شنبه, ۲۷ بهمن , ۱۳۹۷
آخرین اخبار : 

مراد شیخی: نوشیدن جام زهری دیگر و یا سقوط جمهوری اسلامی! آیا راه سومی هم وجود دارد؟

نویسنده: مراد شیخی

آنچه که از شواهد و اسناد بر می آید این واقعیت که  جمهوری اسلامی بلحاظ اقتصادی و مادی در بحرانی بسیار شدید دست و پا میزنند و هر روز نیز بر دامنه بحران ها در حوزه های مختلف ایران افزوده تر میشود.

در ادامه بحران های فراگیر و کمر شکن اقتصادی شاهد اعتراضات وسیع کارگران و کارمندان دولتی در حوزه های مختلف هستیم. دولت و کارفرما های بخش های خصوصی بدلیل کمبود پول از پرداخت دستمزد کارگران ناتوانند و گاهن حقوق بعضی از کارخانجات تا حدود سال نیز پرداخت نمیشود. 

مرگ بر جمهوری اسلامی ـ آزادی و برابری زنان و مردان و سکولاریسم برای فردای ایران

بطور  مثال می توان به اعتصاب و اعتراض های خیابانی معلمان و بخش های فرهنگی، پرستاران بیمارستان ها، بازنشستگان فرهنگی و غیر، کارگران شرکت های نیشکر هفت تپه، کارگران شرکت ملی فولاد اهواز، رانندگان کامیون ها، اتوبوس رانی، وکلا، دانشجویان… و همچنین در حوزه زنان نیز میتوان نیز به خواست اکثریت دختران جوان و زنان به لغو حجاب تحمیلی و اجباری اسلامی نام برد. 

نه به حجاب زوری و جنایت اسلامی ـ آزادی پوشش ـ برابری قانونی و فرهنگی و اجتماعی زنان و مردان ایرانی. آزادی و برابری زنان و مردان و سکولاریسم برای ایران. «دشمن ما همین جاست، دروغ میگن اسرائیل و آمریکاست».

دامنه شدت گرفتن بحران و مشکلات مادی از زمان خارج شدن آمریکا از توافق هسته ای ( سه‌شنبه هشتم مه ۲۰۱۸)، و بازگرداندن مجدد تحریم های آمریکا و تحریم های بین الملی بر علیه جمهوری اسلامی آغاز شده است. 

 تاثیر خروج آمریکا از توافق هسته ای آنچنان زیاد است که اتحادیه اروپا و شش کشور باقیمانده در توافق انرژِی هسته ای کمک چندانی بمنظور خوبتر شدن اوضاع اقتصادی جمهوری اسلامی نمیتوانند انجام دهند، و ترس از تحریم توسط آمریکا موجب شده که شرکت های بزرگ اقتصادی نفتی همچون توتال فرانسه نیز از ادامه همکاری با جمهوری اسلامی سرباز زنند. در همین ارتباط فروش نفت ایران نیز به میزان بیشتر از یک میلون بشکه در روز کمتر شده است و بر طبق نظر آگاهان در ماه های آینده امکان فروش نفت ایران به پائین ترین میزان ممکن نیز وجود دارد.

پدران کارگر این کودکان زندانی اند. خانواده های که در حکومت اسلامی در فقر مطلق زندگی میکنند. مرگ بر جمهوری اسلامی.

تاثیر نفت در اقتصاد ایران و زندگی کارگران و سیاست های نظامی جمهوری اسلامی

 بیشتر درآمد اقتصادی و نظامی و فرهنگی و تبلیغات… جمهوری اسلامی از طریق فروش ماهانه چند میلیون بشکه نفت تامین میشود و اگر فروش نفت ایران به نقطه ای از پائین برسد، این مسئله میتواند که مستقیما در شرکت های بزرگ و کوچک کارگری آسیب جدی وارد کند، و دولت و شرکت های بزرگ و کوچک کارگری امکان پرداخت حقوق کارگران را نخواهند داشت. به این معنی که پولی وجود ندارد که پرداخت شود!

