یکشنبه, ۱۷ فروردین , ۱۳۹۹
آخرین اخبار : 

مرادشیخی: جمهوری اسلامی ناچار است که پا روی خون «قاسم سلیمانی» بگذارد! و آینده زینب سلیمانی

نویسنده: مراد شیخی 

کشته شدن نابهنگام قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس در حقیقت یک شوک بزرگ برای دستگاه امنیت جمهوری اسلامی هم در فضای داخل ایران و هم در ابعاد منطقه ای و حتی جهانی بوده است. این اتفاق به اندازه ای غیر قابل باور و تصور بود که علی خامنه ای بیشتر از همه و با عصانیت و ابراز خشم و ادعای انتقام سخت از خون سلیمانی را مطرح کرد، که بعد از آن نیز دم و دستگاه تبلیغات و سران جمهوری اسلامی هر کدامشان نیز بنوعی در تبعیت از علی خامنه ای و ولایت مطلقه فقیه و با صراحت تمام مدعی انتفام سخت از ترامپ و آمریکای ها شدند.

در تجربه عملکرد سیاست گذاران جمهوری اسلامی در مقاطع حساس بحران های داخلی و خارجی ثابت کرده که هر زمان که لازم باشد نظام اسلامی حاضر به قربانی کردن نزدیک ترین همراهان و خودی ها می باشد. از نوشیدن جام زهر در پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل توسط شخص خمینی رهبر جمهوری اسلامی، تا قبول جام زهر قهرمانانه توسط علی خامنه ای برای قبول عهد نامه برجام توسط پنج بعلاوه یک.

و همچنین  میشود به مرگ بی جواب سید احمد خمینی دومین پسر خمینی و مُعتمد و نزدیکترین شخص به خمینی قبل و مخصوصا در بعد از انقلاب سال ۵۷ در ایران اشاره کرد. سید احمد خمینی در سن ۴۹ سالگی و به طرز مشکوکی جان خود را از دست داد و در ارتباط با چگونگی درگذشت احمد خمینی معروف به احمد آقا تا به هم اکنون کسی از سران حکومت نه سوآلی پرسیده، و نه افکار عمومی در جریان قرار گرفتند… مرگ هاشمی رفسنجانی در استخر فرح نیز با سوآلات بی پاسخ زیادی همراه دارد. بدون شک هاشمی رفسنجانی در دوران حیات خمینی نزدیکترین فرد مورد اعتماد به او بود. و هم نقش مستقیم رفسنجانی است که بعد از مرگ خمینی علی خامنه ای را به شکلی کاملا نمایشی به عنوان رهبر جمهوری اسلامی و ولایت فقیه منتصب کردند. این نمونه ها تنها نمونه های آشکار از حذف فیزیکی افراد محبوب و نامی در جمهوری اسلامی تا زمانی که نخواهند مخالفتی با سیاست های کلی نظام اسلامی داشته باشند.

دلایل سیاست آخوندی اشک ریختن «خامنه ای» در مراسم عزاداری «قاسم سلیمانی»

سید علی خامنه ای در مراسم برگزاری عزاداری سلیمانی شروع به گریه و اشک ریختن کرد و این کار موجب شد که تا زیادی از جمعیت عزادار نیز همراه او هق هق گریه را سر دادند. اما این مرتبه اول نیست که خامنه ای علنا شروع به گریه و زاری نمود. مرتبه قبل نیز در سال ۸۸ و در پی اعتراضات و حضور میلیونی مردم سراسر ایران به تقلب به نتایج انتخابات گفت که، من جان ناقابلی دارم ، جسم ناقصی دارم … و از این سیاست موفق شد که بخوبی احساسات طرفداران خویش را بر انگیزاند. 

نکته دیکر در ارتباط با گریه خامنه ای در مراسم عزاداری سلیمانی را میشود از زاویه هنر آخوندها در برانگیختن احساسات مردم در مراسم ماه محرم و در کل عزاداری های درگذشتگان بخوبی مشاهد کرد. اصولا کار و دغدغه آخوند ها این است که چگونه بتوانند روضه گریاندن مردم ایران را برای کشته شدن امام حسین و یاران و خانواده اش در ۱۴۰۰ سال قبل صحرای کربلا را به بهترین شکل ممکن برگزار کنند. اگر چه اینکه روضه امام حسین چند صد سال است که بصورت تکراری بازگو میشود، اما هنر بیان آخوند ها بمنظور برانگیختن احساسات مردم بقدری حرفه ای شده که هر سال دوباره توانای گریاندن مردم را دارند، و البته آخوند ها هرگز روضه مجانی نمیخوانند و بابت هر مرتبه منبر رفتن و گریاندن مردم پول نقد بدون پرداخت مالیات دریافت میکنند، و آنها همه عمر و زندگی شان را بدون اینکه بخواهند کاری عملی و فیزیکی و سازنده در ایران داشته باشند، امورات زندگی مادی  را  از طریق روضه خوانی و گریاندن مردم طی میشود. آخوند ها بر اساس قانون نانوشته! از رفتن به سربازی نیز معاف هستند!  بنابر این و به باور بنده در پس گریه آخوند خامنه ای که او نیز اخوند با سابقه و پیر این راه است، نیز میتواند که بر طبق عادت همیشگی چیزی به غیر از فریب افکار عمومی، و همچنین سوء استفاده از فرصت ممکن احساسات طرفداران برای افزودن بیشتر بر قدرت خویش در افکار عمومی نباشد. خارج از این بحث آخوند ها در اجرای عالی نقش های مختلف توسط هنرپیشگان سینمای ایران نیز میتوان به رُل های های مختلف هنرپیشه های نامدار سینما منجمله بهروز وثوقی اشاره کرد. مثلا از نقش او در فیلم دزد سیاهپوش تا نقش اصلی در فیلم قیصر را میتوان مثال آورد که با چه توانای خاصی در دو نقش کاملا متفاوت بازی میکند. بسیاری از هرپیشه های تاتر و سینما هستند که همزمان توانائی آن را دارند که در نقش های مختلف منجمله جوان و پیر و معلول و دزد و قاتل و آدم خوب محله و ده ها نقش دیگر مثبت و منفی را بازی کنند. هنرپیشه ها نیز همچون آخوند ها برای اجرای نقش هایشان پول میگیرند. و این میزان دریافت پول نیز بستگی به دقایق و نقش هایشان در کارهای هنری شان دارد.

