پنج شنبه, ۱۶ مرداد , ۱۳۹۹
آخرین اخبار : 

آرام بختیاری: سقراط، نخستین فیلسوف و روشنگر اعدام شده

 

نویسنده: آرام بختیاری 

سیسرو، متفکر رومی، میگفت، سقراط فلسفه را از آسمان به زمین آورد. مرگ و زندگی، محاکمه و اعدام سقراط، فیلسوف یونانی در ۲۴۰۰ سال پیش، تاکنون موضوع آثار بیشمار ادبی و فلسفی بوده. سقراط را میتوان بهلول دانای زمان خود دانست. او میگفت حرمت انسان بسته به دانش علوم انسانی وی دارد و نه به ثروت او. زندگی و کوششهای روشنگری و انسانی سقراط غالبا در انظار عمومی؛ یعنی در میدان و بازار شهر آتن بوقوع می پیوست.

در فلسفه غرب اورا نخستین فیلسوف اخلاقگرا و روشنفکر اعدامی بشمار می آورند. در سن ۷۰ سالگی سقزاط را به اتهام ایجاد شک و تزلزل در دین دولتی رسمی اشرافی، دفاع از فلسفه طبیعی پیش از خود، تبلیغ کفر علیه خدایان دولتی،انحراف فکری و تحریک جوانان، ایجاد شورش و آنارشی در نظم اجتماعی، دستگیر،محاکمه و اعدام نمودند. آن زمان شهر-دولت آتن دارای ۱۲ خدای اسطوره ای  رسمی و یک الهه بنام آتن بود. دادگاه یکروزه و علنی سقراط ، محاکمه یک فیلسوف به اتهام تبلیغ کفر، در ۴ قرن پیش از میلاد است. افلاتون در دفاعیه “فایدون” رفتار سوررئالیستی سقراط را نشان میدهد چون دفاعیه اش نه برای رهایی خود ،بلکه با هدف تحریک و محکومیت هیئت شورای دادگاه شهر آتن بود. در آن جلسه دادگاه، سقراط خواهان حکمی عادلانه شد و نه عفو بخاطر ترحم و همدردی. دفاعیه او امروزه یکی از آثار مهم ادبیات جهانی و حقوقی قانونی است. هنوز سئوال میشود هدف افلاتون از نوشتن و تنظیم این دفاعیه چه بود؟ آیا معرفی بیوگرافی و دفاعیه و دیالوگ های سقراط، توسط افلاتون، تمایل و علاقه وی به فیلسوف نمونه و ایده آل مورد سلیقه اش، یعنی سقراط است؟

برتولد برشت، سقراط را یکی از پیشگامان مارکسیست ابتدایی نامید. کارل پوپر، سقراط را یکی از پیشاهنگان نظریه “راسیونالیسم انتقادی” بشمار آورد. نیچه سقراط را پرچم دار علم و نقطه عطف تاریخ سیراندیشه جهان میدانست. مبلغین مسیحی در قرون وسطا، سقراط را سلف و جد عیسی مسیح نامیدند، چون او دانایی و روشنگری را به میان مردم برد و در راه عقیده اش جان داد.

تمام بدبختی ایرانیان از باور به دروغگوئی های آخوند ها و پرستش شخصیت های کشورهای اسلامی از کشورهای عربیست. مردمان کشوری که آخوند و مُردگان را بپرستند، هرگز شاهد یک زندگی خوب و انسانی نخواهند بود. هر چه هست بدبختی و عقب ماندگی و زن ستیزی و مرد سالاری و دروغ و دزدی و جنایت… کشوری که آخوند در آن حاکم باشد، بدبخت ترین و فقیر ترین و عقب مانده ترین کشور دنیا میشود. درست عین ایران کنونی! آخوند های مفت خور و بیکار و سربار، و یک مشت دزد و شیاد و دروغگو و فاسد و جانی و بیماران روانی و جنایتکار.

