شنبه, ۲۷ آبان , ۱۳۹۶
آخرین اخبار : 

محمد و زنان

«حبب الی من دنیاکم الطیب و النساء و جعلت قره عینی فی الصلاه‌»

محمد و زنان عزیزترین های دنیای شما نزد من غذاهای خوشمزه و زنان هستند که در هنگام نماز نور چشمم هستند.

( روایت شده در النسائی  و الحاکم به روایت از انس و همچنین به گفته صحیح با شرط مسلم )

 اطلاعاتی که از منابع تاریخی بدست آمده نشان میدهد که محمد دوران زندگی خود را در زهد و پاکی به سر برده و برخلاف جوانان هم سن و سال خود غرق لذتهای جنسی نشده بود، اولین تجربه جنسی زنگانی او ازدواجش با خدیجه بود که حدود ۱۵ سال از او بزرگتر بود( محمد در سن ۲۵ سالگی با خدیجه ۴۰ ساله ازدواج کرد) .

 محمد ۲۵ سال با خدیجه زندگی کرد و در این مدت نسبتا طولانی اصلا به فکر ازدواج مجدد یا داشتن زن صیغه ای نیافتاده بود، با اینکه این امر در مجتمعی مثل مکه آن زمان امری رایج بوده..اما به محض وفات خدیجه انقلاب و دگرگونی در شخصیت محمد به وقوع  پیوست.. او در طی مدت ۱۳ سال بعد از وفات خدیجه با ۱۱ زن ازدواج کرد و حتی با ۹ تای آنها همزمان زندگی میکرد. بدیهی است که این سؤال برای هر کنجکاوی پیش می آید که راز این تغییر بزرگ در زندگی شخصی محمد چه بوده؟!

 خانم دکتر سلوی بلحاج الغایب در کتاب خود دثریتی یا خدیجه ( مرا پوشش بده ای خدیجه) می گوید: به نظر من خدیجه با قدرت معنوی و مادی برترش نسبت به محمد مانع از ایجاد این فکر در محمد شد که برایش هوو بیاورد، خدیجه برای محمدی که هم یتیم بود و هم بینوا از یکسو همسر و مادر بود و از سوی دیگر عائله مند (‌مادر خرج) ، ووجدک عائلا فاغنی (‌همانا ترا نیازمند دید پس بی نیاز ساخت )‌ آیه قرآنی. بدین طریق با توان شخصیتی خود بر محمد مسلط بود، و با این شرایط برای محمد دشوار می نمود که به دیگری فکر کند وبرای خدیجه هم ممکن نبود که به هوو و یا کنیزی رضایت دهد، (أمه ص ۱۰۷)

بعد از مرگ خدیجه ، محمد نخست با یک زن نسبتا مسن به نام ? سوده بنت زمعه ? ازدواج میکند و بعد او را طلاق میدهد.. یا نیت طلاقش را ( طبق برخی از روایات ) بعد از پیر شدنش داشته.. پس سوده به محمد التماس میکند که اورا باز گرداند ( یا از فکر طلاق منصرف شود) در مقابل شب خودرا به عائشه که سوگلی محمد بود ببخشد.. پس محمد موافقت میکند و سوده به همسری در سایه تبدیل می شود. (محمد هر شباه روزی را در منزل یکی از همسرانش به سر میکرد و اکثرا سعی میکرد که نوبت را رعایت کند مگر در مواردی اندک که بعضی از آنها مایه آبروریزی هم برای او شده بود، باید به این نکته اشاره کرد که این امر نه بخاطر خصلت عادلانه پیامبر خدا بوده بلکه به خاطر رسمی بوده که اعراب از زمان جاهلیت داشته اند).

 این ازدواج راه را برای ازدواجهای بعدی محمد باز میکند و پیامد آن همسران دیگر است و اگر کمی انصاف به خرج دهیم باید بگوییم آنچه شخصیت محمد را متحول ساخت یکی وفات خدیجه ( مانع بزرگ روانی ) و دیگری پست و مقام سیاسی جدید او به عنوان پیامبر و رهبر سیاسی و فرمانده نظامی بود. چنانکه فرمانده در غنائم جنگی نیز سهمی دارد که لزوما زنها هم جزو آن سهم بوده اند ( مانند صفیه دختر حیی  و جویریه دختر الحارث ) ، محمد دیگر به زندگانی عیش و نوش بازگشته بود ، همان زندگانی که تمام همتایان او در آن پست سیاسی و آن جایگاه رهبری داشته و دارند. محمد هم از این قاعده مستثنی نبود و به دنبال افزایش دادن تعداد همسران و هم بسترانش شد اگر چه این کار او در چارچوب قانونی اخلاقی و مذهبی بود.

