چهارشنبه, ۲۹ آبان , ۱۳۹۸
آخرین اخبار : 

سیاست خارجی جمهوری اسلامی چقدر اسلامی است؟

ایدئولوژی نهضت خمینیسم، آمیزه‌ای است از شیعه‌گرایی رادیکال، سوسیالیسم بد فهمیده شده و غرب ستیزی خام

یکی از تصمیم‌های کنفرانس رباط، تشکیل شورایی بود از هفت کشور اسلامی-ایران، مراکش، عربستان سعودی، اندونزدی، مالزی، اردن هاشمی و سنگال- برای تهیه یک برنامه بزرگ اصلاحات برای جهان اسلامی. همین شورا، در عین حال،ماموریت داشت که برای رفع اختلافات بین کشور‌های مسلمان اقدامات لازم را به عمل آورد.

عکس از آخوند خامنه ای و پاسداران، جانیان، تروریست ها. فاسدین، دزد ها، این جنایتکاران اسلامی، دشمنان واقعی ایران و مردم شریف ایرانند. دشمن ما همینجاست، الکی میگن آمریکاست.

البته شاه به هیچ وجه علاقمند نبود که ایران با سیمایی صد در صد اسلامی در صحنه بین‌المللی ظاهر شود. بحران هویتی ایران-بین ایرانیت چند هزار ساله و مسلمان شدن تدریجی در طی چندین قرن- مانع از آن بود که اسلام به صورت ستون فقرات سیاست خارجی تهران شکل بگیرد.

با پیدایش جمهوری اسلامی، بسیاری از ناظران تصور می‌کردند که این بحران هویت ۱۴۰۰ ساله با اسلامی شدن کامل ایران و محو ایرانیت، پایان خواهد یافت. اما تجربه ۴۰ سال گذشته نشان داده است که این بحران-تضاد میان دو هویت- همچنان مانع از آن است که ایران به این سو یا به آن سو کشانده شود. ایران نه می‌تواند ایرانیت خود را ترک کند و نه آماده است تا اسلامیت خود را به بایگانی تاریخ بفرستد.

جمهوری اسلامی با افزودن یک بعد تازه -یک بعد ایدئولوژیک- به این دوگانگی، کار را پیچیده‌تر کرده است. ایدئولوژی نهضت خمینیسم، آمیزه‌ای است از شیعه‌گرایی رادیکال، سوسیالیسم بد فهمیده شده و غرب ستیزی خام.

دروغ ها و شعار های جنگ طلبانه و ریاکاری سران رژیم. و در عین حال آقازاده ها در همین کشور آمریکا و دیگر کشورهای غربی زندگی میکنند. چهل سال است همین ها که مرگ بر این و آن میدهند و در صدد نابودی کشورهای دیگرند و پرچم دیگر کشورها را آتش میزنند، همزمان صدای حق خواهی و آزادیخواهی مردم  و کارگران و زنان ستمدیده ایرانی را با زور تهدید و زندان و شکنجه اعدام و تیر باران، و هزاران جنایات دیگر پاسخ میدهند. مرگ بر آخوند ـ مرگ بر پاسدار ـ مرگ بر بسیجی ـ مرگ بر جمهوری اسلامی دشمن ایران و ایرانی همینجاست، دورغ میگن اسرائیل و آمریکاست. آزادی و برابری قانونی جنسی زنان و مردان و سکولاریسم برای ایران.

این ایدئولوژی مانع از آن است که جمهوری اسلامی سیاست خارجی خود را در چارچوبی صد در صد اسلامی شکل دهد.

مواردی که در آن جمهوری اسلامی سیاستی ضد اسلامی، یا دست‌کم غیر اسلامی، اتخاذ کرده است، بیش از آن است که در یک مقاله بگنجد. از این روی ناچاریم که به چند مورد اکتفا کنیم.

در آغاز بحران یوگسلاوی که به جنگ‌های داخلی و تکه‌تکه شدن آن کشور منجر شد، جمهوری اسلامی جانب صربستان را گرفت.

