دوشنبه, ۲۹ مهر , ۱۳۹۸
آخرین اخبار : 

گفتگوی با «جمشید چالنگی»، در مورد تشکیلات و بهانه ترور «شاپور بختیار» + نوشته ف.م.سخن

خاطرات شنیدنی آقای چالنگی و اهمیت شنیدن آن برای فعالان سیاسی؛ ف. م. سخن

خاطرات بسیاری از اهل سیاست و اهل قلمی که دوران جوانی خود را در زمان انقلاب گذرانده اند به صورت نانوشته در ذهن ها باقی ست که با گذر زمان، خطر دگرگون شدن آن ها و از یاد رفتن و تغییر صورت یافتن شان افزایش می یابد.

در این زمینه، خاطرات کسانی که در آن دوران اهل قلم و رسانه بودند از اهمیت ویژه ای بر خوردار است.

بسیاری از نام ها و عملکردها و رویدادهای ثبت نشده، در ذهن این عزیزان باقی ست که هر چه زمان بیشتر می گذرد، احتمال از میان رفتن شان برای همیشه بیشتر می شود.

شاپور بختیار، که توسط تروریست های رژیم جنایتکاران جمهوری اسلامی در پاریس قرانسه به قتل رسید.

من وقتی خاطرات جناب محمدرضا شاهید را در باره ی تلویزیون دوران انقلاب می شنیدم، چنان زنده و شفاف بود که گویی همین دیروز اتفاق افتاده است. اسامی و نام هایی که فراموش شده بودند یا اصلا برای من آشنا نبودند چنان در طول این خاطرات زنده می شدند که گویی در مقابل آن ها قرار دارم.

لبخند تلویزیون جمهوری اسلامی به ترور شاپور بختیار، و ماجراهای انیس نقاش تروریست لبنانی مقیم ایران.

دیروز گفت و گویی در «خبرنامه گویا» منتشر شد از جناب جمشید چالنگی که معروف حضور همگان هستند. آقای وفا آذر بهاری به عنوان مصاحبه گر، از ابتدای زندگی جناب چالنگی تا دوران کار ایشان در تشکیلات زنده یاد شاپور بختیار را مورد سوال قرار می دادند و جناب چالنگی آن چه را که در حافظه خود ذخیره داشتند و مواردی از آن ها را هرگز بازگو نکرده بودند به شکل پاسخ در اختیار مخاطبان برنامه قرار می دادند.

اگرچه قسمت مربوط به نحوه ی کار و مشکلات تشکیلات تبلیغاتی دکتر بختیار بسیار شنیدنی بود اما توضیح و تفسیر جناب چالنگی از دوران ابتدای انقلاب و دلایل شکست کابینه دکتر بختیار به نظر من اهمیت بسیاری خصوصا برای جوانانی که از دوران گذشته یا خوب مطلق یا بد مطلق شنیده اند دارد که به همین خاطر تاکید بر توجه به آن می کنم.

یا این موضوع که پادشاه فقید، نه به خواست شاپور بختیار که به خواست خود و کسان دیگری که از او ترک ایران را طلب می کردند، کشور را ترک کرد و چه بختیار بر سر کار می آمد چه نمی آمد این اتفاق در همان زمان می افتاد.

برای کسانی مثل من که تلاش های زنده یاد بختیار را در دوران بعد از انقلاب دیده اند، یادآوری انتشار نشریه ی «قیام ایران» و شنیدن نام هایی مانند استاد گرامی محمد جعفر محجوب، یاد آور تلاش گروهی از نویسندگان درجه ی یک ایران بود که در غربت سعی در فروزان نگاه داشتن شعله ی آزادی و فرهنگ کشورمان داشتند.

تعطیل شدن فعالیت تشکیلاتی که دکتر شاپور بختیار به راه انداخته بود و برای حفظ آن از هیچ کوششی فروگذار نمی کرد به خاطر مسائل مالی، و نیز اختلافات داخلی میان تشکیلات سیاسی با تشکیلات تبلیغاتی و کارشکنی یکی در دیگری نقطه ی دردناکی بود که توجه به آن، امروز هم اهمیت درجه ی اول دارد.

من توصیه می کنم این گفت و گوی شنیدنی را از دست ندهید چرا که امروز هم به بسیاری از دردهایی که در آن اشاره می شود دچار هستیم و برای گذر از استبداد به آزادی، ناچار به تصحیح این موارد خطا می باشیم.