پنج شنبه, ۲۳ آذر , ۱۳۹۶
آخرین اخبار : 

مراد شیخی: چند دلیل اساسی برای فرار مغزها از ایران و پناهنده شدن به کشورهای غربی

مراد شیخی

فرار مغز ها و یا نخبه ها و متخصصین از ایران موضوعی بسیاز مهم و جدی است که پی آمدش نیز آسیب های هنگفت به ایران چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ علمی و اقتصادی و فرهنگی و غیره میرساند.

اصولا هر کشوری در دنیا بمنظور پیشرفت کردن نیازمند اساسی به متخصصین و دانشنمدان و نخبه های داخل کشور دارد و در کشورهای که دارای این  باشند، با بسیاری از موانع و مشکلات روبرو خواهند شد و بناچار وابسته به دیگر کشورهای پیشرفته باشند و میلیاردها از ثروت و منابع ملی را به جیب بلد کارهای خارجی واریز نمایند.

“به گزارش رادیو فردا با خروج سالانه بین ۱۵۰ هزار تا ۱۸۰ هزار متخصص تحصیل کرده، ایران به گفته صندوق بین المللی پول در صدر کشورهای جهان در فرار مغزها قرار دارد. این یعنی خروج روزانه ۴۰۰ تا ۵۰۰ نخبه از ایران. آنگونه که وزیر سابق علوم رضا فرجی دانا چهار سال پیش گفته بود این مهاجرت، سالانه ایران را متحمل ۱۵۰ میلیارد دلار خسارت می کند. اولین کنگره ملی علوم پایه پزشکی و تولید دانش‌بنیان در سال ۱۳۹۴ میزان این خسارت را معادل بیش از ۶۰ میلیارد دلار برآورد کرده بود که خود برابر با ۱۵ درصد از کل تولید ناخالص داخلی ایران است”.

 

این آمار بشدت تکان دهنده است و یک ضایعه بزرگ برای داخل کشور محسوب می گردد. اما چرا جوانان ایرانی و دیگر اقشار جامعه که سالها در ایران با امکانات خانواده و دولتی تحصیل کرده اند و به مدارج بالا دست پیدا کرده اند راهی کشورهای دیگر میشوند؟ آیا این قشر از جامعه به صرف برخورداری از بهره وری از داشتن موقعیت شخصی و اجتماعی بهتر است که ترک ایران میکنند؟ و  سوآل های بسیاری دیگر که میتواند طرح شود.

اما یک برسی کوتاه در شرایط زندگی مردم ایران و سیستم سرکوبگرانه حکومت اسلامی و یا اسلام سیاسی و عملکرد این نظام در طول چهار دهه از عمر خود نشان می دهد که جمهوری اسلامی از همان ابتدا نسبت به حوزه علم و دانش بی توجه بوده است و مسئله صدور انقلاب اسلامی و برخورداری از روحیه شهادت طلبی و ایمان اسلامی و اسلامیزه کردن جامعه برایش در اولویت است و نه توجه به زیرساخت های اقتصادی و علم و دانش و علوم انسانی. البته از چند سال بعد از انقلاب سال پنجاه و هفت گزینه های نظامی و قوی تر شدن در بَعد نظامی نیز در کنار اسلامیزه کردن ایران وهمزمان  صدور انقلاب  به دیگر کشورهای دنیا هم در دستور کار سران رژیم اسلامی قرار گرفت.

با چنین رویکردی سیاسی و فرهنگی و نظامی که تماما بر پایه باورمندی به اسلام و ایمان انقلابی استوار است، آسیب های جدی به دیگر حوزه های کشور وارد میشود.