سقراط میگفت، دانش و آگاهی، انسان را تشویق و هدایت به عدالت و تقوا میکنند. انگیزه و موتور کوششهای سقراط،  وجدان بود. او میگفت حقیقت جویی مهمترین تقوا و کوشش در راه سعادت انسان است. هدف سقراط در بحث های روشنگرانه فلسفی، نشان دادن و یافتن راه تقوا و زندگی رضایت بخش بود. او میگفت شناخت، خود مقدمه دانش و شناخت عمومی است. سقراط خلاف افلاتون میگفت، حقیقت و عدالت گرچه قابل دسترسی نیستند ولی کوشش در راه آنان، ممکن و نکوهیده است. او گرچه منکر ماتریالیسم و فلسفه طبیعی بود، فلسفه اش ولی اخلاقگرایانه است. سقراط همچون فیلسوفان رواقی میگفت هرچه انسان قناعت پیشه تر باشد به خدایان نزدیک تر است. هنر پرسشی و سبک سئوال کردن سقراط در بحث ها را ،هنر زایمانی نام نهادند چون در نظر وی، حقیقت و نیکی در انسان و جهان وجود دارد و باید فقط به تولد آن کمک نمود. سقراط در هنر زایمانی دیالوگ های منطقی خود، غالبا میپرسید- تقوا چیست؟ دانش کدام است؟ عدالت از چه نوع است؟

در نظر وی، شناخت حقیقی منتهی به تقوا و زندگی رضایت بخش میشود. وی میگفت، در زمینه وحوزه سیاسی، کشف حقیقت، بشکل تقوا و عدالت بیان میشود. از جمله دیگر کوششهای سقراط، شناخت مفاهیم عام در راه کشف حقیقت بود. بجای “مفاهیم عام” میتوان از” ماهیت” اشیاء و پدیدهها نام برد؛ مانند ماهیت عدالت و یا ماهیت شجاعت. چپ ها میگویند، برای سقراط، فلسفه واسطه ایست برای دانش عینی و در خدمت عمل درست. هدف او تکمیل انسان بود ،چون عمل درست از آگاهی و دانش درست، سرچشمه میگیرد.

در رابطه با شعار پروتاگوراس یعنی”انسان میزان همه چیز است” گفته شده، که حقیقت ابتدا یک ادعاست و اگر جمعی آنرا بپذیرند، حقیقت نام میگیرد و اشاعه مییابد، یعنی وقتی انسان میزان همه چیز تعریف شود، بجای کیفیت ، کمیت محتوای حقیقی یک ادعا و بیان را تعیین میکند.

سقراط بین سالهای ۴۶۹-۳۹۹ پیش از میلاد در آتن زیست. پدرش سنگتراش و مادرش مامای زایمان نوزادان بود. حداقل ۴ فیلسوف، ادیب و مورخ پیش از میلاد، در باره وی آثاری از خود بجای گذاشته اند. سقراط امروزی، کسی است ،که افلاتون شاگرد او، ایده آلیزه نموده. آریستوفانس در نمایشنامه ای کوشیده تا او را افشا و تخریب کند. هگزونفانس در اثری از خود به تمسخر سقراط پرداخته، ارسطو شاگرد افلاتون، در کتاب” متافیزیک”، سقراط را نخستین فیلسوفی نامید که پرسشهای بنیادین اخلاقی و سیاسی می نمود، یعنی یک نماینده مسئول پرسشهای فلسفی. افلاتون، سقراط را فردی درخشان، فعالی کبیر، سخنوری زبردست و شجاع، که در پی شناخت عینی جهان بود و هدفش از دانش و فلسفه، دسترسی به یک زندگی رضایت بخش میباشد، معرفی میکند.

همه علم امام صادق و آخوند ها و اسلام برای درمان بیماری کرونا و دیگر بیماری ها نوشیدن شاش شتر و روغن بنفشه در مقعد است! قابل توجه ایرانیان مسلمان و فریب خورده توسط آخوند های شیاد و دروغگو و مفت خوران و فاسدین و دزد های اموال مردم ساده دل.

