سه شنبه, ۲۸ شهریور , ۱۳۹۶
آخرین اخبار : 

اسلام، دینِ دست‌سازِ مذکر م. روان‌شید

 م. روان‌شید

من به‌ واقع نمی‌دانم دوستانِ مسلمان من چه اصراری دارند تا ثابت کنند که آنچه امروز در جهانِ اسلام در جریان و در حال اتفاق است، اسلامِ واقعی نیست. یا اساسا با استناد به کدام دوره‌ی تاریخی به چنین جمله‌ی بی‌ معنایی رسیده‌اند.

من واقعا نمی‌دانم، اما قرآن را ـ ما در تمام این فجایع ـ که می‌خوانم، احادیث را که دنبال می‌کنم،  نهج‌البلاغه را که دوره می‌کنم، به عقب‌تر که بر می‌ گردم و تاریخ اسلام را که مرور می‌ کنم، آنچه که در این تاریخِ پرحجم و پرتلاطم و قطور به چشم می‌بینم و به گوش می‌ شنوم، به‌ تمامی خشونت است و کشتار و انتقام و تجاوز و غارت و نژاد پرستی و خود خواهی و ریاکاری و اجبار و تعفن است.

دوستانِ مسلمانِ من به کدام دوره‌ی تاریخی در پرونده‌ی این دین(؟) استناد می‌ کنند؟ دینِ دست‌سازِ مذکری که به زعمِ من ذاتا در تبیین منافع شخصیِ مردی به نام محمد ساخته و پرداخته شد.

اسلامِ واقعی از صدر تا امروزش همین بوده و اساسا بر همین اصول و تفکر و اساس پایه‌گذاری شده.

ویترین می‌تواند زیبا باشد و البته فروشنده‌ی دین می‌داند که ویترین‌اش باید زیبا باشد، اما آن‌چه در درون است و هست و باید که باشد، آنچه که آن پشت‌ و پسله‌هاپنهان و پوشیده می‌ماند، همان است که فروشنده از اساس در تدارک‌اش بوده و هست:

غارتگری، تجاوز، خشونت، انتقام… و کشتار و کشتار و کشتار با وعده‌ی بهشتِ دست‌سازی که جاده‌ صاف کنی است برای توجیه و تیممِ خشونتی که بی‌پایان ترسیم شده است.

می‌توان مسلمان ماند و پذیرفت و سر خم کرد و در سکوت،جان و تن را به تجاهل زد و از خود گریخت. می‌توان به عادتِ دیرینه به فریب، خود را فریفت و با وعده‌‌های خود ساخته، همچنان به ویترینِ رنگارنگِ فروشگاهی که انتخاب کرده‌ایم نگاه کرد و به تجاهل تولیدِ لذت کرد و لذت برد. می‌ توان بود و ماند و مُرد با همین اندیشه که: اسلام واقعی…

اما نمی‌توان برای همیشه به از واقعیت گریخت.

دوستِ مسلمانِ من!

واقعیت بیرون از ذهنِ تو و من می‌گذرد، وجود دارد، صدا دارد، بو دارد، حتی اگر تو چشم و گوش و مشام‌ات را بسته باشی.