یکی دیگر از مسائلی که دلیل فرار مغزها از ایران میشود مربوط به عدم تحمل و پذیرش سیستم اطلاعات و نهاد های استخدامی در جمهوری اسلامیست. و اینکه متخصص علمی مجبور است که از رد فیلترینگ مصاحبه های استخدامی و سانسور ها بگذرد، و قبل از استخدام و شروع کار و بکار گیری تخصصش در راه پیشرفت و آبادانی ایران تعهد اسلامی اش را به ولایت مطلقه فقیه، جمهوری و دیگر شرایط تحمیلی شرایط گزینش را بپذیرد. که البته حتی در صورت پذیرفته شدن و استخدام نیز عملکرد او توسط نهاد های اطلاعاتی و یا جاسوس های ویژه تحت نظارت همیشگی قرار دارد. به این معنی که نخبه ایرانی اگر غیر از آنچه سیاست های جمهوری اسلامی اقتضاء میکند رفتار نماید مورد بازخواست و یا بازداشت و زندانی میشود. نمونه اش داستان غم انگیز دانشمند جوان ایرانی امید کوکبی (متولد ۱۳۶۱ در گنبد کاووس)، برگزیده المپیاد و دانشجوی دکترای فیزیک اتمی با گرایش لیزر در دانشگاه تگزاس آمریکا است که در بهمن ماه سال ۱۳۸۹ به ایران سفر کرده و هنگام خروج از ایران در فرودگاه بازداشت و زندانی شد.  او توسط قاضی صلواتی به ده سال زندان محکوم شد. وی در زندان به بیماریِ سرطانِ کلیه دچار شد.*

سیاست کلی جمهوری اسلامی در این است که میخواهد همه کسانی که در ایران مشغول به کار هستند در تحت نظارت مستقیم اطلاعات داشته باشد. به این معنی که افراد در هیچ زمانی از حق برخورداری از آزادی های شخصی و اجتماعی و فرهنگی و غیره را مگر با نظر حکومت را ندارند. و این در شرایطی است که در کشورهای پیشرفته و مدرن و متمدن دنیا مسائل گزینشی برای استخدام در مسائل شخصی و باورهای اعتقادی و غیره دخالتی نمیکند و آنچه که حائز اهمیت است اثبات توانای و مهارت در انجام کارها است. در کشور های غربی مسائل شخصی و اخلاقی و باورهای مردم امری کاملا شخصیست  و مذهب و قانون از دخلاتگری در آن منع شده اند.

از اصلی ترین دلائل فرار مغز ها از ایران و پناهنده شدن در کشورهای خارجی و قبول یک زندگی در یک شرایط دیگر  در نبود آزادی های فردی و اجتماعی در ایران تحت حاکمیت فاشیستی جمهوری اسلامی دانست که اهداف بلند مدت تحمیلی و سرکوبگرانه  نظام اسلامی در تناقض کامل با برخورداری از امنیت و رفاه و آرامش و پیشرفت و علم ودانش و برخورداری از فردای روشن برای ایرانیان است. اصولا جمهوری اسلامی و قشر روحانیت شیعه در قدرت هیچگونه تمایلی با مدرن شدن و پیشرفت کردن چه بلحاظ علمی و چه بلحاظ فرهنگی را ندارند و آگاهانه نیز با چنین رویکردی مخالفت و دشمنی و ستیز میکنند… و از همین دلیل است که در ایران و علی رغم منابع فراوان ملی و مادی و نفت و گاز… اکثریت مردم در فقر و بدبختی زندگی میکنند . در حکومت جمهوری اسلامی مردم ایران درمانده شده اند، و دغدغه زندگی اکثریت جامعه و مخصوصا جوانان روزمرگی و ناامیدی کامل به آینده است. بیکاری و اعتیاد و دزدی و دروغ و طلاق از هم پاشیدگی خانواده ها و میلیون ها مشکلات دیگر در ایران بیداد میکند. و در عین حال جمهوری اسلامی هر روز به جنایات و سرکوبگری هایش وسعت بیشتری میدهد و فرار مغز ها نیز افزدوه تر میشود.

muradsheixi10@gmail.com

دوشنبه, ۲ مرداد , ۱۳۹۶

۲۴-۰۷-۲۰۱۷

*گزارش از زندگی نامه امید کوکبی