جمعه, ۷ اردیبهشت , ۱۳۹۷
آخرین اخبار : 

تأمل برانگیز و حسرت آور در باب مهاجرت و کوچ های خواسته و ناخواسته ایرانیان / غلام محمد نارکی

نویسنده: غلام محمد نارکی

غلام محمد نارکی

نوشتاری هرچند کوتاه و مختصر اما تأمل برانگیز و حسرت آور در باب مهاجرت و کوچ های خواسته و ناخواسته ایرانیان.

علت مهاجرت در هر دوره از تاریخ ایران متفاوت است. برای مثال قبل از انقلاب ۵٧ و در سال های بعد از انقلاب ۵۷ ، دوره جنگ و تحریم در دوره های اخیر، عمده ترین زمان های مهاجرت بوده است.

برای چند نمونه به طور مثال قبل از انقلاب ۵٧ مهاجران کسانی بودند که از خانواده های دولتی و افراد مرفه و ثروتمند و کسانی که وابسته به رژیم سابق بودند را شامل می شدند. این افراد برای ادامه تحصیل می رفتند و در این میان تعدادی هم در کشور مربوطه می ماندند.

از اوایل سال ۵٧ به بعد، موج دیگری از مهاجرت اتفاق افتاد، عده زیادی که با انقلاب سازگاری نداشتند و وابسته به رژیم قبلی بودند، در سال ۵٧-۵۸ به تدریج مهاجرت کردند و از ایران رفتند و عده زیادی هم در در اواخر دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ مجبور به ترک کشور شدند که این مهاجرت ها بیشتر علت سیاسی داشت تا اقتصادی.

در دوره جنگ نیز عمدتا عده ای برای فرار از خدمت سربازی، امنیت و مسایلی از این قبیل مهاجرت کردند، البته در این دوره یکسری مهاجرت هایی هم وجود داشت که بیشتر برای تحصیل و تجارت بوده است، اما مهاجرت در دوره جنگ بیشتر مربوط به امنیت و فرار از سربازی بود.

در دهه ۶۰ و همینطور بعد از جنگ یک موج جمعیتی داشتیم، فرزندان این دوران به سن دانشگاه رسیدند و در نتیجه تعداد زیادی از آنها برای ادامه تحصیل و یافتن شغل مهاجرت کردند. البته یکسری مهاجرت ها هم به طور مستمر داشتیم که بیشتر مهاجرت متخصصان و تحصیل کرده ها و افراد صاحب تخصص بوده و در واقع اینها در همه دوره ها ادامه داشته است. چه در دوره جنگ و چه بعد از جنگ و چه در دوره اخیر، عمدتا این قضیه به دلیل تفاوت فرصت های شغلی درکشور ما و کشورهای اروپایی بوده است که در اصل یکسری فرصت های شغلی فراهم شده که ایرانی ها تخصص، دانش و مهارت آن را داشتند و مهاجرت کردند ضمن اینکه همه مشاغل کاملا تخصصی هم نبود. مثلا تکنسین ها، کسانی که کارگر فنی بودند، این افراد غالبا به کشورهایی مثل استرالیا، کانادا، انگلیس و آلمان مهاجرت می کردند تا فرصت های شغلی پیدا کنند.

در دوره های کنونی و سال های اخیر عمده مهاجرتها به دلیل عوامل اقتصادی و فشارهای امنیتی، سیاسی بوده است که خودِ من نیز شامل دسته آخر میشوم.

نزدیک به چهار دهه است که حکومت آخوندی، ضد بشری و ضد انسانیِ حاکم بر ایران به هر شکل ممکن قوانین ارتجاعی خود را بر مردم ایران تحمیل کرده و با سیاست های غلط حاکمیتی خود سخترین شرایط ممکن برای یک زندگی آرام و بدون دغدغه را پدید آورده است.

در ایران با شرایط کنونی هیچ انسان آزاده و دانایی، امیدی به فردای خود ندارد و علتش هم واقعیات موجود در ایران است.

واقعیت دردناک زندگی مردم ایران در تمام عمر حاکمیت جمهوری اسلامی.

