چهارشنبه, ۲۶ مهر , ۱۳۹۶
آخرین اخبار : 

آن سوی کارورزی / ساناز اله یاری 

نویسنده: ساناز اله یاری 

قانون کار ایران یکی از بی قانون ترین قوانین حمایتی از نیروی کار است و در راستای همین بی قانونی مواد و طرح هایی را تصویب می کند که جزعقب راندن دستاوردهای مبارزات کارگران چیزی نداشته است.

تصویب طرح کارورزی یکی از بی حقوق ترین طرح هایی است که این وزارت کار و رفاه اجتماعی به اجرا در آورده است. اینکه فارغ التحصیلان دانشگاهی باید بیگاری بکشند و بعد وارد بازار کار شوند مصداق بارز برده داری است که در قالب قانون، نوین شده است. توجیه این طرح از جانب وزارت کار این گونه است که فارغ التحصیلان با شرکت در این طرح می توانند تخصص عملی برای ورود به بازار کار را به دست آورند، ولی اتفاقی که در واقعیت می افتد حقیقتی است که پشت این طرح نهفته است(دستان نامرئی بی قانونی برای به زیر خط فقر بردن قشر زحمت کش جامعه).

از فقر و بدبختی اکثریت ایرانیان تا زندگی اشرافی آخوند ها و سران و گماشتگان و چماقداران جمهوری اسلامی.

 جزئیات طرح کارورزی

در این طرح تصویب شده است، افراد مشمول که حداکثرسه سال از دریافت آخرین مدرک تحصیلی شان گذشته است در پایه های کاردانی، کارشناسی ، کارشناسی ارشد ، دکتری و بین رده سنی ۲۳ تا ۳۲ سال می توانند با ثبت نام در سامانه کارورزی برای اشتغال اعلام آمادگی نمایند و مدت زمان دوره کارورزی بری هر فرد حداقل ۴ ماه و حداکثر ۶ ماه در نظر گرفته شده است. زمانی که کارورز مشغول به کار می شود دیگر نمی تواند ادامه تحصیل بدهد و از مشمولین این طرح خارج می شود. کارورزدر این دوره با ۴۴ ساعت کار در هفته می تواند درآمدی برابر یا یک سوم حقوق پایه ی وزارت کار معادل ۳۱۰ هزار تومان را دریافت کند، وهمچنین در این طرح آمده است که کارفرما هیچ تعهدی نسبت به استخدام کارورز ندارد و می تواند یک جانبه قرارداد را فسخ نماید و کارورز دیگری را استخدام کند. دولت برای ایجاد تمایل برای کارفرما در جهت جذب و استخدام کارورز معافیت حق بیمه سهم کارفرما به مدت  دو سال را پیشنهاد داده است تا کارفرمایان بعد از گذراندن دوره کارورزی فرد را استخدام نمایند. دولت این طرح را با عنوان ایجاد اشتغال زایی ۱۵۰ هزار نفر در سال فارغ التحصیلان اجرایی کرده است. “گویا بحران بیکاری علتش نبود تخصص کارگران است”.

 واقعیت طرح کارورزی

مخالفت با این طرح بدرستی می تواند اهداف پشت این طرح را در سطح کلان آشکار نماید، چرا که تاثیر این طرح همچون سایه ی شومی است که بر معیشت میلیون ها خانواده ی کارگری گسترده شده است. درباره طرح کارورزی که در ایران به اجرا در آمده است و در سطح و محدوده ی خود طرح، که چه تفاوت هایی با اجرای این طرح در کشورهای دیگر دارد مواردی است که دلایل بردگی نوین این طرح را نشان می دهد.

اینکه دولت برای کارورز درآمد یک سومی حقوق پایه را در نظر گرفته است عین بیگاری کشیدن از کارورز است. اگر دولت با تعیین این سطح دستمزد برای خود می خواهد آمار اشتغال را بالا ببرد امری نیست که بهایش را “کارورز” بپردازد.  دولت برای دوره کارورزی می بایست دستمزدی را تعیین کند که کارورز با آن بتواند نیازهای اولیه ی زندگی خود را تامین نماید و اگر می خواهد با این سطح دستمزد از کارفرما حمایت کند به کارورز هیچ دخلی ندارد و باید کسری را خود دولت پرداخت کند. همچنین در این طرح هیچ قانون حمایتی از کارورز وجود ندارد، به طوری که امنیت شغلی برای کارورز وجود ندارد. در این طرح کارفرما هیچ گونه تعهدی مبنی بر استخدام ندارد و می تواند بدون هیچ نگرانی و عواقبی یک نیروی کار رایگان داشته باشد و آن را استثمار کند و بعد از گذرانیدن این دوره فرد یا افراد دیگری را به کار بگیرد. دولت در این طرح نباید دست کارفرما را باز بگذارد تا هرگونه برخوردی که خواست را بتواند با کارورز داشته باشد. باید از همان روز اول که کارورز شروع به کار می کند از تمامی موارد قانون کار بهره مند باشد و بیمه شود و در صورت بیکاری از حقوق بیمه بیکاری برخوردار شود. تمامی این امتیازاتی که حاکمیت برای کارفرما و خود در نظر گرفته است، به این صورت که بدون هیچ هزینه ای نیروی کار نه تنها ارزان بلکه رایگان روانه بازار کار کند، نشان از هدف کلان ضد کارگریِ دیگری را می دهد.