قوانین اسلامی عربی، آخوندها، و جمهوری اسلامی در ایران اسلام زده، دشمنان قسم خورده حقوق زنان با مردان هستند. در اسلام همه چیز به نفع مردان و قوانین مردسالارانه حکومت میکند.

البته نوشتارهای اسلامی معاصر سعی میکنند توجیهاتی را درباره این تعداد زیاد ازدواجها ارائه دهند بنابراین می بینیم که درجایی این ازدواج بر طبق منافع اجتماعی توجیه می شود و در جای دیگر همسو با منافع سیاسی و دیپلماتیک آن زمان و گاهی هم برقرار کردن نظم و قانون معین و یا حتی برای نرم کردن دلهای مشرکین و کفار و جذب آنها به اسلام.. و یا غیره.. بدین ترتیب تعداد توجیهات به اندازه تعداد همسران او زیاد می شوند اما بعد اجتماعی این بخش از زندگی محمد همچنان پنهان می ماند . واضح و روشن است که این توجیهات را نوشتارهایی از نویسندگان اسلامی به گونه ای رهبری می کنند تا بدان جا که در بسیاری از موارد مصنوعی و ساختگی به نظر می رسند واینجا سؤالاتی در ذهن پیش می آید:

اگر در پشت پرده هر ازدواج محمد حکمت و هدفی سیاسی یا دینی ویژه ای بوده پس چرا محمد از این روش ( روش ازدواج‌)‌ در آغاز فراخوان و دعوت اسلام گرایی خویش و در زمان زندگی خدیجه استفاده نکرد؟ تا دلهای مشرکین را جذب کند و از آزار آنها در امان باشد ، و یا اینکه قوت قلبی برای دوستان خود  و هم پیمانان خویش از طائفه مؤمنین باشد یا اینکه برای تحقق بخشیدن به منافع سیاسی یا دینی ا ز آن استفاده کند چه بسا که در آن دوران آغازین فراخوان شرایط برای او سختتر و بسی دشوارتر می نمود!

ایران را از وجود ننگین مفت خور ها و آخوند های سربار و جنایتکار و عقب مانده و دشمن ایران آزاد خواهیم کرد.

در حقیقت در اینجا نکته مهمی است که اسلامیون نه تنها در اجتناب از آن اصرار می ورزند بلکه سعی در پنهان نمودن آن نیز دارند ! و آن وجه تشابه مشترکی است که تقریبا در تمامی ازدواجهای محمد بوده و آن ? زیبایی ? است.  محمد هم یک انسان بوده و همانند تمامی مردان عاشق زیبایی ، (‌ ? ابن الجوزی? می گوید: عایشه را انتخاب کرد چون اعجاب برانگیز بود، و زینب را پس از دیدار تحسین کرد و با او ازدواج کرد، همچنین در انتخاب شکار خویش کافی بود هر زنی را برای او وصف میکردند تا به خواستگاریش میرفت همانند ? صفیه? . ? صید الخاطر:۱۸?) .  روشن است که زیبایی و قشنگی نزد اکثر زنان محمد وجود داشته برخلاف آنچه که نوشتارهای کلاسیک مذهبی تلاش می کنند سیمائی متفاوت از زنان محمد ارائه دهند به عنوان مثال: واژه هایی همچون ? بیوه زنان? یا ? مطلقه? هایی که به علت عدم داشتن زیبایی نمی توانستند مورد توجه قرار گیرند .( زنان پیامبر نوشته محمد أبوبکر: ص۱۲)

برای اینکه بیشتر با حالتهای روانی محمد در هنگام گزینش همسر یا بهتر بگوییم همسران آشنا شویم بد نیست به روایاتی که دراین زمینه از اصحاب و یاران و همچنین همسر  حسود  او  (عایشه‌) در کتابهای تاریخ آمده نمونه هایی را بازنگری کنیم و بپردازیم به مختصری از علت انتخاب این همسران توسط او، امید است که بتوانم به زودی درباره روش گزینش و به همسر گرفتن این زنان هم در نوشته های بعدی نقشی در روشن نمودن این بخش از زندگی محمد ایفا کنم.