آینده برای «زینب سلیمانی» دختر کوچک «قاسم سلیمانی» چگونه رقم خواهد خورد؟

به باور من در شرایط گفتار و ادعاهای احساسی به انتقام سخت از کشته شدن قاسم سلیمانی و تکرار آن توسط زینب سلیمانی نیز می تواند در اندازه یک ادعای از سر شور و احساسات شخصی باقی بماند، و در عالم واقعی و تحت هیچگونه شرایطی امکان انتقام سخت از آمریکای ها برای نیروهای نظامی جمهوری اسلامی وجود ندارد. بنابر این زینب سلیمانی در ماه های آینده و تحت هیچ شرایطی امکان اینکه تریبونی علنی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی را به او دهند که دوباره از عمویش حسن نصرالله بخواهد که انتقام خون پدرش را بگیرند، نا ممکن است. با توجه به بحران های همه جانبه در ایران و تحریم های افزاینده توسط آمریکا و احتمالا در ماه های آینده توسط اروپای ها، دیگر هرگز به دختر قاسم سلیمانی و یا دیگر اعضای این خانواده فرصت تحریک احساسات و بیان انتقام سخت از آمریکای ها وجود نخواهد داشت، و در ادامه و در گذر به ماه های آینده برای دختر قاسم سلیمانی  راهی به غیر از سکوت کردن نیست.

همانطور که دنیا شاهد است که در طی همین روزهای گذشته و با آن همه تبلیغات زیاد از انتقام سخت از طرف علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و تکرار آن بواسطه سران سپاه قدس و دیگر سران حکومت و طرفدارانشان تنها به تعدادی معدود موشک های نمایشی به سمت پایگاه نظامی آمریکای ها که از قبل نیز آمریکائی ها را با خبر کرده بودند، شلیک شد. و در حال حاضر از انتقام سخت به یک سیلی موقت بقول خامنه ای  بسنده کرده اند، و زینب سلیمانی اگر نخواهد که تابع ادامه سیاست های جمهوری اسلامی باشد، و همچنان اصرار به خونخواهی پدر و دنبال سیاست انتقام سخت باشد، ممکن است که حتی به سرنوشت سید احمد خمینی و رفسنجانی نیز گرفتار آید، اینگونه حذف کردن از خودی ها در جمهوری اسلامی بسیار سابقه دار است. زینب سلیمانی اگر کمی باهوش باشد و قائده بیرحمانه حذف خودی های حکومت را بخواند، بهترین گزینه برای او همان گوشه نشینی و یادآوری خاطرات پدر است.

 

به نوشته سایت صدای آمریکا.

آیا برای جمهوری اسلامی گذر از بحران ها ممکن است؟

به باور نگارنده برای جمهوری اسلامی و با توجه به سیاست های همیشگی محو و نابودی کشور اسرائیل، صدور شیعه و انقلاب اسلامی به کشور های منطقه و حتی بعضی از کشورهای آفریقای و جهانی، و همزمان با سیاست حمایت نظامی و مالی از احزاب و وابستگان و گروهای نیابتی مزدور حکومت در منطقه همچون حزب الله در لبنان، و خرج پول های فراوان برای ساخت موشک و ادوات نظامی، و همچنین هزینه نگهداری و پرداخت حقوق به نیروهای نظامی و شخصی وابسته به جمهوری اسلامی، هزینه تبلیغات های اسلامی برای داخل و خارج از ایران… و در کنار تمام هزینه اینچنینی نیز باید از فساد و دزدی ها و اختلاس های میلیاردی از منابع دولتی و ملی ایران، و زندگی لاکچری و اشرافی آقازاده ها و سران و آخوند ها و آیت الله های حکومتی… دیگر آنچنان پولی جهت حمایت از اکثریت فقیر ایران که به گفته حسن روحانی در طول اعتراضات آبان ماه که ۷۵ درصد از جمعیت ایران را قشر آسیب پذیر تشکیل می دهد، باقی نمی ماند. در کنار تمامی بحران های که جمهوری اسلامی با آن گرفتار است باید مخالفت آمریکا با سیاست های اتمی و خروج از برجام و تشدید تحریم های بین الملی که کار فروش نفت ایران را به بشکه ای کمتر از ۳۰۰ هزار تعداد در روز رسانده است را نیز اضافه کنیم که در این شرایط فهمیدن اینکه گذر از بحران های فزاینده برای جمهوری اسلامی غیر ممکن است، کار سختی نیست.

جمهوری اسلامی در صورتی میتواند از بحران های کنونی که تا بیخ گلویش را فشرده است عبور کند که فورا دست از سیاست حمایت از دخالتگری در کشورهای منطقه و عدم جنگ طلبی به ادعای کشورهای همچون آمریکا، و همچنین دست برداشتن از سیاست موشک های دوربرد، و تنظیم قرارداد جدید با آمریکا برای حفظ و ادامه برجام، و نیز عدم حمایت از گروه های مزدور و نیابتی چون حزب الله در لبنان، بردارد.

  ادامه دارد

muradsheixi10@gmail.com