سه شنبه, ۸ مهر , ۱۳۹۹
آخرین اخبار : 

 ایران کارگر: بودجه سال ۹۹، بودجه‌ای بی‌ثبات‌ساز و بحران‌‌آفرین و انتظار ناآرامیهای گسترده تر در سالهای آینده

خبرگزاری ایلنا، در گفت‌وگو با دو استاد اقتصاد؛ فرشاد مومنی و حسین راغفر، موضوع ساختار بودجه سال ۱۳۹۹ مورد واکاوی قرار داده است.

فرشاد مومنی در این گفت‌وگو با فاجعه‌آفرین خواندن رویه‌ها و جهت‌گیری‌های نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی در سه دهه اخیر، بودجه سال ۱۳۹۹ را یکی از معدود فرصت‌های باقی‌مانده برای اصلاح نظام مدیریت اقتصادی ایران دانسته است؛ فرصتی که به نظر می‌رسد دولت روحانی با تمسک به سنت‌های سی سال گذشته و «انتخاب عناوین زیبا برای کارهای زشت»، مطلقا از دست داده است.

کشوری که آخوند در آن حاکم باشد، بدبخت ترین و عقب مانده ترین کشور دنیا است. در ایران، به غیر از آخوند ها که بیماران روانی اند، هیچ کس دیگری از آزادی های شخصی و اجتماعی برخوردار نیست. قوانین جمهوری اسلامی بر گرفته از اسلام عقب مانده هزار و چهارصد سال قبل اعراب است، آزادی و برابری قانونی و اجتماعی زنان و مردان و سکولاریسم برای ایران.

وی به سند لایحه بودجه سال ۹۹ اشاره می‌کند که «در ابعاد غیرمتعارف» «موج جدیدی از آشفته‌سازی‌ها و تشدید عدم شفافیت‌ها به اسم اصلاح ساختار بودجه» را به نماش گذاشته و به شکل عریان، نه‌تنها «هیچ یک از مشکلات ساختاری تاریخ بودجه‌ریزی کشور دست نخورده» و همچنان «در باتلاق» مانده، بلکه حتی این «مشکلات ساختاری، گسترش و تعمیق نیز یافته است.»

فقر و بیکاری اکثریت جوانان و مردم فقیر ایران، و چپاول اموال ایران و ایرانی و زندگی اشرافی آخوند ها و آیت الله های حکومت اسلامی، و پول های میلیاردی که از طرف رژیم ایران صرف موشک سازی و یا کمک به حزب الله و حسن نصرالله مزدور در لبنان و بشار اسد در سوریه و حشد شعبی در عراق، و دیگر حامیان و تروریست های جمهوری اسلامی میشود.

مومنی مهمترین بخش این سند لایحه را «اضافه گویی‌های غیرمتعارف درباره چشم‌انداز درآمدهای انتظاری» می‌داند «که به اعتبار این درآمدهای واهی، هزینه‌هایی را نیز در نظر می‌گیرند که خود آن هزینه‌ها برجسته‌ترین نماد استمرار یک مشکل ساختاری و بنیادی» است.

وی این بودجه که نام بودجه برنامه‌ای روی آن گذاشته‌اند را «غیربرنامه‌ای‌ترین بودجه در تاریخ ۴۰ سال گذشته» نام‌گذاری کرده است.

مومنی بخشنامه بودجه سال ۱۳۹۹ که در شهریور ماه منتشر شد را دستکاری واقعیت خوانده و در باره نحوه نگارش آن، گفته است بخشنامه را «بگونه‌ای نوشته‌اند که گویا ما از فرط خوشی نمی‌دانیم چه کار کنیم و فرصت نمی‌کنیم موفقیت‌ها را به شماریم. در این بخشنامه حتی یک اختلال در اداره اقتصاد ملی به رسمیت شناخته نمی‌شود.»

چند عکس از کودکان کار و فقر و بدبختی اکثریت خانواده های ایرانی. کودکان بدون آینده و سیاه.

بودجه بی‌ثبات‌ساز و بحران‌آفرین

راغفر با «بی‌ثبات‌ساز و بحران‌آفرین» قلمداد کردن لایحه بودجه سال آینده، می‌گوید: «دولت برای جبران درآمدهای نفتی خود، سه دسته اقدام، یعنی استقراض، حراج دارایی‌ها و اخذ مالیات از مردم را در دستور کار قرار داده است که پیامد این استقراض و فروش دارایی تورم بالا و تنگنای مالی بخش خصوصی است؛ چون وقتی تورم رشد کند، تقاضای بخش خصوصی برای نقدینگی نیز افزایش می‌یابد که نتیجه آن نیز تعطیلی یا کاهش فعالیت بنگاه‌های تولیدی است.»

