور محاکمه دسته‌جمعی حدود یک هزار و ۲۰۰ معترض شیعه و اعدام ۸۶ نفر را صادر کرد. این برخورد، منجر به فراخوان حزب الدعوه به شورش مسلحانه علیه دولت عراق شد. سپس در تابستان ۱۳۵۸، این حزب مقر خود را به داخل خاک ایران منتقل کرد تا رهبرانش از تعقیب نیروهای امنیتی عراق در امان بمانند.

در پی این تحولات، بغداد حکومت ایران را به خاطر حمایت رسمی از یک نیروی اپوزیسیون مسلح دولت عراق، مورد انتقاد شدید قرار داد. تنش‌ بین دو کشور، به‌ویژه در ۱۲ فروردین ۱۳۵۹ شدت گرفت که یک عضو حزب الدعوه به «طارق عزیز»، معاون نخست‌وزیر عراق سوء قصد کرد. این سوء قصد البته ناکام ماند ولی در جریان آن، شماری از همراهان این مقام عراقی کشته شدند.

صدام حسین تقصیر این حمله را به گردن «روح‌الله خمینی»، رهبر وقت ایران و سیاست‌های او برای «صدور انقلاب اسلامی» انداخت. او حتی در بیانیه‌ای وعده داد انتقام حمله به طارق عزیز را خواهد گرفت.

چهار روز پس از سوء قصد، عراق دوباره محمدباقر صدر و خواهرش «بنت‌الهدی صدر» را به زندان انداخت و در ۱۹ فروردین ۱۳۵۹، هر دو را اعدام کرد.

به دنبال این دو اعدام، تنش‌ بین تهران و بغداد تا جایی بالا گرفت که آیت‌آلله خمینی علنا و به‌دفعات از ارتش عراق خواست علیه صدام حسین قیام و حکومت او را سرنگون کند.

اختلاف بر سر قراداد الجزایر

باوجود منازعات سیاسی شدید بین تهران و بغداد پیش از شروع جنگ، توجیه رسمی عراق برای حمله به ایران، این ادعا بود که ایران «قرارداد الجزایر» را نقض کرده است.

ایران و عراق قرارداد الجزایر را در سال ۱۳۵۴ و با هدف حل منازعات تاریخی مرزی خود امضا کرده بودند. این منازعات، به ویژه بر سر نحوه تقسیم ارتفاعات «میمک» در غرب استان ایلام و رودخانه مرزی دو کشور بود که در ایران، «اروندرود» و در عراق، «شط‌العرب» نامیده می‌شود.

صدام حسین در روز ۲۶ شهریور ۱۳۵۹، اعضای مجلس ملی عراق را به دیداری اضطراری دعوت و اعلام کرد که ایران قرارداد الجزیره را نقض کرده است. صدام متن این توافق را جلوی دوربین‌های تلویزیونی پاره کرد و مدعی مالکیت بر تمام «شط‌العرب» شد. منظور دولت عراق از نقض قرارداد الجزایر، بیش از هرچیز، به بخشی از این قرارداد مربوط می‌شد که تاکید داشت دو کشور باید بخش‌هایی از ارتفاعات مرزی میمک را میان خود تقسیم کنند. درحالی که نیروهای ایران هنوز در بخش‌های مورد اختلاف حضور داشتند.

بلندی‌های میمک شامل مناطق کوهستانی وسیع و صعب‌العبوری می‌شوند و تعیین مرز دقیق بین ایران و عراق در این منطقه، نیاز به اقدامات پیچیده نقشه‌برداری تحت نظارت ناظران بین‌المللی داشت. در فروردین ۱۳۵۷، ۱۰ ماه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران و عراق کار نقشه‌برداری و میله‌گذاری مرز کوهستانی خود را آغاز کرده و حتی نیروهای ایرانی برای عقب‌نشینی از بخش‌هایی از میمک آماده شده بودند. اما پس از وقفه‌ای کوتاه در این عقب نشینی، عراقی‌ها ناگهان کار را نیمه کاره رها کردند. در ماه‌های بعدی و با اوج گیری انقلاب نیز ایرانی‌ها در موقعیتی نبودند که پی‌گیری بیشتری در این زمینه انجام دهند.

از سوی دیگر، بعد از سقوط حکومت پادشاهی و در فضای پرآشوب پس از انقلاب، ارتش ایران به شدت صدمه خورد و به‌تدریج عراقی‌ها در مرزهای دو کشور وضعیت تهاجمی‌تری پیدا کردند.