تصویری از زنان محمد،

ام سلمه،

عایشه : هنگامی که پیامبر با ام سلمه ازدواج کرد بسیار ناراحت شدم و از اینکه مردم زیبایی او را وصف میکردند ناراحتی من دوچندان شد، پس برای دیدنش بی تابی کردم و هنگامی که او را دیدم چندین برابر آنچه را که از حسن و زیبایی اش برایم گفته بودند را دراو دیدم. (‌المنتظم:۲۰۸/۳)

زینب دختر جحش،

زنی بود زیبا..( الطبری ۲/۲۳۲) ?یک بار محمد برای دیدن شوهر زینب، زید که  پسر خوانده خویش  نیز بود به در منزلش رفت و زینب را با پوششی خانگی و نیمه عریان دید پس سرش را پایین انداخت و زید را خواست زینب جواب داد: ای پیامبر اینجا نیست.. بفرما داخل.. پیامبر خودداری کرد وهنگامی که پیامبر از او درخواست کرد رفت و با عجله لباسش را پوشید اما پیامبر مجذوب او شد و برگشت و زیر لب زمزمه ای کرد و گفت :‌ سبحان الله العظیم مصرف القلوب..( پناه میبرم به پروردگاری که بازدارنده دلهاست) پس زید به نزد پیامبر آمد و گفت:‌شاید زینب را پسندیده باشی؟ پیامبر در جواب گفت :‌همسرت را نگه دار، پس  از آن زید زینب را ترک کرد و پیامبر او را به عقد خویش در آورد.( الطبری ۲/۲۳۱)  اما القرطبی اضافه میکند : روزی (ص) نزد زینب آمد و زید را خواست پس زینب از جا برخاست و سفید و زیبا و خوش اندام بود و یکی از زیباترین زنان قریش به شمار می آمد، پس اورا پسندید و گفت :‌سبحان المقلب القلوب ( پناه میبرم به پروردگاری که دلها را دگرگون می کند).. وگفته شده که خداوند نسیمی را فرستاده تا حجاب میان پیامبر و زینب نیمه عریان را کنار بزند پس هنگامی که زینب را دید مهر او در دلش افتاد.(‌القرطبی در تفسیر آیه ۳۷ از سوره الاحزاب) . ( البته روایات در این زمینه بسیارند و متفاوت اما این اختلاف نظرها همگی در جزئیات است )

متن کامل آیه ۳۷ سوره الاحزاب: واذ تقول للذی انعم الله علیه و انعمت علیه امسک علیک زوجک و اتق الله و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه و تخشی الناس و الله احق ان تخشه فلما قضی زید منها و طرا زوجناکها لکیلا یکون علی المؤمنین حرج فی ازواج ادعیآئهم  اذا قضوا منهن و طرا و کان امر الله مفعولا? ( و چون تو با آنکس که خدایش نعمت اسلام بخشید و تواش نعمت آزادی ?‌ یعنی زید حارثه‌‌  و بنصیحت گفتی برو زنی را که همسرت است ( زینب دختر عمه پیغمبر) نگهدار و از خدا بترس و ? طلاقش مده? و آنچه دردل پنهان داشتی خدا آشکار خواست و تو از مخالفت و سرزنش خلق ترسیدی و از خدا سزاوارتر بود که بترسی پس ما هم چون زید از آن زن کام دل گرفت. طلاقش داد. او را بنکاح تو در آوردیم تا بعد ازاین مؤمنان در نکاح زنان پسر خوانده خود که از آنها کامیاب شدند. و طلاق دادند. بر خویش گناهی نپندارند و فرمان خدا بانجام رسید).

