جمعه, ۷ اردیبهشت , ۱۳۹۷
آخرین اخبار : 

اسباب خجالت خاتمی و موسوی و بقیه اصلاح‌طلبان / مهدی جلالی تهرانی

نویسنده: مهدی جلالی تهرانی

مصاحبه‌ای با شبکه کلمه داشتم که این جمعه پخش می‌شود. در بین مصاحبه از انقلاب‌های بدون رهبر گفتم و موفقیت انقلاب تونس [به عنوان اولین انقلاب کشورهای عرب که به دموکراسی انجامید] و این که آیا ما در آن جا رهبری می‌شناسیم؟ آقای احراری پاسخ داد راشد الغنوشی را می‌شناسد هرچند او رهبری به عهده نگرفت.

بردن نام این مرد بزرگ مرا واداشت که این جا باز او را یادآوری کنم و چرا اکنون نام او مطرح نیست. من او را پیامبر دوران معاصر خاورمیانه خواندم.

راشد الغنوشی بدون شک پرنفوذترین فرد در تونس است. یا بود. او می‌توانست مانند خمینی انقلاب تونس را به دست بگیرد و حکومت اسلامی پایه‌گذاری کند. کاملا این توانایی را داشت و هیچ شخصیت سیاسی و یا کشوری نمی‌توانست در برابر او بایستد. مگر خود مردم.

اما چرا راشد الغنوشی پیامبر است؟ پیام او چه بود؟ و چرا اکنون در خاورمیانه درباره او چیزی نمی‌شنویم؟

پاسخ اجمالی این است که راشد سکولار شد، و پیام او سکولاریزم و گفتن «نه» به هرگونه اسلام‌گرایی سیاسی و روشنفکری مذهبی است. او رهبر مهمترین و ریشه‌دارترین حزب تونس ـ حزب النهضت ـ بود. این حزب از شاخه‌های اصلی اخوان‌المسلمین در منطقه خاورمیانه بود. مقایسه حزب‌ النهضت تونس در برابر سابقه و ریشه اصلاح‌طلبان کشور خودمان مقایسه فیل و فنجان است.

راشد در جوانی حتا تحت تاثیر خمینی قرار گرفت و درباره او کتاب نوشت. اما هنگام انقلاب تونس ـ و وقتی افکارعمومی ترسیده بودند که مبادا او بخواهد راه خمینی را ادامه دهد ـ صریحا گفت که راه او جداست. با وجود فشار بسیار شدید اخوان‌المسلمین مصر و دیگر کشورها، و همچنین فشار بسیارشدید جامعه مذهبی تونس، او کنار ایستاد و توافق کرد که قانون اساسی باید همه مذاهب از جمله بی‌خدایی را جزو اعتقادات رسمی آن کشور بداند و هیچ باوری بر باور دیگر غلبه نداشته باشد. همین عمل راشد الغنوشی باعث شد، سلفی‌های تونس ـ بخصوص جوانان ـ از او فاصله بگیرند و حتا بسیاری از آنان جذب داعش شدند. تونس کماکان با مسئله تروریسم دست به گریبان است. اما خوشبختانه توانسته جامعه خود را تا حدود زیادی مصون نگه دارد.

مرگ بر حسن روحانی قاتل و جنایتکار ـ مرگ بر جمهوری اسلامی ـ مرگ بر اصلاح طلبان اسلامی. سکولاریسم برای ایران.

راشد الغنوشی به توافق بر سر قانون اساسی سکولار هم بسنده نکرد. او می‌توانست کماکان حزب اسلامی خود را در چارچوب این قانون اساسی پیش ببرد و وارد رقابت دموکراتیک بشود. اما مدتی بعد اعلام کرد که اصولا دوره اسلام سیاسی به پایان رسیده و حزب خود را نیز سکولار کرد.

نه اصلاح‌طلبان ما و نه هیچ کدام از اسلام‌گرایان منطقه اکنون نام او را نمی‌برند چرا که باعث خجالت خودشان است. اما تاریخ نام او را به خاطر خواهد سپرد. به او احترام می‌گذارم و مشتاقم روزی دیدارش کنم.