در دیالوگ “فایدون” افلاتون به شرح محاکمه و مرگ سقراط میپردازد. در آثار افلاتون، سقراط فیلسوف مورد علاقه و ایده آل وی است. او مدافع سقراط میباشد و سعی دارد تا نظرات او را به نسل های آینده منتقل نماید. در سال ۴۲۳ پیش از میلاد ،نمایشنامه نویسی بنام آریستوفانس نمایشنامه طنزآمیزی با عنوان” ابرها” نوشت که قهرمان داستان، سقراط است ،که به روستائیان بدهکار و نیازمند، مشاوره و دفاع از خود میدهد. هگزنفون، یکی دیگر از شاگردان سقراط ،در کتاب خاطراتش سقراط را مدافع ارزشهای سنتی، دوستی و رفاقت، کوشا و هدفمند، احترام به والدین،فردی میانه رو و معتدل، دارای فرهنگ جانبازی نظامی، مسئول و شجاع و عادل، شوهری وفادار، زحمتکشی کارگر و پیشه ور، معرفی میکند، که خلاف نظرات آریستوفانس است، که سقراط را به طنز، سوفیست مینامد ولی افلاتون، سقراط را مخالف موفق مکتب سوفیسم معرفی میکند ،چون او خلاف سوفیستها در ازای پول، تبلیغ فلسفه نمیکرد. گرچه سقراط را از جمله فیلسوفان پیش از سقراطی باید بشمار آورد، سقراط خلاف سوفیستها طرفدار هنر سخنوری؛ یعنی حرافی و سفسطه گری به هر قیمتی نبود، بلکه مبلغ اخلاق مردمی و نیکی بود. او مانند سوفیستها منقد و مخالف نظام چند خدایی و مخالف فلسفه طبیعی و طرفدار فلسفه انسانگرایی و اخلاقی بود. کسی سوفیست بود که خودرا کمتر با فلسفه طبیعی و بیشتر با پرسشها و مسائل و موضوعات فلسفه عملی مشغول میکرد. همه این حرفها نشان از آنست که افلاتون افکار خود و سقراط را در آثارش بهم بافته و مشخص نیست تا چه اندازه او سقراط را معرفی میکند؟ یا نظرات خود را با زبان سقراط بیان مینماید؟. تشخیص نقاط  مشترک و اختلاف آندو باید یکی از وظایف مورخان فلسفه بشود.

در رابطه با دستگیری، محاکمه و اعدام سقراط باید اشاره نمود که در دمکراسی اشرافی آنزمان گرچه قانون اساسی مدام تغییر میکرد ولی اشرافیت قدرت خود را از دست نمیداد ،یعنی کسانیکه پول و مالکیت و وقت و رابطه و مشهوریت داشتند، در تغییرات سیاسی، چیزی از دست نمیدادند، و عدالت اجتماعی ظاهری و قانونی، حریف آنان نمیشد. به این دلیل دمکراسی اشرافی آتنی مورد انتقاد آنزمان افراد زیادی از جمله ارسطو و افلاتون بود.

سقراط خود را مطیع خدای اسطوره ای” آپولو”، یعنی خدای هنر و جوانان میدانست.” دیوگنس” درویش منش و آنارشیست های قناعت پیشه ،او را معلم خود میدانستند. تئوری لذت جویی اپیکور نیز متاثر از فلسفه سقراطی بود. فلسفه سگی” کلبی” نیز بی تاثیر از فلسفه سقراطی نبود. چنانچه سقراط از جمله فیلسوفان سوفسطایی بشمار آید، به معنی فیلسوف و عالم است و نه به معنای معلم خانگی که در ازای مزد به اشراقزادگان درس هنر دیالکتیک و منطق  میداد. در مکتب “آناکساگوراس”، سوفیست به معنی سفسطه گر نیست، بلکه به معنی روشنفکر و متخصص علوم انسانی و معلم دانایی است. میان تالس، نماینده فلسفه طبیعی، و آناکساگوراس، نماینده فلسفه سوفسطایی، ۱۵۰ سال فاصله است، و فلسفه، غیر از معنی اندیشیدن، به معنی دخالت و راهنما در امور روزانه و زندگی انسان است.

سوفیست ها دنبال اخلاق و صفات متعالی نبودند بلکه برتری های روشنفکری داشتند. فلسفه هرچه بیشتر از عرفان و اخلاق فاصله میگرفت، بیشتر در یک جامعه مدرن مانند آتن آنزمان، مورد نیاز انسانها قرار میگرفت. مشهورترین این سوفیستها پروتاگوراس(۴۱۱-۴۹۰پ.م.) است. اشرافیت و دولت حاکم آنزمان در آتن؛ که از جمله شاکیان سقراط بودند، بر این باور بودند که جامعه مدنی آنزمان نیاز به اخلاق سیاسی دارد که متکی به یک نظم اجتماعی باشد، ولی چون سقراط با روشنگری خود ایجاد اعتراض و بی نظمی مینمود ،مورد غضب حاکمان قرار گرفت. اصلاحات” سلون که از قرن ششم پیش از میلاد شروع شده بود، روشنفکری مانند سقراط را مزاحم خود میدانست.