جویریه بنت الحارث،

در سال ششم هجری به غنیمت گرفته شد، از خاطرات عایشه: هنگامی که پیامبر غنائم بنی المصطلق را تقسیم میکرد جویریه در قرعه ای بنام ثابت بن قیس الشماس ثبت گردید پس صیغه او شد، و زنی بود زیبا و با نمک و هرکه او را میدید در دلش می نشست، او ناراحت نزد پیامبر آمد و ازاو دراین قرعه و سرنوشت خود کمک خواست ، به خدا سوگند تا او را کنار در اتاقم دیدم از او بدم آمد ـ از روی حسادت‌ – و دانستم که پیامبر هم آنچه را که من دیده ام خواهد دید!! پس هنگامی که وارد شد گفت: ای پیامبر خدا من جویریه دختر الحارث سرور و مهتر قومش هستم و دچار بلائی شده ام که از شما پنهان نمی باشد پس آمدم تا به من در این قرعه ای که بنامم افتاده یاری دهی . پس پیامبر به او پاسخ داد: اگر بهتری ترا باشد می پذیری؟ او گفت :‌و او کیست ای پیامبر؟ به او جواب داد: ترا از این محکومیت آزاد میکنم و با تو ازدواج میکنم، جواب داد : بله موافقم . قابل ذکر است که جویریه در آن هنگام ۲۰ ساله بود. (‌سیره ابن هشام : ۲/۲۹۴)

صفیه بنت حیی،

 او یهودی تبار و زیبایی بی همتا بود (‌نورانی ترین در میان زنان، الاصابه :‌۸/۱۲۶) ، محمد او را از میان غنائم خیبر برگزیده بود ( تفسیر ابن کثیر:۳/۸۲۳)، و منتظر بازگشتش به مدینه نماند و در میان راه با او همبستر شد!! ( السمط الثمین:۸۱) . ]گویا در این شرایط بازهم منافع سیاسی و حکومتی اسلام در میان بوده!![

عایشه،

 او یک حالت  منحصر به فردی بود و جای بسی تأمل دارد، محمد اورا در سن ۶ سالگی به عقد خویش در آورد و هنگامی که دختری ۹ ساله بود با او همبستر شد.. سن محمد در آن هنگام ۵۲ سال بود یعنی تقریبا هم سن پدرش و رابطه میان محمد و عائشه بیشتر شبیه به بچه و پدر بزرگش بود. اینطور که از شواهد پیداست محمد این مسئله را متوجه شده بود پس او را آزاد گذاشت تا دوران بچگی اش را همانگونه که میخواهد سپری کند و این امر در روحیه و روان او اثرات منفی خطرناکی را  بدنبال داشت که تاثیر آن حتی در تاریخ اسلام و  برخی از تصمیم گیریهای  مهم سیاسی به خوبی  روشن است. و روایت کرده اند که عایشه عروسک بازی را دوست می داشت ـ‌همانند بقیه بچه ها ـ‌ و با اینکه اوهمزمان همسر و بچه بود محمد دوستان هم سن و سالش را دعوت می کرد تا با او بازی کنند. عایشه سفید رویی زیبا بود و محمد گاهی او را ?حمیر? یعنی قرمزی و گاهی بور میخواند.

سوده و حفصه،

جای دارد در میان زنان محمد کمی از سوده و حفصه نیز بگوئیم،

سوده دومین همسر محمد پس از خدیجه بود و او بیوه زنی مسن بود که زیبایی چندانی نداشت و به قول معروف آش دهن سوزی نبود بدین ترتیب بدیهی است که نمیتوانست راهی به دل محمد بیابد (‌او مردی بود عاشق زیبایی) ، پس محمد تصمیم به طلاق دادنش می گیرد‌‌ ( روایات بسیاری طلاق او را تأیید می کنند ) ولی همانطور که گفته شد او با التماس کردن و بخشیدن شب خود به عایشه او را ازاین کار منصرف می کند ، و فقط سرپناهی برای خود نگاه می دارد.

اما حفصه ، او دختر عمر بود ]همان عمر معروف که دشمن اسلام معرفی می گردد[ او هم همچون سوده به اندازه کافی زیبایی نداشت و دیگر لازم به ذکر نیست که چه مشکلات بزرگی میان محمد و حفصه بوده، و از بسیاری از روایات نقل شده که اورا بیش از یکبار طلاق داده( ابن کثیر:۸۲۹) ]جای دارد در اینجا برای روشن شدن ذهن خواننده ایرانی یک توضیح مختصری بدهم که تا به امروزهم در میان تازیان که یکی از قوانین اسلامی هم می باشد رسم است که زن را فقط به مجرد جاری کردن لفظ ?طلاق? مطلقه به شمار می آورند و بر مرد خود حرام میگردد مگر اینکه مرد دوباره او را بازگرداند و او اینکار را فقط برای سه بار میتواند انجام دهد نه بیشتر مگر اینکه محلل شرعی وجود داشته باشد، پس خواننده گرامی از بکار بردن جملاتی همچون چندین بار طلاق و طلاق و بازگشت زیاد شگفت زده نشود[ . اما محمد نتوانست حفصه را کاملا ترک کند شاید بخاطر اینکه او دختر مرد با نفوذی مثل عمر بوده.