فقر و بدبختی و بیکاری و اعتیاد و طلاق و آوارگی و میلیون ها درد بی درمان در ایران بیداد میکند.

حال تاثیر کلانی که این طرح بر زندگی طبقه ی کارگردارد،  رقابت و دامی است که حاکمیت با پهن کردن  طوری می خواهد نیروی کار ارزان را روانه ی بازار کار نماید تا از این طریق بتواند چپاول بیشتری از نیروی کار داشته باشد.  ورود سیل عظیمی از نیروی کار ارزان به بهانه کارآموزی به بازار کار مانند سونامی است که سطح حقوق و دستمزد را پایین می آورد و قدرت طبقه ی کارگر را برای برخورداری از حقوق و دستمزد برای یک زندگی انسانی را کاهش می دهد و همچنین امنیت شغلی را برای دیگر کارگران به خطر می اندازد. برای کارفرما از این چه بهتر می تواند وجود داشته باشد که در چهارچوب بی قانونی قانون کار، بتواند بدون هیچ فشاری از قِبل نیروی کار ارزان انباشت سرمایه بیشتر کند و بالای سر کارگران این چوب را در دست داشته باشد که اگر هرگونه اعتراض و ابرازناراحتی کنید، اخراج خواهید شد. چرا که پشت این در هزاران نیروی کار جوانتر و بیکار وجود دارد که آرزوی یک ساعت کار در سر دارند. بله این منتی است که حاکمیت و طبقه اش بر طبقه ی کارگر و کارورز دارد، شما “کار” دارید.

بحران رکودی- تورمی و مالی که حاکمیت دچار آن است دولت را به این فکر انداخته است که بیش از پیش به معیشت و زندگی و درآمد ناچیز طبقه ی کارگر هجوم ببرد و از این طریق بازار جذابی برای سرمایه گذاری های خارجی را بوجود آورد. طرح کارورزی با ایجاد فضای رقابتی در بین قشر طبقه ی مزدبگیر به بهانه اشتغال، با ایجاد فضای چند دستگی مثل کارگر افغانی و کارورز و امثال این ها سعی می کند تا اتحاد طبقه ی کارگر را از بین ببرد و درون طبقه ی کارگر شکاف ایجاد کند. طرح کارورزی یا “کاج” باید از طرف فعالین کارگری و دانشجویان سرکوب شود و به آن ریشه ای تر پرداخته شود، تا ابعاد ضد کارگری آن آشکار شود. برای نقد این طرح باید نگاهی به عمق قدرت و منطق طبقه ی حاکم انداخت، اینکه برای انباشت سرمایه ی بیشتر و فرار از بحران، حاضر به انجام چه طرح هایی از این قبیل هستند. قانون کار ایران سرتا سر پر از تبصره ها و درزهایی است که دست کارفرمایان را برای استثمار بیشتر باز می گذارد. کارفرمایان در ایران به پشتوانه ی قانون کارِ ضد کارگری اش به راحتی می توانند چندین ماه حقوق و دستمزد کارگران را پرداخت نکنند و حق بیمه شان را نپردازند. به آسودگی می توانند کارگران را با قراردادهای موقت و یا حتی بدون قرارداد به کار بگیرند، بدون اینکه امنیت شغلی داشته باشند. در ایران به برکت حاکمیتِ آن، عرصه برای  هجوم و چپاول زندگی طبقه ی کارگر به نحوی مهیا است که اگر کارگران برای حقوق معوقه شان اعتراض کنند، نیروهای ضد شورش و ماموران انتظامی با باتوم و شلاق با آنها برخورد می کنند “اعتراض کارگران هپکو ، آذراب “.

طبقه ی کارگر با اتحادش تحت هر شرایطی به حاکمیت می تواند بفهماند که هرگونه بی حقوقی به قشر مزدبگیر بی تاثیر به کل طبقه ی کارگر نیست و نمی تواند با فراغ بال هر لایحه و طرحی را با هر عنوان به تصویب برساند و زندگی کل زحمت کشان را تهدید کند. دولت نمی تواند به بهانه ی اشتغال زایی سطح حقوق و دستمزد را پایین نگه دارد و امنیت شغلی را از بین ببرد و اگر هر طرحی را در این راستا می خواهد اجرایی کند باید با در نظر گرفتن این امر باشد که طبقه ی کارگر اگر بیکار داشته باشد باید بیمه بیکاری دریافت کند و اگر کار دارد باید حقوق و دستمزدی را دریافت کند که بتواند زندگی خود و خانواده اش را در سطح زندگی انسانی تامین نماید. و این شامل تمامی کارگران می شود حال کارورز باشد .  

مهر ۱۳۹۶