آیت‌الله علی خامنه‌ای، در نقش رئیس‌جمهوری اسلامی، به بلگراد رفت و دوستی نزدیکی را با اسلوبودان میلسویچ، رهبر صربستان (که بعدا رئیس‌جمهور یوگسلاوی شد)، پایه‌گذاری کرد. یک حلقه مهم در این دوستی،‌اصرار هر دو رهبر بر اهمیت جنبش کشورهای غیر متعهد بود که یک گروه‌بندی بین‌المللی ضد آمریکایی به‌شمار می‌رفت.

تمام بدبختی ایرانیان از باور به دروغگوئی های آخوند ها و پرستش شخصیت های کشورهای اسلامی از کشورهای عربیست. مردمان کشوری که آخوند و مُردگان را بپرستند، هرگز شاهد یک زندگی خوب و انسانی نخواهند بود. هر چه هست بدبختی و عقب ماندگی و زن ستیزی و مرد سالاری و دروغ و دزدی و جنایت…

این تکیه بر ضدیت با آمریکا باعث شد که موضع جمهوری اسلامی در نخستین مراحل جنگ داخلی یوگسلاوی، به‌ویژه کشتار مسلمانان در بوسنی، مبهم و پرتضاد باشد. جمهوری اسلامی، سرانجام پس از حمایت پیمان آتلانتیک شمالی به ویژه ترکیه، از مسلمانان یوگسلاوی، سیاست خود را با چرخشی ناگهانی به سود آنان تغییر داد.

در جریان دو جنگ روسیه با قوم چچن نیز جمهوری اسلامی در کنار روسیه قرار داشت. مطهری در یادداشت خود می‌گوید:«به خاطر ملاحظاتی، ایران علیه ملت چچن، طرف روسیه را گرفت».

دو جنگ چچن که تخمین زده می‌شود، بیش از ۱۵۰ هزار قربانی گرفت، از نظر تلفات انسانی مسلمانان، بزرگترین برخورد یک قوم مسلمان با یک قدرت غیر مسلمان در تاریخ معاصر به‌شمار می‌آید. در این دو جنگ که مجموعا – با احتساب دوران‌های کوتاهی از ترک مخاصمه- نزدیک به ۱۰ سال طول کشید، نیمی از ملت چچن از میهن خود رانده شد و ۸۰ درصد از مناطق شهری آن جمهوری خود مختار نیز ویران شد. در همه آن مدت، جمهوری اسلامی حاضر نشد در برابر اقدامات روسیه، کلامی نازک تر از گل به زبان آورد.

در دوران اشغال افغانستان از سوی اتحاد شوری نیز جمهوری اسلامی با اتخاذ سیاستی ابهام‌آمیز از هر‌گونه کمک معنادار به مبارزان افغان دوری جست و حتی حاضر نشد روابط دیپلماتیک خود را با رژیم کمونیست متکی به مسکو قطع کند.

دروغگو و ماله کش اعظم جواد ظریف، و تروریست جنایتکار رژیم قاسم سلمیانی کرمانی. دشمن ایران و مردم ایران. دشمن ما همینجاست، دروغ میگن اسرائیل و آمریکاست.

آنچه اهمیت داشت، ضدیت با آمریکا بود، نه حمایت از مسلمانان.

در بحران قفقاز جنوبی و اشغال قره‌باغ علیا از سوی ارمنستان با کمک روسیه، باز هم جمهوری اسلامی از محور مسکو-یروان حمایت کرد. مطهری می‌نویسد:«در اختلاف آذربایجان و ارمنستان بر سر قره‌باغ، ما با آنکه حق با آذربایجان بود، در مجموع طرف ارمنستان را گرفتیم».

این بار نیز خوش خدمتی به روسیه مهم‌تر از کمک به مسلمانان شیعه قره‌باغ بود.

منطق «روسوفیل» سیاست خارجی جمهوری اسلامی را در موارد دیگر نیز می‌توان دید.