و در پایان روایتی از ?اسماء دختر النعمان الجوئیه? است که نشان میدهد محمد میخواسته با او ازدواج کند ولی پس از توطئه عایشه که توانسته بود اسماء ساده لوح را قانع کند تا هنگامی که محمد به او نزدیک میشود پناه ببرد به خدا(أعوذ بالله بگوید) از این کار خود سرباز زد، اما چرا عایشه دست به چنین دسیسه ای زد؟ خود عایشه در این باره می گوید: اسماء یکی از زیباترین زنان بود، پس ترسیدیم ( منظور همه همسران) که برای رسیدن به او ــ محمد ــ  بر ما چیره شود.(السمط الثمین :‌۱۲۶)

ماریه‌ القبطیه،

   شاید بد نباشد به جز زنان پیامبر به یک حالت استثنائی هم اشاره ای هر چند کوتاه داشته باشیم و او ماریای زیبا است،  ?ماریا? همسر نبود بلکه کنیزو صیغه ای بود و محمد با دیگرانی همچون او همبستر می شد چون پیامبر رحمت و انسانیت به ۱۱ همسر اکتفا نکرده بود بلکه زنانی رانیز به حرمسرای خود افزوده بود. از اصحاب سیرت(‌چون زادالمعاد)‌ نقل شده  که محمد چهار صیغه ای داشت که البته مشهورترین آنها در تاریخ ? ماریه القبطی? بوده به دو علت یک آنکه مادر تنها پسرش ابراهیم بوده و دیگری اینکه او قهرمان  داستانی شگفت آور بوده ، جای دارد چکیده ای از این داستان را با هم بخوانیم: روایت است که ماریا به زنا با پسر عموی خویش ?مأبور القبطی? متهم شده بود و هنگامی که محمد از موضوع مطلع گردید بسیار خشمگین شد و بدون اینکه سعی در تحقیق و بازجوئی کند دستور قتل مأبور را صار میکند و علی ( امام رحمت ) را مامور اجرای این قتل می کند، علی هم سراسیمه برای اجرای حکم الهی به دنبال ?مابور? میرود و او را در برکه ای در حال استحمام میبیند، پس با صدای دلخراشش نعره میزند:]تمامی این اوصاف برگرفته از متن نسخه اصلی است و نویسنده از استفاده از این واژه های خشن بی گناه است[ بیا بیرون ای دشمن خدا تا سرت را از تنت جدا کنم . پس بیچاره مابور هراسان لخت و عریان از برکه بیرون می آید و علی به او نگاهی می اندازد (‌کسی که گویند در تمام دوران زندگانیش حتی به عورت خود هم نگاه نکرده بود )‌ و متوجه می شود که مابود خاجه و اخته شده است (‌در روایت مجبوب آمده است: مقطوع الآله ـ منظور البته آلت تناسلی است ـ ) پس نزد پیامبر باز میگردد و به محمد مژده می دهد و محمد را خوشحال میکند تا بدانجا که محمد فریاد می زند : بیگناهی ماریا ثابت شد? اگرچه در رابطه با این داستان قلمها گاهی زیاده روی کرده اند و حتی برائتی ( بی گناهی‌) را که در سوره ? النور ? آمده را مربوط به داستان ماریای زیبا می دانند.

نویسنده: شهاب الدمشقی

برگردان: کیانوش

نکته، در برگردان این نوشته تلاش نمودم که ذهن خواننده ایرانی را نسبت به مسائل و قوانین تازیان آن زمان که برخی از آنها هنوز هم پا برجاست روشن سازم ولی یک نکته هم در پایان اضافه کنم که در زمان جاهلیت مرد برای گزینش همسر خود نمیتوانسته او را پیش از عقد ببیند و فقط از راه وصف و توضیحی که برایش می دادند به خواستگاری می رفته ، البته این شامل حال کنیزان و غنائم جنگی نمی شد چون به هرحال آنان را در معرض دید قرار می دادند .