دوشنبه, ۲۹ مهر , ۱۳۹۸
آخرین اخبار : 

چرا آخوندها تافته جدا بافته هستند؟

م. حسنی – خبرنامه گویا

آخوندها از دوره صفوی که به ایران پا گذاشتند همواره سعی کرده اند تا ارزش و شان خود را بالاتر از مردم عادی نشان بدهند. آنها روایات و احادیث زیادی را جعل کردند تا به مردم متدین بقبولانند که بعد از انبیاء و چهارده معصوم، شان و منزلت علمای شیعه بالاتر از همه است. حتی پا را فراتر از این نیز گذاشته و بنا به روایتی خود را همردیف انبیاء الهی قرار داده اند

هدف آنها از ایجاد هاله تقدس برای خود فقط یک چیز بوده و آن هم دستیابی به مال و قدرت و امتیازات اجتماعی. اگر امروزه می بینید در کشور ما آپارتاید طبقه روحانیون ایجاد شده دلیلش موفقیت آخوندها در ایجاد تقدس ساختگی برای خویش است.

کشوری که آخوند در آن حاکم باشد، بدبخت ترین و عقب مانده ترین کشور دنیا است. به غیر از آخوند ها که بیماران روانی هستند، هیچ کسی دیگر از آزادی برخوردار نیست. آخوند های مفت خور و عقب مانده و جنایتکار، قوانین جمهوری اسلامی که بر گرفته از اسلام عقب مانده هزار و چهارصد سال قبل اعراب است، حاکمین جمهوری اسلامی، دشمنان قسم خورده حقوق زنان با مردان ایرانی اند. حقوق زن در اسلام از حقوق حیوان هم کمتر است. مرگ بر رژیم ضد انسانی و اسلامی زن ستیز. آزادی و برابری قانونی و اجتماعی زنان و مردان و سکولاریسم برای ایران.

یعنی لازمه رانت خواری و چپاول مردم ناآگاه توسط آخوندها، ابتدا فراهم کردن زمینه ذهنی در بین مردم است که علما (دربرابرعوام) تافته جدا بافته ای هستند و درنتیجه می بایست از مواهب اجتماعی بیشتری بهره مند شوند. تاریخ چند قرن اخیر ما مملو از رویدادهایی است که آخوندها از امتیازات مالی، رفاهی، قانونی و اجتماعی بهره گرفته اند فقط بخاطر اینکه آنها سید اولاد پیغمبر هستند و یا جانشین امام معصوم هستند.

وجود آخوند ها، بسیجی های ساندیس خور و پاسداران و رژیم جنایتکاران اسلامی، و مردم بیسواد و فریب خورده و شستشوی مغزی شده ایرانیان در تحت تاثیر فرهنگ آخوند ها و جهالت عربستان ۱۴۰۰ سال قبل، ایران را تبدیل به یکی از عقب مانده و بدبخت ترین کشورهای دنیا کرده است. از ماست که بر ماست.

برای روشنتر شدن سخن خوب است ابتدا به تعدادی از این احادیث نگاه اجمالی بیاندازیم تا دریابیم این جماعت فریبکار چگونه مردم ساده دل و دین دار را شستشو مغزی میدادند و هنوز هم این روایات را با آب و تاب تکرار می کنند:

مرحوم محدث قمى گوید: شیخ ما ثقه الاسلام نورى در کتاب کلمه طیّبه، اخبار بسیاری در فضیلت علما و فوائد وجود آنان را ذکر کرده از جمله فرموده است :

  • و از فوائد وجود علما آنکه ایشانند اسباب دوست داشتن خداوند تعالى است بربندگان.

{یعنی آخوندها وسیله ای هستند که خداوند بخاطر آنها بندگانش را دوست دارد!!}

  • و از فوائد وجود علما چند برابر شدن ثواب نمازها است با ایشان چنانچه شیخ شهید (ره ) روایت کرده که نماز با عالِم در غیر مسجد جامع برابر هزار رکعت است و در مسجد جامع برابر صد هزار رکعت وهمچنین مضاعف شدن ثواب صدقات است بر آنها چنانچه علامه حلى رحمه اللّه در رساله سعدیه و ابن ابى جمهور در عوالى اللئالى روایت کرده از رسول خدا صلى الله علیه و آله که صدقه بر علما به ازاى یکى از هفت هزار است .
  • و خداوند متعال زیارت علما را بدل زیارت ائمه علیهم السلام قرار داده است چنانچه در کتاب اصول کافى امام کاظم علیه السلام روایت کرده که هر کس قدرت ندارد به زیارت قبور ما پس زیارت کند صلحا و برادران ما را.
  • در حدیث دیگر نقل شده که حتی نگاه کردن به درب منزل علما فضیلت دارد.