و به باور من ادامه بحران های کنونی اقتصادی در طول زمانی کمتر از یک سال میتواند منجر به  اتحاد مردم ستمدیده ایران و شکل گیری اعتراضات و اعتصابات میلیونی کارگران و کارمندان را فراهم نماید و در ابعاد میلیونی به خیابان بیاورد، که در چنین وضعیتی دیگر سرکوبگران نظامی جمهوری اسلامی امکان و  توانای امر سرکوب اعتصابات و اعتراضاتی میلیونی مردم را در تهران و دیگر شهرستان های کشور را نخواهند داشت، و ادامه اعتراضات در مدت زمانی کوتاه زمینه فروپاشی جمهوری اسلامی را آغاز خواهد کرد.

تمامی قدرت جمهوری اسلامی در ایجاد رعب و وحشت و نظامی گری برعلیه مردم آزادیخواه ایران به سبب داشتن پول فراوان از فروش نفت و سرازیر کردن این پول های بی حساب و کتاب به جیب چماقداران و بسیجی ها و پاسداران و دیگر گماشتگان است، و اگر پول کافی به حساب این اراذل و اوباشان و جنایتکاران رژیم اسلامی واریز نشود، این جماعت مزدور نیز هیچگونه تمایلی به قتل و کُشتن مردم بیگناه و معترض خیابانی را نخواهند داشت. همه ما ایرانی ها بخوبی آگاهیم که دلیل اصلی حمایت گماشتگان جمهوری اسلامی اعم از اصلاح طلب و اصول گرا و بسیجی و سپاهی و آخوند ها، بدلیل برخورداری از امکانات رفاهی و مادی فراوان و یا ساده تر دزدی و چپاول اموال ملت و پول فراوان و بی حساب و کتاب است. بحث حکومت اسلامی و اسلام یک دروغ آشکار و نانخانه و ابزار و دکانی برای دزدی از منابع طبیعی و غیر طبیعی و جیب مردم بیدفاع ایران است. در طی سال های گذشته آیت الله های حکومتی میلیاردر شده اند و از یک زندگی کاملا اشرافانه برخوردارند، سپاه پاسداران نیز به سرمایه دارهای بزرگ ایران تبدیل شده اند و بیشتر منابع مالی و اقتصادی کشور در داخل و حارج در دست مافیا و میلیاردر های پاسداران اداره میشود، بنابر این واقعیت طرفداری طرفداران بقای جمهوری اسلامی، اسلام نیست، و بلکه وجود پول فراوان و برخورداری از زندگی مادی سرمایه دارانه و رفاهیات اجتماعی است.

شعارهای عقیدتی و پوچ خمینی و جمهوری اسلامی که منجر به بدبختی زندگی اکثریت مردم ایران شده است. و از کشور ایران نیز یک کشور بی آبرو تروریست پرور و عقب مانده اسلامی ساخت.

اما در عین حالی که طرفداران و حکومتی های بر ثروتشان افزدوه میشود و سرمایه دارتر میشوند، همین الان کارگران و خانواده های زیادی در ایران با فقر و مشکلات اقتصادی فراوانی و بصورت روز مرگی زندگی میکنند. بسیاری از خانواده ها نیز هستند که توانای خریدن حتی یک وعده غذای مناسب را هم ندارند و با شکم گرسنه میخوابند. جوانان ایرانی نیز تا همین الان امیدشان را برای آینده از دست داده اند. جوانان زیادی درگیر اعتیاد شده اند، و متاسفانه تن فروشی زنان نیز بیداد میکند که حتی به تن فروشی دختران زیر پانزده سال هم رسیده است. تن فروش دختران زیباروی ایرانی به مسافرین عراقی در شهر مشهد هم که در ماه های گذشته در صدر اخبار بود. در کنار همه اینها نیز تن فروشی دختران ایرانی در کشورهای حاشیه خلیج فارس و استانبول ترکیه نیز وجود دارد.

تن فروشی و یا فحشای دختران ایرانی با مسافرین عراقی در شهر مشهد. آخوند ها و جمهوری اسلامی، زندگی مردم ایران را به اوج  فقر و بدبختی و ذلت و دور شدن از انسانیت کشانده اند. تن فروشی دختران جوان از سر فقر و بدبختی و ناچاری برای زنده ماندن.