در وضعیت جدید، درگیری‌های مرزی پراکنده‌ای انجام شد. این درگیری‌ها در سال ۱۳۵۹ شدت گرفتند تا جایی که حتی گروه‌های کوچکی از نیروهای عراق وارد خاک ایران شدند. از تابستان ۱۳۵۹ به بعد، ایران هم اقدامات تلافی‌جویانه خود را افزایش داد و گروه‌های کوچکی از نیروهای ایرانی وارد خاک عراق شدند. با افزایش تنش، در روز ۱۳ شهریور ۱۳۵۹، نیروهای ایرانی دو شهر مرزی «بدره» و «زرباطیه» عراق را بمباران کردند که به طور گسترده در رسانه‌های عراق انعکاس یافت.

در واقع، دولت عراق تا وقتی صدام حسین بر سر کار بود، تاریخ شروع جنگ ایران و عراق را روز ۱۳ شهریور ۱۳۵۹ می‌دانست که این دو شهر بمباران شده بودند. درحالی که ایران آغاز جنگ را ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ می‌دانست که ۱۲ لشکر عراق دست به اشغال بخش‌هایی از استان‌های خوزستان، ایلام و کرمانشاه زدند. این روایت دوم، همان بود که بعدها در گزارش دبیرکل سازمان ملل در ۱۸ آذر ۱۳۷۰ نیز به رسمیت شناخته شد.

هشدارهای پیش از جنگ

 شماری از سیاست‌مداران معروف ایرانی در خاطرات خود روایت کرده‌اند که پیش از جنگ، به رهبران جمهوری اسلامی در مورد احتمال رویارویی نظامی با عراق هشدار داده بودند. بعضی از آن‌ها مثل «ابراهیم یزدی»، وزیر وقت امور خارجه که در سال ۱۳۹۶ درگذشت و آیت‌الله «حسینعلی منتظری»، دومین روحانی پرنفوذ وقت که در ۱۳۸۸ فوت کرد، روایت کرده‌اند در آن مقطع، مُصِر بوده‌اند تهران باید از اعمال تحریک‌آمیزی که تنش‌ با بغداد را افزایش دهد، خودداری کند.

از سوی دیگر، ابراهیم یزدی و «عباس امیر انتظام»، سفیر وقت ایران در سوئد که در سال ۱۳۹۷ پس از ۲۷ سال در زندان درگذشت، شهادت داده‌اند حتی دولت امریکا به ایران هشدار داده بود که عراق ممکن است در تدارک رویارویی نظامی باشد.

بعضی منابع امریکایی نیز تایید کرده‌اند که دولت «جیمی کارتر» چنین هشداری را به دولت موقت «مهدی بازرگان» منتقل کرده بود. «مارک گازیوروسکی»، تاریخ‌نگار معروف امریکایی در شماره پاییز ۲۰۱۲ «میدل ایست ژورنال» به یادآوری برخی گزارش‌های اطلاعاتی امریکا در همین ارتباط پرداخته است.
او در مقاله خود توضیح می‌دهد در شهریور ۱۳۵۹، بخش‌هایی از جامعه اطلاعاتی امریکا به این نتیجه رسیده بودند که عراق در تدارک حمله احتمالی به ایران است. مطابق اطلاعات این منابع، عراق می‌کوشید مخفیانه مقادیر عظیمی از تجهیزات و تدارکات نظامی را به مناطق مرزی منتقل کند که می‌توانست در حمله به ایران مورد استفاده قرار بگیرد.
مقاله تاکید دارد که امریکایی‌ها این اطلاعات را به تهران تحویل داده بودند اما مقامات ارشد جمهوری اسلامی موضوع را جدی نگرفتند.

لازم به یادآوری است که اعلام خطر از سوی ایالات متحده به مقامات ایران، پیش از تسخیر سفارت امریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ انجام شده بود. در آن زمان، روابط بین ایران و امریکا هنوز خراب نشده بود و دولت موقت بازرگان حامی قوی حفظ روابط با واشنگتن بود. در حالی که دولت عراق متحد مسکو تلقی می‌شد. بازرگان و کابینه‌اش در روز ۱۵ آبان ۱۳۵۸، در اعتراض به گروگان‌گیری دیپلمات‌های امریکایی در ایران استعفا دادند.

تسخیر سفارت امریکا در تهران منجر به بحرانی شدید در روابط با امریکا شد که تا به امروز ادامه داشته است. این بحران عملا به حذف اندک عناصر میانه‌رو باقی مانده در داخل حکومت ایران انجامید و شرایطی را ایجاد کرد که دیگر نمی‌شد تصور کرد که در جمهوری اسلامی ایران کسی خواهان سازش با دشمنان خارجی یا کاهش تنش‌ با دولت‌هایی مثل عراق باشد.

این فضای جدید سیاسی، در واقع مسیر تشدید بحران بین ایران و عراق را هموار کرد؛ فرایندی که عاقبت، هرگونه امکان جلوگیری از جنگ را از بین برد.