وی عوارضی مانند رشد کارتون خوابی، خشونت، خودکشی و فرار مغزها در اثر افزایش قیمت‌ حامل‌های انرژی در سال ۱۳۸۹ را  «اعتراض» می‌نامد و در خصوص بودجه امسال می‌گوید «اگر از ثروتمندان و شبه دولتی‌ها مالیات گرفته نشود و معافیت‌های مالیاتی را نقض نکنند باید انتظار ناآرامی‌های گسترده‌تری در سال‌های آینده را داشته باشیم.»

کاخ حوزه آخوند ها در شهر قم ـ آخوند های بیکار و مفت خور و سربار، عامل اصلی عقب ماندگی و بسیاری درد و رنج و بدبختی و ذلت و آوارگی برای ایران و زندگی مردم ایرانند. آخوند خوب، آخوند مُرده است. دشمن ایران و ایرانی همینجاست، دروغ میگن اسرائیل و آمریکاست.

راغفر که «ساختار مالیات‌ستانی کشور» در سه دهه گذشته را «در راستای تشویق رانت‌خواران و واردکنندگان» می‌داند، می‌افزاید: «در حالی که شاهد بی‌سابقه‌ترین شرایط رکود عمیق یافته در کشور هستیم، تولیدکنندگان کشور یکی از بدترین ایام تاریخی خود را می‌گذرانند؛ کارگران و کارمندان، بی‌دفاع‌ترین و مظلوم‌ترین گروه‌های اجتماعی هستند. … بنابراین فشارها روی گرده تولیدکنندگان و حقوق‌بگیران هنوز باقی مانده است.»

او دلیل انتظار خود از افزایش اعتراضات و نارضایتی عمومی را اینچنین شرح می‌دهد:  «سهم مخارج عمومی از تولید ناخالص داخلی به حدود ۱۱ درصد کاهش یافته است که این سهم در بودجه کشور بی‌سابقه است. سهم بخش سلامت از تولید ناخالص داخلی به ۱.۶ درصد تقلیل یافته … است. سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص داخلی از ۴.۱ به ۲.۲ درصد رسیده؛ میانگین جهانی این رقم ۷.۹ نیم درصد است. سرانه مخارج عمومی در کشور به شدت کاهش یافته است؛ این رقم برای کشور هند ۲ هزار دلار و برای ما ۵۰۰ دلار است.»

آخوند خوب، آخوند مُرده است. آخوند های مفتخور و سربار، عامل اصلی تمام بدبختی ها و ذلت زندگی مردم ایران و عقب ماندگی ها هستند.

«مدل‌های ریاضی اقتصاد ایران» یا «مغازه سمساری صد سال پیش»

مومنی نیز در خصوص تخصیص اعتبارات بودجه در ۴۰ سال گذشته می‌گوید: «به طور متوسط بیش از ۳۰ درصد کل اعتبارات بودجه به ردیف‌های متفرقه تعلق می‌گیرد؛ یعنی ردیف بلاتکلیف، غیربرنامه‌ای و تابع صلاحیت‌های شخصی [و] با همین دو رقم حدود دو سوم بودجه عمومی را در هوا نگه می‌دارد. حتی در این ۳۰ سال گذشته ما سال‌هایی داشتم که سهم ردیف‌های متفرقه تا مرز ۴۷ درصد بودجه عمومی نیز رسیده است.»

مومنی «بازارگرایی مبتذل به اسم علم و تکیه بر مدل‌های ریاضی اقتصاد ایران» در سه دهه گذشته را به یک «مغازه سمساری صد سال پیش» تشبیه کرده است که «می‌خواهند با چرتکه و چهار عمل اصلی اقتصاد کشور را اداره کنند.»

سپاه پاسداران رژیم، سرمایه داران، دزد ها، تروریست ها، جنایتکاران، چماقداران، طالبان و داعشی ها، و خونخواران و شکنجه گران اسلامی، و دشمنان مردم ایران. دشمن ما همینجاست، دروغ میگن اسرائیل و آمریکاست.