با اعلام استقلال خود در ۲۰۰۸ میلادی، کوزوو، که پیش از آن بخش خودمختار از صربستان به شمار می‌رفت، به صورت جدیدترین کشور مسلمان مستقل در صحنه بین‌المللی ظاهر شد. از آن پس تا کنون ۱۱۳ کشور از جمله ۳۲ کشور مسلمان، استقلال کوزوو را به رسمیت شناخته‌اند. اما جمهوری اسلامی با اطاعت از «وتو» روسیه، حاضر نشده است چنین کند. از این بدتر، جمهوری اسلامی مدام با عضویت کوزوو در سازمان همکاری اسلامی مخالفت کرده است.

دیدار دو جنایتکار فاسد.

این بار نیز آنچه روسیه می‌خواهد، مهم‌تر از خواست یک قوم مسلمان اروپایی است.

سیاست خارجی روسوفیل جمهوری اسلامی که یادآور روسوفیلی محمد‌علی شاه‌قاجار و ملایان اطراف اوست، جلوه‌های دیگری نیز داشته است. در ۲۰۰۸، روسیه با حمله به گرجستان نزدیک به ۲۰ درصد از خاک آن کشور را تصرفت کرد. بخشی از آن تصرفات، یعنی اوستیای جنوبی که سرزمین یک قوم مسلمان و ایرانی است، رسما ضمیمه فدراسیون روسیه شده است و بخش دیگر، آبخازی، سرزمین یک قوم مسلمان ترک زبان، به صورت یک مستعمره روسی اداره می‌شود.

این بار نیز جمهوری اسلامی با موسیقی روسی رقصیده است و جدایی اوستیای جنوبی و آبخازی را بی سر و صدا پذیرفته است.

«روسوفیلی» ملایان تهران در جریان حمله روسیه به شبه جزیره کریمه و اشغال آن که اخراج بسیاری از مسلمانان تاتار را نیز به دنبال داشت، جلوه‌گر شد.

مطهری از سکوت تهران در برابر آزار و اذیت مسلمانان در چچن، یعنی فرستادن ۱.۸ میلیون اویغور به اردوگاه‌های بازآموزی و نابودی قدم به قدم مظاهر اسلامی در ترکستان خاوری، یا شین‌جان نیز یاد می‌کند و با خونسردیی شایسته انگلیسی‌ها می‌گوید:«در این زمینه نیز موضع مناسبی نگرفتیم».

خامنه ای و بشار اسد، دو قاتل و جنایتکار و تروریست.

جمهوری اسلامی در مورد مسلمانان اخراجی از میانمار (برمه) نیز «موضع مناسب» نگرفت. اخراج مسلمانان روهینگیا از برمه، بزرگترین شماره آوارگان مسلمان از یک کشور غیر مسلمان در ۱۰۰ سال گذشته است. تهران با ارسال یک کشتی پتو و دارو و یک چک چهار میلیون دلاری، سر و ته قضیه را به‌هم آورد.

ترکیه، بر عکس چندین وزیر خود را به همراه همسر رئیس جمهوری رجب طیب اردوغان، به بنگلادش فرستاد تا همبستگی خود را با آوارگان مسلمان، ‌همراه با کمک‌های نقدی و غیر نقدی قابل توجه، اعلام کند.

مرگ بر رژیم اسلامی چماقداران و جنایتکاران و تروریست ها و جنگ طلبان ـ خواهان ایرانی آزاد، با قوانین برابری قانونی زنان و مردان و سکولاریسم.

مطهری می‌گوید، سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر اساس «بی‌تفاوتی» به مسلمانان شکل گرفته است.

اما همیشه هم چنین نیست. جمهوری اسلامی به حزب‌الله، حماس، جهاد اسلامی و گروه‌های تروریستی دیگر کمک می‌کند، زیرا خود را ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی جلوه می‌دهند. اما در اینجا نیز کمک جمهوری اسلامی برای خرید بمب و موشک است و نه برآوردن نیازهای انسانی و آرمان‌های سیاسی مسلمانان.