(منتهى الامال ج ۲ ص ۱۰۷و۱۰۸)

اکنون به چند روایت مضحک از اینگونه ادعاهای آخوندی می پردازیم:

  1. زمانى فتحعلى شاه به جهت امرى از “شیخ جعفر کبیر” دلتنگ شد زمانى که شیخ وارد طهران شد شاه به امین الدوله گفت : من از شیخ دیدن نمى کنم و دستور داد که شیخ را به دربار شاهى راه ندهند، پس شیخ روزى به عزم دیدن شاه وارد ارک شد. دربانان و ملازمین از شیخ استقبال نموده و دست او را بوسیدند، پادشاه یک مرتبه دید شیخ وارد سراى سلطانى شد تعجب کرد که چگونه دربانان به او راه داده اند.

به امین الدوله گفت : وقتى شیخ وارد مجلس مى شود اعتنائى نمى کنیم ، شیخ همانطور که از پله هاى قصر بالا مى رفت بلند یا اللّه گفت ، سلطان بى اختیار از جاى برخاست و به استقبال شیخ شتافت ، دست شیخ را گرفته از پله بالا آورد، پس نشستند، بعد از انقضاى مجلس ، امین الدوله به سلطان عرض کرد: قرار بود شما در مقابل شیخ تواضع نکنید چگونه قضیه برعکس شد؟

سلطان گفت: چون صداى شیخ به یا اللّه بلند شد دیدم مارى عظیم در برابر من قرار گرفت و مى خواهد بر روى سینه من بجهد و مرا اذیت کند، پس بى اختیار از جاى جستم و دست شیخ را گرفتم ، آنوقت مار مفقود شد.

(قصص العلماء ص ۱۹۱)

  1. از حضرت علیه السلام روایت است که فرموده است : چون روز قیامت شود وعالمى بخواهد از صراط عبور کند منادى از قعر جهنم ندا کند که اى عالِم! به فریاد من برس ، پس آن عالم نزد خداوند متعال از او طلب شفاعت مى کند، پس خطاب مى رسد به آن عالم که گوشه رداى خود را به جهنم بینداز و او را نجات بده ؛ چون من او را به تو بخشیدم . پس آن عالم چون گوشه رداى خود را در قعر جهنم افکند، به هر تارى از آن ، هفتاد نفر آویزان شده از جهنم بیرون آیند. سپس شخص دیگرى از قعر جهنم او را به استغاثه مى خواند، آن عالم مى گوید: تو کیستى؟ آن شخص مى گوید: من فلانی هستم که در فلان سفر رفیق تو بودم. پس خلق کثیرى را نجات مى دهد، هر کدام را به جهتى و به سببى از اسباب اخلاص به او.

و همچنین شخص دیگرى به او استغاثه مى کند آن عالم مى گوید تو کیستى ؟ جواب مى دهد من تو را در دنیا ملاقات نکرده ام و خدمتى براى شما نکرده ام ولى اسم شما را شنیده و محبت غائبانه داشتم پس او را نیز از آتش نجات دهد.

(خزینه الجواهر، ص ۲۵)

و در پایان روایتی را از زبان آیت الله صافی نقل می کنیم که چگونه یک آخوند از امتیازات ویژه آخوندی بهره برد و از محاکمه قسر در رفت:

«زمانى که بنا شد آیت اللّه کاشانى را بخاطر مشارکت در قتل رزم آرا محاکمه کنند آیت الله بروجردی مرجع شیعیان اجازه ندادند، گفته بودند: آقاى کاشانى اقرار کرده است که به دستور وى رزم آرا به قتل رسیده است، درصورتیکه فقیه مى تواند مطابق استنباط و اعتقادش حکم کند ونباید براى این حکمش محاکمه شود!!

از این روى آیت الله بروجردی آنقدر پافشارى کردند که از محاکمه آیت اللّه کاشانى ، جلوگیرى کردند. حتی ایادی دادگستری گفته بودند بگذارید ایشان را محاکمه کنیم ولى مجازات نمى کنیم . باز هم آیت اللّه بروجردى راضى نشدند، چون آیت اللّه کاشانى از حبس آزاد شد تلگرافى به آیت اللّه زد و بسیار تشکر کرد.»

(منبع: کتاب مردان علم در میدان عمل بنقل از مجله حوزه ، مصاحبه آیت اللّه صافى ، ص ۱۲۸، ۱۲۹)