زندگی اکثریت مردم ایران در اثر سیاست های اشتباه ستیزه جویان و جنگ طلبان فاسد و سران حکومت و مخصوصا پاسداران رژیم به نهایت فقر و بدبختی و گرسنگی نزدیک شده است. و مخصوصا هزینه های موشک سازی و نظامی سپاه پاسداران و کسانی همچون قاسم سلیمانی کرمانی نقش به سزای در حیف و میل کردن میلیارد ها تومان از پول ایران را دارند. در حالیکه ماه ها از دستمزد کار زحمتکشان ایرانی پرداخت نمیشود، و در عین حال میلیارد ها تومان از پول ملت ایران که بدون دخالت و اجازه مردم ایران اشاره کرد که به جیب حسن نصرالله و حزب الله لبنان و بشار اسد در سوریه و حماس در فلسطین سرازیر میشود. 

نتیجه ـ آیا برای جمهوری اسلامی راهی برای خروج از بحران پیش رو دارد؟ آیا بار دیگر خامنه ای همچون خمینی جام زهر دیگر را سر خواهد کشید؟

در عمر چهل ساله نظام اسلامی و علی رغم شعارهای پوچ و دروغین سران و گماشتگان حکومت بر علیه قدرت های جهانی همچون آمریکا و در منطقه اسرائیل، هر زمانی که سران رژیم احساس کردند که پایه های حکومتشان لرزان شده است و امکان به خیابان آمدن وسیع مردم نزدیک شده باشد، آنها در یک نمایش تبلیغی قهرمانانه! عقب نشینی میکنند و به اصطلاح خمینی جام زهرآلود را سر می کشند.

داعشی های جمهوری اسلامی، جنگ طلبان و گماشتگان دزد و فاسد و چماقداران رژیم، در حال آتش زدن پرچم کشورهای آمریکا و اسرائیل. جمهوری اسلامی و جنگ طلبان دشمنان حقیقی مردم ایران و کشور ایران هستند.

 اولین جام زهرآلود را «خمینی» سرکشید: (نامه خمینی برای اعلام پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۶۷: 

… و اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‌دیدم؛ ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلًا خودداری می‌کنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش‌بس موافقت نمودم… خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‌اند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‌های معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز مانده‌ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‌ام، و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می‌کنم…

آخوند ها، پاسداران، بسیجی ها و جمهوری اسلامی دشمنان ایران. اعراب و فرهنگ اسلامی، دو مرتبه به ایران حمله نظامی و فرهنگی کردند… اولین تاریخ مربوط به ۱۴۰۰ سال قبل که ایران به تصرف سپاه اسلام در آمد… و دومین دفعه نیز در سال ۱۳۵۷ به سرکردگی جلاد و جنایتکاری بنام آیت الله خمینی. آخوند خوب، آخوند مُرده است.

 و دومین جام زهر آلود قهرمانانه را (قهرمانانه به ادعای خامنه ای) برای پذیرش و امضای تعهد نامه انرژی هسته ای و در امان ماندن از تحریم های بین الملی سرکشید. و بنده اعتقادم بر این است که اگر  همچنان آمریکا و متحدین بر ادامه سیاست های فشار و تحریم های بین المللی بر علیه جمهوری اسلامی ادامه دهند، در طی زمانی کمتر از یک سال آینده برای علی خامنه ای و جمهوری اسلامی هیچ راهی به غیر از تسلیم شدن در برابر آمریکا و سر کشیدن جام زهر آلود وجود ندارد. اگر جمهوری اسلامی گزینه سر کشیدن جام زهر آلود را با عقب نشینی و شکست و با شکلی ننگین نپذیرد، فروپاشی و سقوط حکومتش توسط انقلاب مردمی حتمیست. این مرتبه که مردم به خیابان بیایند، کار حکومت اسلامی تمام است.

مراد شیخی

شنبه, ۸ دی , ۱۳۹۷

۲۹-۱۲-۲۰۱۸

muradsheixi10@gmail.com