شنبه, ۳۱ شهریور , ۱۳۹۷
آخرین اخبار : 

با قرآن چه باید کرد؟ جلال ایجادی

 نویسنده: جلال ایجادی

قرآن کتابی است که در طی دویست سال در زمان محمد و پس از محمد تنظیم شد و محصول کار ترکیبی از دین یهود و نیاش های نصارا و احکام ناشی از جنگ های پیامبر اسلام و سیاستهای خلفای عرب میباشد.

قرآن کتاب احکام تعبدی و تاریخ شبه جزیر عربستان و بخشی از اقوام جغرافیای یک گوشه کوچک جهان میباشد که با برده داری و خشونت و تبعیض زیسته اند.

این دین فاقد فلسفه و بردباری است و نفی حقوق بشر است. قرآن کتاب مقدس نیست، قرآن یک کتاب عادی است که در سطح فرهنگی بسیار نازلی قرار دارد و حتا از نظر زبانی بسیار مغشوش و آشفته است. حال این کتاب در طول تاریخ بدنبال تجاوز عرب توسط قدرتمداران و حکام و فقها و آخوندها و ایدئولوگ های مسلمان، به جامعه ما و به ذهن ایرانیان تحمیل شد و به باور عامیانه تبدیل گشت.

اعراب و فرهنگ اسلامی، دو مرتبه به ایران تهاجم فرهنگی کردند… اولین تاریخ مربوط به۱۴۰۰ سال قبل و حمله وحشیانه و خونین اعراب به ایران… و دومین بار نیز  در سال ۱۳۵۷به سرکردگی آیت الله خمینی جنایتکار و فاشیست اسلامی. جمهوری اسلامی وجود ندارد. اعتصابات همگانی کارگران، و همراهی مردم ایران، بهترین گزینه برای سرنگونی جمهوری اسلامی است.«دشمن ما همین جاست، دروغ میگن اسرائیل و آمریکاست».

سیاست و قوانین و سنت ها و رسوم در جامعه برپایه این دین خشونت بار و نابردبار، پرداخته شدند و این مجموعه بعنوان وسیله ای برای کنترل جامعه و روان و ذهن انسانها مورد استفاده قرار گرفت. ایرانیان دستخوش یک مسخ دردناک شدند و به فرهنگ خود تا حدودی پشت کردند. فرهنگ میترایی و اوستایی و اساطیری به کنار رفت و قرآن و شیعه گری و خرافات بر ذهن و رفتار ایرانی سوار شد و پست روی فرهنگی آغاز گشت. البته فرهنگ دیرینه و ادبیات شعری فارسی در برابر اسلام مقاومت کردند و با تاثیر پذیری از دین، دوگانگی در خود بوجود آوردند. ولی بهرحال جامعه تاریخی و فرهنگی ایران با اسلام بازنده بود.

حال با قرآن چه باید کرد؟ ما باید قرآن را در تمام ابعاد مورد انتقاد قرار دهیم زیرا یکی از عوامل انحطاط ما همین باور قرآنی است. اگر فلسفه پیش نرفت، قرآن مانع پیشرفت است. اگر عدم بردباری نسبت به کیش های دیگر موجود است عامل خشونت همین قرآن است. اگر امروز آخوندها بر کشور حکومت میکنند یک عامل اساسی، همان باورهای دینی به قرآن و شیعه گری است. یکی از عوامل بیماری جامعه ایران همین احکام قرآنی است که در حکومت و در ذهن مردم قرار دارد. عوامل عقب ماندگی چندگانه است و بعنوان نمونه استبداد و هجوم های بیگانه و عقب ماندگی اجتماعی و اقتصادی و کشتار مخالفان و نیز دین اسلام، از اینگونه عوامل هستند. پس علیه عوامل عقب ماندگی و در همین رابطه علیه عامل دین اسلام باید نقد را بجلو برد.

داعش وطنی آیت الله خمینی، جلاد و خونخوار، پدرخوانده طالبان و داعش و دیگر تروریست های چند دهه گذشته در جهان است. آخوند ها و جمهوری اسلامی دشمنان حقیقی ایران. «دشمن ما همین جاست دروغ میگن اسرائیل و آمریکاست».

قرآن مقدس نیست و فقط اسلامگرایان و افراد ناآگاه چنین ادعایی را دارند. بعلاوه روشنفکران فرصت طلب و بی دانش و سیاستمداران گزافه گو نیز چنین میگویند. پس دانشگاهیان منقد کار انتقادی خود را در باره قرآن و اسلام باید ادامه دهند و من بنوبه خود این نقد را ادامه میدهم، نویسندگان و هنرمندان باید آزادی روحیه خود را علیه خرافه پرستی ادامه دهند. افراد آگاه تمامی خرافه های امام زمانی و امامگرایی را باید مورد انتقاد قرار دهند.

باید فرهنگ خود را با فرهنگ های مدرن جهان و تئوری های فلسفی و جامعه شناختی و تاریخی و بیولوژیکی و علمی، بیش از گذشته پیوند زد. باید توجه نمود که کشورهای مسلمان با فقر و دیکتاتوری و تعصب و تروریسم و تقدسگرایی دینی و عقب ماندگی علمی دچارند و این امر در پیوند با ساختار ذهنی دینی است. باید از این دین خارج شد، باید این حقیقت را گفت که ماندگاری در اسلام جز عقب ماندگی و درماندگی خرد نتیجه دیگری ندارد.

جمهوری اسلامی و آخوند ها، عامل اصلی جنایات، عقب ماندگی ها، و فقر و بدبختی ها و مشکلات فراوان زندگی مردم ستمدیده ایرانند. «دشمن ما همین جاست، دروغ میگن اسرائیل و آمریکاست».

حکومت ایران اسلامی است، قوانین ایران اسلامی و فقهی است، مناسبات اجتماعی مردمان آغشته به اسلام زدگی است، بنابراین ما باید شجاعت در نقد داشته باشیم. روشن است که باور دینی در اعماق رفتار و ذهن آدمی ریشه دارد و یک پدیده بسیار ژرف است. ولی حرف من در اینجا با فرهیختگان است. افراد آگاه و روشنفکران آزاد و فرهیختگان ایرانی نباید توسط اسلام و قرآن در فلجی باقی بمانند. جامعه به یک فرهنگ سازی بزرگ نیازمند است و این فرهنگ سازی با انتقاد به دین و قرآن گره خورده است.