نزدیک به چهل سال است که حکومت فاسد و خونخوار ملاها با وضع قوانین اسلامی-شیعی، شرایط را برای هر انسان آزاده، دگراندیش و تحول خواه، فارق از سن و نوع جنسیتش سخت و عذاب آور کرده و کوچکترین کورسوی امیدی برای رهایی و نجات از این نکبت و فلاکت باقی نگذاشته است. حکومتی که کوچکترین نقدی را نمی پذیرد و مخالفین خود را از طریق تهدید بازداشت شکنجه زندان اعدام و ترور، از بین میبرد.

در چنین شرایطی مردم ایران یا به علت حجم وسیعی از مشکلات و نابسامانی های موجود مجبور به تحمل و تحقیر انسانیت و فراموش کردن خواسته های خود میشوند و یا اگر شرایطش را داشته باشند مجبور به ترک کشور خود و مهاجرت یا پناهنده شدن به کشورهای مختلف جهان و تحمل سختی ها و رنج های دوری از وطن مادر زادی خود میشوند.

اگرچه ترک خاک و کشور کار آسانی برای هر مهاجر یا پناهجو نیست ولی ترجیح عاقلانه و منصافه این است که برای ادامه زندگی، در یک دنیای بهتر قدمی بردارند و در این مسیر گاهی باید پس انداز ناچیز زندگی خود و یا در بدترین شرایط گاها جان خود را در خطر از دست دادن قرار دهند، خواه به هدف برسند، خواه نرسند.

حال بطور مثال فردی را تصور کنید که در جریان انقلاب ۵٧ حضور فعال داشته و حتی در دوران بعد از انقلاب نشریات و کتاب های حزبش را برای آگاهی بیشتر جامعه اطراف خود، از اهداف و برنامه های حزب و سازمانش در دسترس عموم قرار میداده و به جرم دفاع از حزب خود بارها تهدید، بازداشت، شکنجه و راهی زندان شده و در مقطعی از سالهای سیاه دهه ۶۰، در آن دوران خفقان، سرکوب و اعدام، به جرم برادری با یکی از رهبران حزب کمونیست ایران(حزب کمونیست کارگری ایران) تا پای دار هم رفته است.

کسی که بعد از حادثه تلخ و غم بار ترور رفیق غلام کشاورز در لارناکای قبرس تحت شدیدترین شکنجه ها برای پرداخت هزینه اسلحه و تیر شلیک شده به مغز برادر خودش قرار گرفت و صبورانه آن دوران را تحمل کرد تا موفق به رهایی از دست خونخواران و جلادان آن دوران شد.

عکس زنده یاد غلام کشاورز که در روز ۴ شهریور ۱۳۶۸ در شهر لارناکای قبرس توسط تروریست های جمهوری اسلامی، ترور شد.

و سپس، با تغییر راه و روش خود، برای رسیدن به حقوق اولیه انسانی جامعه کارگری تلاشش را دو چندان کرد و در این راه بارها توسط ادارات مخوف اطلاعاتی رژیم و عوامل سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی احضار و تهدید به زندان و مرگ شد تا جایی که حتی در این راه دو فرزند خود را، که هر دو از شجاعت های مثال زدنی در مقابله با ظلم و زورگویی رژیم بودن، به طور مشکوکی از دست داد و توسط همان عوامل از پیگیری نحوه مرگ پسرانش منع شد.

پس از سالها دوری از آن دوران سیاه، تلخ و غم آلود و بعد از مرگ مادر عزیزش برای دیدار با برداری که بیش از ۳۰ سال او را ندیده بود به اروپا آمد و بعد از تازه کردن دیدار با دیگر رفیقان و حضور در راهپیمایی روز کارگر به ایران برگشت.

پس از برگشت توسط عوامل امنیتی احضار و بعد از بازجویی و همچنین یادآوری مسائل و اتفاقات گذشته، به اخراج از کار و زندان تهدید شد.

در چنین شرایطی برای این چنین انسان هایی که تنها داشته یشان آرمان حزبشان و اهداف بلند رهایی انسانها و احقاق حقوق کارگر در برابر ظالمان است راهی بجز تکرار دوباره تاریخ زندگی خود، و تغییر راه و روش رسیدن به اهدافش به نوعی دیگر، و همچنین فرار از کشته شدن، و پناهنده شدن در کشور دیگر نمی ماند تا بتوانند با فعالیت آزادتر و امید بیشتری به اهداف خود و حزبشان برسند.

به امید یک دنیای بهتر برای یک زندگی بهتر…

gholammohammad.naraki@yahoo.com

Gholam Mohammad Naraki

منبع: خبر سایت پناهندگان ایرانی